کتاب 'انگلیش ریزالت' پیش‌متوسطه - واحد 4 - 4A

در اینجا واژگان از واحد 4 - 4A در کتاب درسی English Result Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "پتو"، "صابون"، "پذیرش"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'انگلیش ریزالت' پیش‌متوسطه
hotel [اسم]
اجرا کردن

هتل

Ex: She booked a room at a beachfront hotel for her summer getaway .

او یک اتاق در یک هتل ساحلی برای تعطیلات تابستانی خود رزرو کرد.

room [اسم]
اجرا کردن

اتاق

Ex: I have a big room with a window .

من یک اتاق بزرگ با پنجره دارم.

blanket [اسم]
اجرا کردن

پتو

Ex: During the picnic , they spread out a large blanket on the grass and enjoyed a delicious lunch under the sun .

در طول پیکنیک، آنها یک پتو بزرگ روی چمن پهن کردند و از یک ناهار خوشمزه در زیر آفتاب لذت بردند.

glass [اسم]
اجرا کردن

لیوان

Ex:

بچه‌ها آبمیوه خود را از لیوانهای رنگارنگ نوشیدند.

lamp [اسم]
اجرا کردن

چراغ

Ex:

چراغ نفری به آرامی سوسو می زد، سایه ها را بر روی دیوارها می انداخت.

اجرا کردن

کنترل (تلویزیون و غیره)

Ex: The remote control for the garage door opener allows easy access to the house .

کنترل از راه دور برای بازکننده در گاراژ دسترسی آسان به خانه را فراهم می‌کند.

pillow [اسم]
اجرا کردن

بالش

Ex:

بچه‌ها در طول خوابیدنشان جنگ بالش‌ها را داشتند.

ashtray [اسم]
اجرا کردن

زیرسیگاری

Ex: They placed an ashtray on the balcony for smokers .

آنها یک زیرسیگاری روی بالکن برای سیگاری‌ها گذاشتند.

shampoo [اسم]
اجرا کردن

شامپو

Ex: The salon offered a variety of shampoos for different hair types .

سالن انواع مختلفی از شامپوها را برای انواع مختلف مو ارائه می‌داد.

sheet [اسم]
اجرا کردن

روتختی

Ex: He preferred to sleep with just a light sheet during the summer to stay cool and comfortable .

او ترجیح می‌داد در تابستان فقط با یک ملافه سبک بخوابد تا خنک و راحت بماند.

soap [اسم]
اجرا کردن

صابون

Ex: I washed my face and hands with a bar of soap .

من صورت و دست‌هایم را با یک تکه صابون شستم.

minibar [اسم]
اجرا کردن

مینی‌بار

Ex: During our staycation , we appreciated the convenience of having a minibar in our room , allowing us to enjoy refreshments at our leisure .

در طول اقامت محلی ما، از راحتی داشتن یک مینی بار در اتاقمان قدردانی کردیم، که به ما امکان می‌داد در اوقات فراغت خود از نوشیدنی‌ها لذت ببریم.

tap [اسم]
اجرا کردن

شیر (آب یا گاز)

Ex: The cold tap was n't working , so we only had hot water .

شیر آب سرد کار نمی‌کرد، بنابراین فقط آب گرم داشتیم.

towel [اسم]
اجرا کردن

حوله

Ex:

او بعد از دوش گرفتن خود را در یک حوله حمام گرم پیچید.

toilet roll [اسم]
اجرا کردن

رول دستمال توالت

Ex: There was a spare toilet roll in the cabinet .

یک رول توالت یدکی در کابینت وجود داشت.

floor [اسم]
اجرا کردن

کف

Ex: She covered the floor with a colorful carpet .

او کف را با یک فرش رنگارنگ پوشاند.

اجرا کردن

متصدی پذیرش

Ex: The salon receptionist booked me an appointment with the stylist .

منشی سالن برایم یک قرار با آرایشگر رزرو کرد.

guest [اسم]
اجرا کردن

مهمان

Ex: She treated every guest at the party with warmth and kindness .

او با هر مهمان در مهمانی با گرمی و مهربانی رفتار کرد.