کتاب 'انگلیش ریزالت' پیش‌متوسطه - واحد 3 - 3C

در اینجا واژگان از واحد 3 - 3C در کتاب درسی English Result Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "فرش"، "خسته کننده"، "ملاقات" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'انگلیش ریزالت' پیش‌متوسطه
carpet [اسم]
اجرا کردن

فرش

Ex: The Persian carpet in the living room adds elegance and style to the space .

فرش ایرانی در اتاق نشیمن به فضا زیبایی و سبک می‌بخشد.

green [صفت]
اجرا کردن

سبز

Ex: The leaves on the trees are green .

برگ‌های روی درختان سبز هستند.

sofa [اسم]
اجرا کردن

مبل راحتی

Ex: The sofa provides a great place to take an afternoon nap .

مبل مکانی عالی برای چرت زدن بعدازظهر فراهم می‌کند.

blue [صفت]
اجرا کردن

آبی

Ex: The ocean 's blue color amazed us .

رنگ آبی اقیانوس ما را شگفت‌زده کرد.

boring [صفت]
اجرا کردن

خسته‌کننده

Ex: The movie was boring and I fell asleep halfway through it .

فیلم خسته‌کننده بود و من وسط آن خوابم برد.

to go [فعل]
اجرا کردن

رفتن

Ex: He went into the kitchen to prepare dinner for the family.

او به آشپزخانه رفت تا شام را برای خانواده آماده کند.

town [اسم]
اجرا کردن

شهر (کوچک)

Ex: They decorate the town square for holidays and special occasions .

آن‌ها شهر را برای تعطیلات و مناسبت‌های خاص تزئین می‌کنند.

to meet [فعل]
اجرا کردن

دور هم جمع شدن

Ex: The club members will meet every Monday to organize events .

اعضای کلاب هر دوشنبه ملاقات خواهند کرد تا رویدادها را سازماندهی کنند.

friend [اسم]
اجرا کردن

دوست

Ex: Michael enjoys going out for coffee with his friends from work to catch up and unwind after a long day .

مایکل از بیرون رفتن برای قهوه با دوستانش از کار لذت می‌برد تا بعد از یک روز طولانی به روز شود و استراحت کند.

to go out [فعل]
اجرا کردن

بیرون رفتن

Ex: They often go out on weekends to explore new restaurants .

آن‌ها اغلب آخر هفته‌ها بیرون می‌روند تا رستوران‌های جدید را کشف کنند.

weekend [اسم]
اجرا کردن

آخر هفته

Ex: Weekends are the perfect time to read books and get lost in stories .

آخر هفته زمان مناسبی برای خواندن کتاب و غرق شدن در داستان‌ها است.

اجرا کردن

خاموش کردن

Ex:

او همیشه سیستم گرمایشی را خاموش می‌کند وقتی خانه را ترک می‌کند.

park [اسم]
اجرا کردن

پارک

Ex: They had a friendly soccer match with their friends in the park .

آن‌ها یک بازی دوستانه فوتبال با دوستانشان در پارک داشتند.

dark [صفت]
اجرا کردن

تاریک

Ex: The dark night made the stars shine brighter .

شب تاریک باعث درخشش بیشتر ستاره‌ها شد.

program [اسم]
اجرا کردن

اجرا

Ex: The ballet program showcased talented dancers from across the world .

برنامه باله رقصنده‌های بااستعداد از سراسر جهان را به نمایش گذاشت.

channel [اسم]
اجرا کردن

شبکه

Ex:

سرویس‌های استریمینگ به کاربران اجازه می‌دهند تا به کانال‌ها به صورت آنلاین دسترسی داشته باشند، که دسترسی به محتوای متنوع را به صورت درخواستی فراهم می‌کند.

nowhere [قید]
اجرا کردن

هیچ‌جا

Ex: The treasure hunters searched nowhere on the island , they were sure it was n't there .

گنج‌یاب‌ها هیچ‌جا در جزیره جستجو نکردند، آنها مطمئن بودند که آنجا نیست.

nothing [اسم]
اجرا کردن

فرد یا چیزی بی‌ارزش

comedy [اسم]
اجرا کردن

ژانر کمدی

Ex: The film blends elements of drama and comedy , making it a unique watch .

فیلم عناصر درام و کمدی را در هم می‌آمیزد و آن را به تماشایی منحصر به فرد تبدیل می‌کند.

film [اسم]
اجرا کردن

فیلم

Ex:

صنعت فیلم پیشرفت‌های تکنولوژیکی قابل توجهی را تجربه کرده است، که منجر به تولید فیلم‌هایی با جلوه‌های بصری خیره‌کننده و غوطه‌ور کننده شده است.

action [اسم]
اجرا کردن

fast-moving events that create excitement, suspense, or danger

Ex: The film is full of thrilling action .
series [اسم]
اجرا کردن

سریال

Ex: The documentary series explored the evolution of technology in five episodes .

مجموعه مستند، تکامل فناوری را در پنج قسمت بررسی کرد.

cartoon [اسم]
اجرا کردن

کارتون

Ex: The new cartoon on TV is loved by both kids and adults .

کارتون جدید در تلویزیون مورد علاقه هر دو بچه ها و بزرگسالان است.

television [اسم]
اجرا کردن

تلویزیون

Ex: We bought a new television with 4 K resolution .

ما یک تلویزیون جدید با وضوح 4K خریدیم.

quiz show [اسم]
اجرا کردن

مسابقه پرسش‌و‌پاسخ (تلویزیونی یا رادیویی)

Ex: Did you see that quiz show last week ?

آیا آن مسابقه تلویزیونی را هفته پیش دیدی؟ سوالات خیلی حیله‌ای بودند!