کتاب 'انگلیش ریزالت' پیش‌متوسطه - واحد 5 - 5A

در اینجا واژگان واحد 5 - 5A از کتاب درسی English Result Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "صندل"، "جوراب شلواری"، "غیررسمی"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'انگلیش ریزالت' پیش‌متوسطه
clothes [اسم]
اجرا کردن

لباس

Ex: She received many compliments on her stylish clothes .

او برای لباس‌های شیکش تعریف‌های زیادی دریافت کرد.

sandal [اسم]
اجرا کردن

صندل

Ex: He opted for closed-toe sandals for a hike in the desert .

او برای پیاده‌روی در بیابان صندلهای جلوبسته انتخاب کرد.

shorts [اسم]
اجرا کردن

شلوارک

Ex: I packed a few pairs of shorts for our beach vacation .

من چند جفت شورت برای تعطیلات ساحلی‌مان بسته‌بندی کردم.

sock [اسم]
اجرا کردن

جوراب

Ex: She lost one of her socks in the laundry and could n't find it .

او یکی از جوراب‌هایش را در لباس‌شویی گم کرد و نتوانست آن را پیدا کند.

suit [اسم]
اجرا کردن

کت‌شلوار

Ex: She needs to iron her suit before the important meeting .

او باید کت و شلوار خود را قبل از جلسه مهم اتو کند.

sweatshirt [اسم]
اجرا کردن

گرمکن (لباس)

Ex: The cozy sweatshirt was made of fleece material .

سوییشرت راحت از جنس فلیس ساخته شده بود.

tights [اسم]
اجرا کردن

جوراب‌شلواری

Ex: Tights are a popular choice for dancers and gymnasts .

شلوارک انتخاب محبوبی برای رقصندگان و ژیمناستیک کاران است.

top [اسم]
اجرا کردن

تاپ (لباس)

Ex: The floral print top is perfect for a day out in the sun .

تاپ طرح گل برای یک روز آفتابی عالی است.

tracksuit [اسم]
اجرا کردن

گرمکن (ورزشی)

Ex: Many athletes prefer to wear a tracksuit during warm-ups to stay loose and agile .

بسیاری از ورزشکاران ترجیح می‌دهند در طول گرم کردن لباس ورزشی بپوشند تا انعطاف‌پذیر و چابک بمانند.

trainer [اسم]
اجرا کردن

کفش کتانی

Ex: After a long day of walking , her trainers provided the cushioning she needed to avoid sore feet .

پس از یک روز طولانی پیاده‌روی، کفش‌های ورزشی او بالشتک مورد نیاز برای جلوگیری از درد پا را فراهم کردند.

underwear [اسم]
اجرا کردن

لباس زیر

Ex: I prefer to wear comfortable cotton underwear .

من ترجیح می‌دهم زیرپوش نخی راحت بپوشم.

big [صفت]
اجرا کردن

بزرگ

Ex: He made a big mistake .

او یک اشتباه بزرگ مرتکب شد.

casual [صفت]
اجرا کردن

راحتی (لباس)

Ex: She wore a casual sundress to the picnic , enjoying the comfort and ease of movement .

او یک لباس تابستانی راحت به پیکنیک پوشید، از راحتی و سهولت حرکت لذت برد.

comfortable [صفت]
اجرا کردن

راحت (لباس و ...)

Ex: After a long day , I like to change into comfortable pajamas .

بعد از یک روز طولانی، دوست دارم به پیژامه‌های راحت تغییر لباس بدهم.

long [صفت]
اجرا کردن

بلند

Ex: The dress code required students to wear long skirts or pants .

کد لباس از دانش‌آموزان می‌خواست که دامن‌های بلند یا شلوار بپوشند.

nice [صفت]
اجرا کردن

خوب

Ex: The store offers a selection of nice products that last longer .

فروشگاه مجموعه‌ای از محصولات خوب را ارائه می‌دهد که دوام بیشتری دارند.

small [صفت]
اجرا کردن

کوچک

Ex: The toy car was small enough to fit in his pocket .

ماشین اسباب‌بازی به اندازه‌ای کوچک بود که در جیبش جا شود.

smart [صفت]
اجرا کردن

شیک

Ex: For the gala , everyone was expected to dress smart , so many opted for evening gowns and tuxedos .

برای گالا، انتظار می‌رفت همه شیک بپوشند، بنابراین بسیاری لباس شب و کت و شلوارهای رسمی را انتخاب کردند.

warm [صفت]
اجرا کردن

گرم

Ex: The warm weather was perfect for a day at the beach .

هوای گرم برای یک روز در ساحل عالی بود.