کتاب 'فور کرنرز' 3 - واحد 9 درس A
در اینجا واژگان از واحد 9 درس A در کتاب درسی Four Corners 3 را پیدا خواهید کرد، مانند "بحث کردن"، "مصالحه"، "شایعه"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
the connection among two or more things or people or the way in which they are connected

ارتباط
او رابطه نزدیکی با خواهر و برادرهایش دارد و به طور منظم آنها را میبیند.
(of a person) not having physical or mental problems

سالم, تندرست
پدربزرگ من 80 ساله است اما هنوز سالم و تیزهوش است.
to tell a person that one is sorry for having done something wrong

عذرخواهی کردن
مهم است که عذرخواهی کنید اگر به طور تصادفی احساسات کسی را جریحه دار کردید، حتی ناخواسته.
to speak to someone often angrily because one disagrees with them

جروبحث کردن, بحث کردن
من با فروشنده در مورد قیمت پیراهن بحث کردم.
to exchange information, news, ideas, etc. with someone

ارتباط برقرار کردن
در حال حاضر، او از طریق تماس ویدئویی با مشتریان ارتباط برقرار میکند.
to come to an agreement after a dispute by reducing demands

مصالحه کردن, سازش کردن
خواهر و برادرها با انتخاب فیلمی که به علایق هر دو آنها پاسخ میداد، در انتخاب فیلم توافق کردند.
to point out the faults or weaknesses of someone or something

انتقاد کردن
سارا همیشه ارائههای همکارانش را انتقاد میکند، اما به ندرت بازخورد سازنده ارائه میدهد.
to stop being angry or blaming someone for what they have done, and to choose not to punish them for their mistakes or flaws

بخشیدن
علیرغم خیانت، او تصمیم گرفت شریک تجاری خود را ببخشد و اعتماد را دوباره بسازد.
to talk about the private lives of others with someone, often sharing secrets or spreading untrue information

پشت سر کسی حرف زدن, غیبت کردن
نوجوانان اغلب در مورد همسالان خود شایعهپراکنی میکنند، در مورد روابط، شایعات و مسائل شخصی بحث میکنند.
to intentionally say or write something that is not true

دروغ گفتن
او اغلب دروغ میگوید تا از دردسر جلوگیری کند.
to cause injury or physical pain to yourself or someone else

آسیب رساندن, آسیب زدن، اذیت کردن
او پله را ندید و پای خود را آسیب زد.
clothes, sheets, etc. that have just been washed or need washing

لباسهای شستهشده, لباس کثیف
فراموش کردم لباسها را از ماشین لباسشویی بیرون بیاورم.
lacking fairness or justice in treatment or judgment

ناعادلانه, غیر منصفانه
تصمیم داور از سوی هر دو تیم ناعادلانه تلقی شد.
things such as household materials that have no use anymore

زباله, آشغال
خیابان پس از جشنواره پر از زباله بود.
to remove a thing from somewhere or something

درآوردن, بیرون بردن
جراح در طول عمل برمیدارد آپاندیس را.
extremely unpleasant or disagreeable

افتضاح, بسیار بد
ماشین صدای وحشتناکی تولید کرد، بنابراین آن را به مکانیک بردند.
to estimate or form a conclusion about something without sufficient information to verify its accuracy

حدس زدن
آیا میتوانید حدس بزنید چند ژلهبین در شیشه وجود دارد؟
to make a person feel ashamed, uneasy, or nervous, especially in front of other people

خجالتزده کردن, شرمسار کردن
او خجالت زده شد وقتی تلفنش با صدای بلند در جلسه زنگ خورد.
offering assistance or support, making tasks easier or problems more manageable for others

مفید, کمککننده، سودمند, کارآمد
یک نکته مفید میتواند در طول یک پروژه زمان و تلاش را ذخیره کند.
to talk about something with someone, often in a formal manner

صحبت کردن (درمورد چیزی), در میان گذاشتن، مطرح کردن
من نگرانیهای سلامتیام را با پزشک بحث کردم.