پزشک
مادرم یک پزشک است، و وقتی مردم بیمار میشوند به آنها کمک میکند.
در اینجا واژگان از واحد 8 درس B در کتاب درسی Four Corners 3 را پیدا خواهید کرد، مانند "غریبه"، "خرید"، "تقریبی" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
پزشک
مادرم یک پزشک است، و وقتی مردم بیمار میشوند به آنها کمک میکند.
دوست
جنی و ایمی سالهاست که دوست هستند و اغلب با هم به پیادهروی میروند تا طبیعت را کشف کنند.
همسایه
همسایه من به من کمک کرد تا وسایلم را به آپارتمان جدیدم منتقل کنم.
والد
والد شدن تجربهای است که زندگی را تغییر میدهد و با مسئولیت بزرگی همراه است.
ناآشنا (با مکانی)
او در روستای کوچک مانند یک غریبه احساس میکرد.
معلم
معلم مورد علاقه من بسیار صبور است و همیشه مرا تشویق میکند که بهترین عملکرد را داشته باشم.
کمک کردن
آیا میتوانید به من کمک کنید تا این مشکل را حل کنم؟
قیمت داشتن
نگهداری منظم خودرو معمولاً حدود 100 دلار در ماه هزینه دارد.
خریدن
پلتفرمهای آنلاین راههای مناسبی را برای افراد فراهم میکنند تا محصولات را از فروشندگان مختلف خریداری کنند.
تقریبی
وزن تقریبی بسته پنج پوند است.
دوری کردن
او پس از مشاجره اخیرشان از همسایههایش اجتناب کرد.
احتمالاً
من احتمالا کلیدهایم را روی پیشخوان آشپزخانه جا گذاشتهام.
ترجیح دادن
بسیاری از مردم ترجیح میدهند غذاهای خانگی را به جای فست فود بخورند.
البته
او خیلی باهوشه، مگه نه؟ — بلکه! همیشه یک قدم جلوتر.