کتاب 'فور کرنرز' 3 - واحد 8 درس ب
در اینجا واژگان از واحد 8 درس B در کتاب درسی Four Corners 3 را پیدا خواهید کرد، مانند "غریبه"، "خرید"، "تقریبی" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
someone who has studied medicine and treats sick or injured people

پزشک, دکتر
someone who is living next to us or somewhere very close to us

همسایه
همسایه من به من کمک کرد تا وسایلم را به آپارتمان جدیدم منتقل کنم.
someone who is not familiar with a place because it is the first time they have ever been there

ناآشنا (با مکانی)
او در روستای کوچک مانند یک غریبه احساس میکرد.
someone who teaches things to people, particularly in a school

معلم, آموزگار
to require a particular amount of money

قیمت داشتن, هزینه داشتن
to get goods or services in exchange for money or other forms of payment

خریدن
پلتفرمهای آنلاین راههای مناسبی را برای افراد فراهم میکنند تا محصولات را از فروشندگان مختلف خریداری کنند.
close to a certain quality or quantity, but not exact or precise

تقریبی, حدودی
وزن تقریبی بسته پنج پوند است.
to intentionally stay away from or refuse contact with someone

دوری کردن
او پس از مشاجره اخیرشان از همسایههایش اجتناب کرد.
used to show likelihood or possibility without absolute certainty

احتمالاً, شاید
من احتمالا کلیدهایم را روی پیشخوان آشپزخانه جا گذاشتهام.
