کتاب 'فور کرنرز' 3 - واحد 8 درس الف

در اینجا واژگان از واحد 8 درس A در کتاب درسی Four Corners 3 را پیدا خواهید کرد، مانند "در معرض خطر"، "فلورسنت"، "فشرده" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'فور کرنرز' 3
environment [اسم]
اجرا کردن

محیط‌ زیست

Ex: Recycling is one way to help save the environment .

بازیافت یکی از راه‌های کمک به نجات محیط زیست است.

green [صفت]
اجرا کردن

سازگار با محیط زیست

Ex: Her garden features green fertilizers that are safe for the ecosystem .
e-waste [اسم]
اجرا کردن

زباله الکترونیک

Ex: Proper disposal of e-waste is essential to prevent environmental harm .

دفع مناسب زباله‌های الکترونیکی برای جلوگیری از آسیب زیست‌محیطی ضروری است.

hybrid [اسم]
اجرا کردن

خودرو چندگانه‌سوز

Ex:

در طول سفرهای طولانی، ون هیبریدی دیزل-الکتریکی منابع انرژی خود را ترکیب می‌کند تا گشتاور قوی را ارائه دهد در حالی که سوخت صرفه‌جویی می‌کند.

اجرا کردن

گرمایش جهانی

Ex: The effects of global warming are evident in changing weather patterns .

تاثیرات گرمایش جهانی در الگوهای آب و هوایی در حال تغییر آشکار است.

organic [صفت]
اجرا کردن

طبیعی (بدون اصلاح ژنتیکی)

Ex: Organic cotton is grown without the use of synthetic chemicals , making it a more eco-friendly choice for clothing and textiles .

پنبه ارگانیک بدون استفاده از مواد شیمیایی مصنوعی کشت می‌شود، که آن را به انتخابی دوستدار محیط زیست برای لباس و منسوجات تبدیل می‌کند.

plastic bag [اسم]
اجرا کردن

کیسه پلاستیکی

Ex: The wind blew a plastic bag across the parking lot .

باد یک کیسه پلاستیکی را در سراسر پارکینگ پرتاب کرد.

pollution [اسم]
اجرا کردن

آلودگی

Ex: Oil spills are a form of pollution that significantly damage marine ecosystems .

نشت نفت شکلی از آلودگی است که به طور قابل توجهی به اکوسیستم‌های دریایی آسیب می‌زند.

recycle bin [اسم]
اجرا کردن

سطل بازیافت

Ex: The city provides each household with a blue recycle bin for paper and cardboard .

شهر به هر خانوار یک سطل بازیافت آبی برای کاغذ و مقوا ارائه می‌دهد.

اجرا کردن

انرژی خورشیدی

Ex: Solar energy can be used to power everything from homes to cars .

انرژی خورشیدی می‌تواند برای تأمین انرژی همه چیز از خانه‌ها تا خودروها استفاده شود.

wind farm [اسم]
اجرا کردن

نیروگاه بادی

Ex: Many countries are investing in wind farms to reduce carbon emissions .

بسیاری از کشورها در مزارع بادی سرمایه‌گذاری می‌کنند تا انتشار کربن را کاهش دهند.

goods [اسم]
اجرا کردن

کالا

Ex: Online shopping has made it easier than ever to purchase goods from around the world .

خرید آنلاین خرید کالاها از سراسر جهان را آسان‌تر از همیشه کرده است.

compact [صفت]
اجرا کردن

فشرده

Ex: He packed his clothes into a compact suitcase for the weekend trip .

او لباس‌هایش را در یک چمدان فشرده برای سفر آخر هفته بسته‌بندی کرد.

regular [صفت]
اجرا کردن

منظم

Ex: He arrived at the office at his regular time , as always .

او در ساعت معمول خود به دفتر رسید، مثل همیشه.

to waste [فعل]
اجرا کردن

هدر دادن

Ex: It 's unfortunate that some people waste electricity by leaving lights on when they 're not needed .

متأسفانه برخی از افراد با روشن گذاشتن چراغ‌ها در زمانی که نیازی نیست، برق را هدر می‌دهند.

light bulb [اسم]
اجرا کردن

لامپ

Ex: They installed smart light bulbs that could be controlled remotely via a smartphone app .

آن‌ها لامپ‌های هوشمندی نصب کردند که از طریق یک برنامه گوشی هوشمند از راه دور کنترل می‌شدند.

fluorescent [اسم]
اجرا کردن

لامپ مهتابی

Ex: She noticed the fluorescent had a cool , white glow that brightened the entire room .

او متوجه شد که فلورسنت نوری سفید و خنک دارد که تمام اتاق را روشن می‌کند.

statement [اسم]
اجرا کردن

نظر

Ex: The company 's mission statement emphasizes customer service .
cotton [اسم]
اجرا کردن

پنبه

Ex:

نرمی الیاف پنبه آن را برای ساخت لباس ایده‌آل می‌کند.

steel [اسم]
اجرا کردن

فولاد

Ex: The construction workers welded the steel beams together to form the building 's skeleton .

کارگران ساختمانی تیرهای فولادی را به هم جوش دادند تا اسکلت ساختمان را تشکیل دهند.

bottle [اسم]
اجرا کردن

بطری

Ex: They collected glass bottles for a recycling project .

آن‌ها بطری‌های شیشه‌ای را برای یک پروژه بازیافت جمع‌آوری کردند.

landfill [اسم]
اجرا کردن

خاک‌چال

Ex: Regulations require that all waste be sorted before it goes to the landfill .

مقررات الزام می‌کند که تمام زباله‌ها قبل از رفتن به زباله‌دانی تفکیک شوند.

to cause [فعل]
اجرا کردن

موجب شدن

Ex: I hope my delay did n't cause any inconvenience .

امیدوارم تأخیر من موجب هیچ ناراحتی نشده باشد.

long-term [صفت]
اجرا کردن

بلند‌مدت

Ex:

این پروژه با هدف پرداختن به نگرانی‌های زیست‌محیطی بلندمدت طراحی شده بود.

to recycle [فعل]
اجرا کردن

بازیافت کردن

Ex: Many communities encourage residents to recycle plastic bottles to reduce environmental pollution .
toothbrush [اسم]
اجرا کردن

مسواک

Ex: They replaced their old toothbrushes with new ones .

آنها مسواک‌های قدیمی خود را با جدید عوض کردند.

reusable [صفت]
اجرا کردن

چندبارمصرف

Ex: The reusable coffee filter can be rinsed and used again for brewing fresh coffee .

فیلتر قهوه قابل استفاده مجدد را می‌توان شست و دوباره برای دم کردن قهوه تازه استفاده کرد.

feature [اسم]
اجرا کردن

ویژگی

Ex: The historical landmark 's most notable feature is its distinctive architecture dating back to the 18th century .

ویژگی قابل توجه ترین بنای تاریخی معماری متمایز آن است که به قرن هجدهم بازمی گردد.

endangered [صفت]
اجرا کردن

مستعد انقراض

Ex:

دانشمندان در حال مطالعه رفتار گونه‌های در معرض خطر هستند تا استراتژی‌های حفاظتی مؤثری توسعه دهند.

اجرا کردن

خواربارفروشی

Ex: He works part-time at a grocery store to earn extra money .

او در یک فروشگاه مواد غذایی نیمه وقت کار می‌کند تا پول بیشتری به دست آورد.

mall [اسم]
اجرا کردن

مرکز خرید

Ex: During the holidays , the mall is decorated with festive lights and ornaments .

در طول تعطیلات، مرکز خرید با چراغ‌ها و تزئینات جشن تزئین شده است.

more [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

بیشتر

Ex: They 've promised to donate more food to the shelter .

آنها قول داده‌اند که بیشتر غذا به پناهگاه اهدا کنند.

less [قید]
اجرا کردن

کمتر

Ex: The weather was less warm than yesterday .

هوا کمتر از دیروز گرم بود.

enough [قید]
اجرا کردن

به‌اندازه کافی

Ex: She worked hard enough to earn a well-deserved promotion .
few [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

چند

Ex:

چند سیب در سبد باقی مانده است.

many [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

چندین

Ex: She dedicated many years to her career before retiring .

او سال‌های زیادی را به حرفه‌اش اختصاص داد قبل از اینکه بازنشسته شود.

much [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

زیاد

Ex: There 's not much chocolate left in the box .

زیاد شکلات در جعبه باقی نمانده است.