کتاب 'فور کرنرز' 3 - واحد 5 درس D

در اینجا واژگان از واحد 5 درس D در کتاب درسی Four Corners 3 را پیدا خواهید کرد، مانند "جذاب"، "چشم انداز"، "مرز"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'فور کرنرز' 3
wonder [اسم]
اجرا کردن

هیبت

Ex: She looked at the ancient ruins in wonder , amazed by their history .

او به ویرانه‌های باستانی با حیرت نگاه کرد، از تاریخشان شگفت‌زده شد.

natural [صفت]
اجرا کردن

طبیعی

Ex: The dish was made using natural and locally sourced ingredients .

غذا با استفاده از مواد طبیعی و محلی تهیه شد.

fascinating [صفت]
اجرا کردن

مجذوب‌کننده

Ex: The scientist 's discoveries about space are truly fascinating , expanding our understanding of the universe .

کشفیات دانشمند درباره فضا واقعاً مسحورکننده است، درک ما از جهان را گسترش می‌دهد.

اجرا کردن

نفس‌گیر

Ex: The breathtaking speed of the roller coaster left riders exhilarated and breathless .

سرعت حیرت‌انگیز ترن هوایی سواران را هیجان‌زده و بی‌نفس گذاشت.

landscape [اسم]
اجرا کردن

چشم‌انداز

Ex: Autumn colors transformed the countryside landscape .
wide [صفت]
اجرا کردن

عریض

Ex: The road was wide , accommodating both cars and pedestrians comfortably .

جاده عریض بود، که هم ماشین‌ها و هم عابران پیاده را به راحتی در خود جای می‌داد.

deep [صفت]
اجرا کردن

عمیق

Ex: The canyon was deep , with towering walls that seemed to stretch endlessly .

دره عمیق بود، با دیواره‌های بلندی که به نظر می‌رسید بی‌پایان کشیده شده‌اند.

border [اسم]
اجرا کردن

مرز

Ex: As we crossed the border into the neighboring country , we were greeted by customs officials .

همان‌طور که از مرز به کشور همسایه عبور می‌کردیم، مأموران گمرک از ما استقبال کردند.

dangerous [صفت]
اجرا کردن

خطرناک

Ex: The coast guard warned us against swimming during a storm because it 's very dangerous .

گارد ساحلی به ما هشدار داد که در طول طوفان شنا نکنیم زیرا بسیار خطرناک است.

flat [صفت]
اجرا کردن

مسطح

Ex: The paper was flat , without any creases or folds .

کاغذ صاف بود، بدون هیچ چین یا تا.

cornfield [اسم]
اجرا کردن

مزرعه ذرت

Ex: A scarecrow stood watch over the cornfield to keep birds away .

یک مترسک از مزرعه ذرت محافظت می‌کرد تا پرندگان را دور نگه دارد.

steam [اسم]
اجرا کردن

بخار

Ex: The steam fogged up the bathroom mirror during her hot shower .

بخار آینه حمام را در هنگام دوش آب گرم او بخار گرفت.

to crack [فعل]
اجرا کردن

ترک برداشتن

Ex: The heat caused the pavement to crack , requiring repairs to prevent further damage .

گرما باعث ترک خوردن سنگفرش شد و نیاز به تعمیرات برای جلوگیری از آسیب بیشتر داشت.

volcano [اسم]
اجرا کردن

آتش‌فشان

Ex: The lava flowed down the side of the volcano .

گدازه از کناره آتشفشان جاری شد.

harbor [اسم]
اجرا کردن

بندرگاه

Ex: The ships docked in the harbor to avoid the storm approaching from the open sea .

کشتی‌ها در بندر پهلو گرفتند تا از طوفانی که از دریای آزاد نزدیک می‌شد، اجتناب کنند.

beach [اسم]
اجرا کردن

ساحل

Ex: The beach was crowded with people enjoying the sun and surf .

ساحل پر از افرادی بود که از آفتاب و موج لذت می‌بردند.

colorful [صفت]
اجرا کردن

رنگارنگ

Ex: The children 's artwork was filled with colorful drawings of animals and nature .

آثار هنری کودکان پر از نقاشی‌های رنگی از حیوانات و طبیعت بود.

coral reef [اسم]
اجرا کردن

صخره مرجانی

Ex: Scientists are studying ways to protect coral reefs from bleaching .

دانشمندان در حال مطالعه راه‌هایی برای محافظت از صخره‌های مرجانی در برابر سفیدشدگی هستند.

gorgeous [صفت]
اجرا کردن

زیبا

Ex: She looked absolutely gorgeous in her evening gown .

او در لباس شبش کاملاً خیره‌کننده به نظر می‌رسید.

tropical [صفت]
اجرا کردن

استوایی

Ex:

طوفان‌های گرمسیری، مانند طوفان‌ها و توفان‌ها، می‌توانند باران‌های سنگین و بادهای شدید به همراه داشته باشند.

among [حرف اضافه]
اجرا کردن

میان

Ex: The children played happily among the trees , exploring the wonders of nature .

کودکان شادمانه در میان درختان بازی می‌کردند و شگفتی‌های طبیعت را کاوش می‌کردند.

coast [اسم]
اجرا کردن

ساحل

Ex: The scenic drive along the coast was breathtaking .

رانندگی دیدنی در امتداد ساحل نفس‌گیر بود.

loud [صفت]
اجرا کردن

بلند (صدا)

Ex: His laugh is so loud that you can hear it from the next room .

خنده او آنقدر بلند است که می‌توانید آن را از اتاق بعدی بشنوید.

planet [اسم]
اجرا کردن

سیاره

Ex: Astronomers discovered a new planet orbiting a distant star .

اخترشناسان یک سیاره جدید را کشف کردند که به دور یک ستاره دوردست می‌چرخد.

اجرا کردن

شفق قطبی

Ex: The best time to see the northern lights is during the long , dark nights of winter .

بهترین زمان برای دیدن شفق قطبی در شب‌های طولانی و تاریک زمستان است.

exactly [قید]
اجرا کردن

دقیقاً

Ex: The measurements for the construction project need to be followed exactly to ensure accuracy .

اندازه‌گیری‌ها برای پروژه ساخت باید دقیقاً رعایت شوند تا دقت تضمین شود.

bright [صفت]
اجرا کردن

روشن

Ex: The candlelit room felt warm and bright on a cold winter evening .

اتاق روشن شده با شمع در یک عصر سرد زمستانی گرم و روشن احساس می‌شد.

flashing [صفت]
اجرا کردن

چشمک‌زن

Ex:

کرم‌های شبتاب در باغ می‌درخشیدند، صحنه‌ای جادویی خلق می‌کردند.

shape [اسم]
اجرا کردن

شکل

Ex: The architect envisioned a modern building with innovative and dynamic shapes that would stand out in the cityscape .

معمار یک ساختمان مدرن با اشکال نوآورانه و پویا را تصور کرد که در چشم‌انداز شهری برجسته می‌شد.

North Pole [اسم]
اجرا کردن

قطب شمال

Ex: Researchers set up a temporary base at the North Pole to study climate change .

محققان یک پایگاه موقت در قطب شمال برای مطالعه تغییرات آب و هوایی برپا کردند.

view [اسم]
اجرا کردن

منظره

Ex: The view of the forest from the treehouse was magical .

منظره جنگل از خانه درختی جادویی بود.