کتاب 'فور کرنرز' 3 - واحد 6 درس D

در اینجا واژگان از واحد 6 درس D در کتاب درسی Four Corners 3 را پیدا خواهید کرد، مانند "چشم انداز"، "مهلت"، "سخت" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'فور کرنرز' 3
perspective [اسم]
اجرا کردن

دید

Ex: It 's important to consider different perspectives when making important decisions .

مهم است که دیدگاه‌های مختلف را هنگام تصمیم‌گیری‌های مهم در نظر بگیرید.

culture [اسم]
اجرا کردن

فرهنگ

Ex: The culture of the native tribes is full of fascinating rituals .

فرهنگ قبایل بومی پر از آیین‌های جذاب است.

to imagine [فعل]
اجرا کردن

تصور کردن

Ex: Can you imagine a world without technology ?

آیا می‌توانید دنیایی بدون فناوری را تصور کنید؟

right [قید]
اجرا کردن

دقیقاً

Ex: He was standing right beside her when the announcement was made .

او دقیقاً کنارش ایستاده بود وقتی اعلامیه خوانده شد.

on time [قید]
اجرا کردن

سر وقت

Ex: The train arrived on time at the station .

قطار به موقع به ایستگاه رسید.

probably [قید]
اجرا کردن

احتمالاً

Ex: The package will probably be delivered by the end of the week .

بسته احتمالاً تا پایان هفته تحویل داده خواهد شد.

to depend [فعل]
اجرا کردن

وابسته بودن

Ex:

طعم غذا بستگی به کیفیت مواد اولیه و مهارت آشپز دارد.

Italy [اسم]
اجرا کردن

ایتالیا

Ex: Milan , in northern Italy , is known for its fashion and design industry .

میلان، در شمال ایتالیا، به خاطر صنعت مد و طراحی اش معروف است.

Germany [اسم]
اجرا کردن

آلمان

Ex: The German language is widely spoken in Germany and other European countries .

زبان آلمانی به طور گسترده در آلمان و سایر کشورهای اروپایی صحبت می‌شود.

differently [قید]
اجرا کردن

به‌طور متفاوت

Ex: Various cultures approach celebrations differently .

فرهنگ‌های مختلف به جشن‌ها به شیوه‌های مختلف نزدیک می‌شوند.

race [اسم]
اجرا کردن

مسابقه

Ex: Everyone cheered as the runners approached the end of the race .

همه تشویق کردند وقتی دونده‌ها به پایان مسابقه نزدیک شدند.

possible [صفت]
اجرا کردن

ممکن

Ex: The team made every possible effort to win the game .

تیم هر تلاش ممکنی را برای بردن بازی انجام داد.

اجرا کردن

ارتباط

Ex: The company believes in open and honest communication among its employees .

شرکت به ارتباط باز و صادقانه بین کارکنان خود اعتقاد دارد.

اجرا کردن

وقت کسی را هدر دادن

Ex: They realized they were wasting their time trying to fix the old car .
deadline [اسم]
اجرا کردن

آخرین مهلت

Ex: The deadline for registering for the event is tomorrow .

مهلت ثبت‌نام برای رویداد فردا است.

mad [صفت]
اجرا کردن

به شدت عصبانی

Ex: He was mad at the unfair treatment he received from his boss .

او از رفتار ناعادلانه‌ای که از رئیسش دریافت کرده بود عصبانی بود.

Greece [اسم]
اجرا کردن

یونان

Ex: The cuisine in Greece is a blend of fresh vegetables , olive oil , and seafood .

آشپزی در یونان ترکیبی از سبزیجات تازه، روغن زیتون و غذاهای دریایی است.

strict [صفت]
اجرا کردن

سفت‌وسخت (قوانین)

Ex:
to strike [فعل]
اجرا کردن

ضربه زدن

Ex: In a fit of rage , he struck the table with his fist , causing it to shake .

در یک لحظه خشم، او با مشت خود به میز کوبید و باعث لرزش آن شد.

western [صفت]
اجرا کردن

غربی

Ex: They live in a small village on the western edge of the country .

آن‌ها در یک روستای کوچک در لبه غربی کشور زندگی می‌کنند.

impatient [صفت]
اجرا کردن

بی‌قرار

Ex: Impatient with the delays , she decided to call customer service .

بی‌صبر از تأخیرها، او تصمیم گرفت با خدمات مشتری تماس بگیرد.

decision [اسم]
اجرا کردن

تصمیم

Ex: It 's important to take your time when making a significant decision that could impact your future .

مهم است که هنگام گرفتن یک تصمیم مهم که می‌تواند بر آینده شما تأثیر بگذارد، وقت بگذارید.

اجرا کردن

ارتباط

Ex: There 's a symbiotic relationship between plants and bees in pollination .

بین گیاهان و زنبورها در گرده‌افشانی یک رابطه همزیستی وجود دارد.

business [اسم]
اجرا کردن

کسب‌وکار

Ex: Their family owns a small business selling handmade crafts .

خانواده آنها صاحب یک کسب‌وکار کوچک فروش صنایع دستی هستند.