کتاب 'فور کرنرز' 3 - واحد 6 درس D
در اینجا واژگان از واحد 6 درس D در کتاب درسی Four Corners 3 را پیدا خواهید کرد، مانند "چشم انداز"، "مهلت"، "سخت" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
a specific manner of considering something

دید, نظر، دیدگاه
او یک دیدگاه منحصر به فرد در مورد مسئله ارائه داد، بر اساس تجربیات شخصی خود.
the general beliefs, customs, and lifestyles of a specific society

فرهنگ
در فرهنگ من، ما سال نو را با آتش بازی و یک ضیافت بزرگ جشن میگیریم.
to make or have an image of something in our mind

تصور کردن
به عنوان یک کودک، او عادت داشت که تصور کند یک ابرقهرمان است و روز را نجات میدهد.
used to indicate the exact time or place of something

دقیقاً, درست
او پروژه را دقیقاً به موقع به پایان رساند، درست وقتی که مهلت نزدیک شد.
exactly at the specified time, neither late nor early

سر وقت, به موقع
او به طور منظم مطالعه کرد تا برنامه درسی خود را به موقع کامل کند.
used to show likelihood or possibility without absolute certainty

احتمالاً, شاید
من احتمالا کلیدهایم را روی پیشخوان آشپزخانه جا گذاشتهام.
to be based on or related with different things that are possible

وابسته بودن, منوط بودن
بازدههای کشاورزی اغلب به عواملی مانند شرایط آبوهوایی، کیفیت خاک و آبیاری وابسته هستند.
a country in southern Europe, with a long Mediterranean coastline

ایتالیا
ایتالیا به خاطر غذاهای خوشمزهاش، مانند پاستا، پیتزا و بستنی معروف است.
a country located in central Europe, known for its rich history, vibrant culture, and thriving economy

آلمان
جنگل سیاه در آلمان به دلیل مناظر زیبا و کیک خوشمزه اش معروف است.
in a manner that is not the same

بهطور متفاوت
مردم ممکن است یک رویداد یکسان را به طور متفاوت بر اساس دیدگاههای خود تفسیر کنند.
a competition between people, vehicles, animals, etc. to find out which one is the fastest and finishes first

مسابقه
مسابقه اسبدوانی هزاران تماشاگر را جذب میکند.
able to exist, happen, or be done

ممکن, مقدور
من از شما به هر روش ممکن حمایت خواهم کرد.
the process or activity of exchanging information or expressing feelings, thoughts, or ideas by speaking, writing, etc.

ارتباط, معاشرت
مهارتهای عالی ارتباطی او، او را به یک رهبر تیم عالی تبدیل میکند.
to spend one's time doing things that are useless or unnecessary

وقت کسی را هدر دادن, وقت کسی را تلف کردن
the latest time or date by which something must be completed or submitted

آخرین مهلت
تیم برای رعایت مهلت سخت اضافهکاری کرد.
feeling very angry or displeased

به شدت عصبانی
او از مشتری بیادبی که به او فریاد زد عصبانی بود.
a country with a long history and rich culture located in South Eastern Europe and Northern Mediterranean Sea

یونان
یونان توسط دریای اژه، دریای یونان و دریای مدیترانه احاطه شده است.
(of rules and regulations) absolute and must be obeyed under any circumstances

سفتوسخت (قوانین), سختگیرانه
مدرسه مقررات سختگیرانه کد پوشش را برای حفظ یک محیط یادگیری حرفهای اجرا میکند.
to hit using hands or weapons

ضربه زدن
در دفاع از خود، او با یک ضربه سریع به شکم به مهاجم ضربه زد.
positioned in the direction of the west

غربی
هتل ما در سمت غربی شهر واقع شده است.
unable to wait calmly for something or someone, often feeling irritated or frustrated

بیقرار, کمصبر
مشتری بیصبر شد و خواستار خدمات سریعتر از کارکنان شد.
a choice or judgment that is made after adequate consideration or thought

تصمیم
هیئت مدیره به یک تصمیم یکپارچه برای تصویب سیاست جدید شرکت رسید.
the connection among two or more things or people or the way in which they are connected

ارتباط
او رابطه نزدیکی با خواهر و برادرهایش دارد و به طور منظم آنها را میبیند.
