کتاب 'فور کرنرز' 3 - واحد 7 درس D
در اینجا واژگان از واحد 7 درس D در کتاب درسی Four Corners 3 را پیدا خواهید کرد، مانند "جاه طلب"، "به ندرت"، "کنار آمدن"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
one of the twelve divisions of the zodiac, each associated with specific dates and characteristics

نشان زودیاک, زودیاک ساین
نمودار طالعبینی همه دوازده نشانه را نشان میدهد.
a circular representation of the twelve zodiacal constellations, showing the corresponding astrological signs

زودیاک, نقشه صورتهای فلکی
طالعبین برای تهیه فالنامه با یک برجفلکی مشورت کرد.
trying or wishing to gain great success, power, or wealth

جاهطلب, بلندپرواز
او یک کارآفرین بلندپرواز است که دائماً به دنبال فرصتهای جدید برای گسترش امپراتوری تجاری خود است.
to feel upset and nervous because we think about bad things that might happen to us or our problems

نگران شدن, نگران بودن
نگران نباش، من در غیاب تو از همه چیز مراقبت میکنم.
to consider something or someone important and to have a feeling of worry or concern toward them

اهمیت دادن, ارزش قائل شدن
او به کارش اهمیت میدهد و همیشه بهترین خود را ارائه میدهد.
on a very infrequent basis

به ندرت
او به ندرت در جلسات صحبت میکند مگر اینکه مستقیماً از او پرسیده شود.
the ability in a person that makes them think, feel, or imagine

ذهن, فکر
مدیتیشن به آرامش ذهن کمک میکند.
used when a person who is addressed is both the one who does an action and the one who receives the action

خودت (ضمیر انعکاسی دوم شخص مفرد)
خودت را روی صفحه ببین.
to a degree or extent that is sufficient or necessary

بهاندازه کافی
او به اندازه کافی درس خواند تا با موفقیت در امتحان قبول شود.
an emotional state or sensation that one experiences such as happiness, guilt, sadness, etc.

احساس
پس از دریافت هدیه غیرمنتظره، یک احساس قدردانی بر او غلبه کرد.
talking a great deal

پرحرف, حراف، پرچانه
طبیعت پرحرف او او را به یک فروشنده عالی تبدیل میکند.
used to indicate that something is completely accurate or correct

دقیقاً
او دستور العمل را دقیقاً دنبال کرد، مطمئن شد که غذا به طور کامل درست شده است.
feeling very annoyed because of something that we do not like

عصبانی, خشمگین
وقتی که نقد ناعادلانه را خواند، عصبانی به نظر میرسید.
an exciting or unusual experience, often involving risk or physical activity

ماجراجویی
پیمودن رودخانههای خروشان در سفر قایقرانی سفیدآب، یک ماجراجویی پر از آدرنالین بود.
making use of imagination or innovation in bringing something into existence

خلاق
من خواهرم را فردی خلاق میبینم، همیشه با ایدههای جدید برای محصولاتی که در مغازهاش بفروشد میآید.
not deserving of trust or confidence

غیر قابل اعتماد
آن منبع اطلاعات غیرقابل اعتماد است.
to have a friendly or good relationship with someone or something

رابطه خوبی باهم داشتن
در یک جامعه چندفرهنگی، مهم است که یاد بگیریم چگونه با افراد از پیشینههای مختلف کنار بیاییم.
a challenge or circumstance, typically encountered while trying to reach a goal or finish something

دشواری, سختی
تیم تحقیقاتی با مشکلات جدی در به دست آوردن یک معرف خالص مواجه شد که پیشرفت آزمایشهای آنها را به تأخیر انداخت.
an act or opinion that is wrong

اشتباه, خطا
مرتکب شدن اشتباه ارزش شما را تعریف نمیکند؛ این فرصتی برای یادگیری و بهبود است.
