کتاب 'فور کرنرز' 3 - واحد 9 درس D

در اینجا واژگان از واحد 9 درس D در کتاب درسی Four Corners 3 را پیدا خواهید کرد، مانند "اشاره کردن"، "کار خانه"، "مرتب"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'فور کرنرز' 3
advice [اسم]
اجرا کردن

توصیه

Ex: The magazine column offers practical advice on maintaining a healthy lifestyle .

ستون مجله توصیه‌های عملی برای حفظ یک سبک زندگی سالم ارائه می‌دهد.

to text [فعل]
اجرا کردن

پیام دادن (از طریق موبایل)

Ex:

ما به همسایه‌هایمان پیام دادیم تا آنها را به باربیکیو دعوت کنیم.

teenager [اسم]
اجرا کردن

نوجوان

Ex: He was a shy teenager but grew more confident over time .

او یک نوجوان خجالتی بود اما با گذشت زمان اعتماد به نفس بیشتری پیدا کرد.

to mention [فعل]
اجرا کردن

اشاره کردن (در صحبت)

Ex: In her speech , the speaker will mention the importance of community engagement .

در سخنرانی خود، سخنران به اهمیت مشارکت جامعه اشاره خواهد کرد.

letter [اسم]
اجرا کردن

نامه

Ex: I received a letter from my friend who lives abroad .

من یک نامه از دوستم که در خارج زندگی می‌کند دریافت کردم.

everywhere [قید]
اجرا کردن

همه‌جا

Ex: Music could be heard everywhere at the outdoor concert .

موسیقی را می‌توان همه جا در کنسرت فضای باز شنید.

possible [صفت]
اجرا کردن

ممکن

Ex: The team made every possible effort to win the game .

تیم هر تلاش ممکنی را برای بردن بازی انجام داد.

jealous [صفت]
اجرا کردن

حسود

Ex: She was jealous of her sister 's success .

او از موفقیت خواهرش حسادت می‌کرد.

to copy [فعل]
اجرا کردن

کپی کردن

Ex: The clerk copied the application form .

منشی فرم درخواست را کپی کرد.

busy [صفت]
اجرا کردن

پرمشغله

Ex: As a small business owner , Mark is always busy with managing orders , inventory , and customer inquiries .

به عنوان صاحب یک کسب‌وکار کوچک، مارک همیشه با مدیریت سفارشات، موجودی و درخواست‌های مشتری مشغول است.

boss [اسم]
اجرا کردن

رئیس

Ex: Our new boss is very different from the previous one .

رئیس جدید ما خیلی با قبلی فرق دارد.

crazy [صفت]
اجرا کردن

دیوانه

Ex: The lack of sleep was making him feel crazy , he kept seeing shadows moving .

کمبود خواب او را دیوانه احساس می‌کرد، او دائماً سایه‌هایی را می‌دید که حرکت می‌کنند.

personal [صفت]
اجرا کردن

شخصی

Ex: It 's important to keep personal information confidential in a professional setting .

مهم است که اطلاعات شخصی در یک محیط حرفه‌ای محرمانه نگه داشته شود.

attention [اسم]
اجرا کردن

توجه

Ex: The speaker struggled to hold the audience 's attention during the long lecture .

گوینده در حفظ توجه مخاطبان در طول سخنرانی طولانی تلاش کرد.

annoying [صفت]
اجرا کردن

آزاردهنده

Ex: The annoying delay in public transportation made commuters late for work .

تأخیر آزاردهنده در حمل و نقل عمومی باعث شد مسافران به محل کار دیر برسند.

to solve [فعل]
اجرا کردن

حل کردن

Ex: The team collaborated to solve the technical issues with the website .

تیم برای حل مشکلات فنی وب سایت همکاری کرد.

neat [صفت]
اجرا کردن

مرتب

Ex: She admired how neat and tidy her friend 's room was , with everything in its proper place .

او تحسین می‌کرد که چقدر اتاق دوستش تمیز و مرتب است، با همه چیز در جای خودش.

roommate [اسم]
اجرا کردن

هم‌اتاقی

Ex: They had some disagreements at first , but now they are getting along well as roommates .

آنها در ابتدا برخی اختلاف نظرها داشتند، اما اکنون به عنوان همخانه‌ای خوب با هم کنار می‌آیند.

rent [اسم]
اجرا کردن

اجاره‌بها

Ex: The landlord increased the rent by ten percent at the end of the lease .

صاحب‌خانه اجاره را در پایان اجاره‌نامه ده درصد افزایش داد.

chore [اسم]
اجرا کردن

کارهای روزمره

Ex: The kids are assigned specific chores to help teach them responsibility .

به کودکان کارهای مشخصی محول می‌شود تا مسئولیت‌پذیری را به آن‌ها بیاموزند.

messy [صفت]
اجرا کردن

ریخت‌و‌پاش

Ex: His handwriting was messy and difficult to read , with letters running together .

دستخط او به هم ریخته و سخت خوان بود، با حروفی که به هم می‌چسبیدند.