کتاب 'اینترچنج' پیش‌متوسطه - واحد 14 - قسمت 1

در اینجا واژگان واحد 14 - بخش 1 از کتاب درسی Interchange Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "دره"، "بدتر"، "مجله" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'اینترچنج' پیش‌متوسطه
old [صفت]
اجرا کردن

قدیمی

Ex: She had old photographs of her parents displayed on the wall .

او عکس‌های قدیمی والدینش را روی دیوار آویزان کرده بود.

city [اسم]
اجرا کردن

شهر

Ex: This city is known for its diverse population and multicultural atmosphere .

این شهر به خاطر جمعیت متنوع و فضای چندفرهنگی‌اش معروف است.

beach [اسم]
اجرا کردن

ساحل

Ex: The beach was crowded with people enjoying the sun and surf .

ساحل پر از افرادی بود که از آفتاب و موج لذت می‌بردند.

desert [اسم]
اجرا کردن

بیابان

Ex: He spent three days in the desert with no water .

او سه روز در بیابان بدون آب سپری کرد.

forest [اسم]
اجرا کردن

جنگل

Ex: The forest provided us with shade on a hot summer day .

جنگل در یک روز گرم تابستانی به ما سایه داد.

hill [اسم]
اجرا کردن

تپه

Ex: The field was surrounded by rolling hills .

مزرعه با تپه‌های موجدار احاطه شده بود.

island [اسم]
اجرا کردن

جزیره

Ex: We took a boat to the tropical island and spent the day lounging on the sandy beach .

ما قایقی به سمت جزیره گرمسیری گرفتیم و روز را در ساحل شنی استراحت کردیم.

lake [اسم]
اجرا کردن

دریاچه

Ex: The path around the lake was perfect for a morning jog .

مسیر دور دریاچه برای دویدن صبحگاهی عالی بود.

mountain [اسم]
اجرا کردن

کوه

Ex: We enjoyed a picnic at the base of the mountain , surrounded by nature .

ما از یک پیک نیک در پای کوه، محصور در طبیعت لذت بردیم.

the ocean [اسم]
اجرا کردن

اقیانوس

Ex: The ocean is full of diverse and fascinating life forms .

اقیانوس پر از اشکال متنوع و جذاب زندگی است.

river [اسم]
اجرا کردن

رودخانه

Ex: The river was wide , and we had to cross it using a bridge .

رودخانه پهن بود، و ما مجبور شدیم با استفاده از یک پل از آن عبور کنیم.

valley [اسم]
اجرا کردن

دره

Ex: They decided to camp in the valley for the night .

آن‌ها تصمیم گرفتند شب را در دره چادر بزنند.

volcano [اسم]
اجرا کردن

آتش‌فشان

Ex: The lava flowed down the side of the volcano .

گدازه از کناره آتشفشان جاری شد.

waterfall [اسم]
اجرا کردن

آبشار

Ex: The waterfall created a misty spray that cooled them off on a hot day .

آبشار یک اسپری مه‌آلود ایجاد کرد که در یک روز گرم آنها را خنک کرد.

quiz [اسم]
اجرا کردن

امتحان

Ex: The quiz consisted of multiple-choice and short-answer questions .

مسابقه شامل سوالات چند گزینه‌ای و پاسخ کوتاه بود.

magazine [اسم]
اجرا کردن

مجله

Ex: The magazine features interviews with musicians and reviews of new albums .

مجله شامل مصاحبه‌هایی با موزیسین‌ها و بررسی آلبوم‌های جدید است.

Australia [اسم]
اجرا کردن

استرالیا

Ex: In Australia , they drive on the left side of the road .

در استرالیا، آنها در سمت چپ جاده رانندگی می‌کنند.

easy [صفت]
اجرا کردن

ساده

Ex: Fixing the leaky faucet was easy ; all it needed was a quick tightening of the bolt .

تعمیر شیر آبی که چکه می‌کرد آسان بود؛ فقط نیاز به سفت کردن سریع پیچ داشت.

adjective [اسم]
اجرا کردن

صفت

Ex:

صفت 'سریع' در عبارت 'روباه قهوه‌ای سریع' سرعت روباه را توصیف می‌کند.

comparative [صفت]
اجرا کردن

صفت مقایسه‌ای (دستورزبان)

Ex: The grammar lesson covered how to use comparative forms to compare two things , such as ' faster ' or ' more interesting . '

درس دستور زبان چگونگی استفاده از فرم‌های تطبیقی برای مقایسه دو چیز، مانند 'سریع‌تر' یا 'جالب‌تر' را پوشش داد.

superlative [اسم]
اجرا کردن

صفت عالی (دستورزبان)

Ex: When comparing three or more things , a superlative is usually required .

وقتی سه یا چند چیز را مقایسه می‌کنیم، معمولاً یک صفت تفضیلی لازم است.

long [صفت]
اجرا کردن

طولانی (مسافت)

Ex:

مار نزدیک به شش فوت درازا بود، که آن را به صحنه‌ای کاملاً چشمگیر تبدیل می‌کرد.

large [صفت]
اجرا کردن

بزرگ

Ex: The restaurant served large portions of food , ensuring customers left feeling satisfied .

رستوران وعده‌های بزرگ غذا سرو می‌کرد، اطمینان حاصل می‌کرد که مشتریان با احساس رضایت ترک کنند.

dry [صفت]
اجرا کردن

خشک

Ex: Her lips were dry and cracked from exposure to the wind .

لب‌هایش از باد خشک و ترک خورده بود.

big [صفت]
اجرا کردن

بزرگ

Ex: He made a big mistake .

او یک اشتباه بزرگ مرتکب شد.

beautiful [صفت]
اجرا کردن

زیبا

Ex: The actress is known for her beautiful smile .

بازیگر به خاطر لبخند زیبای خود معروف است.

crowded [صفت]
اجرا کردن

شلوغ

Ex: The crowded beach was bustling with families enjoying the sunny weather .

ساحل شلوغ با خانواده‌هایی که از هوای آفتابی لذت می‌بردند، شلوغ بود.

expensive [صفت]
اجرا کردن

گران

Ex: He bought an expensive watch as a gift for his father .

او یک ساعت گران‌قیمت به عنوان هدیه برای پدرش خرید.

good [صفت]
اجرا کردن

خوب

Ex: The cake tasted so good that everyone wanted a second slice .

کیک آنقدر خوشمزه بود که همه یک برش دوم خواستند.

better [صفت]
اجرا کردن

بهتر

Ex: The enhanced software provides a better user experience with improved functionality .

نرم‌افزار ارتقا یافته تجربه کاربری بهتری با عملکرد بهبود یافته ارائه می‌دهد.

best [صفت]
اجرا کردن

بهترین

Ex: The antique bookstore is known for having the best collection of rare and vintage books .

فروشگاه کتاب عتیقه به داشتن بهترین مجموعه کتاب‌های نادر و قدیمی معروف است.

bad [صفت]
اجرا کردن

بد

Ex:

بدشانسی به نظر می‌رسید هر کجا که می‌رفت او را دنبال می‌کند.

worse [صفت]
اجرا کردن

بدتر

Ex: This model of the phone has worse battery life than the previous one .

این مدل از تلفن عمر باتری بدتری نسبت به مدل قبلی دارد.

worst [صفت]
اجرا کردن

بدترین

Ex: Of all the suspects , he seemed the worst in character .

از بین تمام مظنونین، او به نظر بدترین از نظر شخصیت می‌رسید.

outdoor [صفت]
اجرا کردن

خارجی

Ex: They planned an outdoor birthday party at the park , complete with picnic blankets and games .

آنها یک جشن تولد در فضای باز در پارک برنامه‌ریزی کردند، همراه با پتوهای پیک نیک و بازی‌ها.

more [قید]
اجرا کردن

تر (نشانه صفت تفضیلی)

Ex: He smiled more warmly when he saw his old friend .

وقتی دوست قدیمی خود را دید بیشتر گرم لبخند زد.