کتاب 'اینترچنج' پیش‌متوسطه - واحد 11 - قسمت 1

در اینجا واژگان از واحد 11 - بخش 1 در کتاب درسی Interchange Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "آلوده"، "معقول"، "نشانه"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'اینترچنج' پیش‌متوسطه
really [قید]
اجرا کردن

خیلی

Ex: That film was really funny .

آن فیلم واقعاً خیلی خنده‌دار بود.

nice [صفت]
اجرا کردن

خوب

Ex: The store offers a selection of nice products that last longer .

فروشگاه مجموعه‌ای از محصولات خوب را ارائه می‌دهد که دوام بیشتری دارند.

city [اسم]
اجرا کردن

شهر

Ex: This city is known for its diverse population and multicultural atmosphere .

این شهر به خاطر جمعیت متنوع و فضای چندفرهنگی‌اش معروف است.

beautiful [صفت]
اجرا کردن

زیبا

Ex: The actress is known for her beautiful smile .

بازیگر به خاطر لبخند زیبای خود معروف است.

ugly [صفت]
اجرا کردن

زشت

Ex: The makeup made her look ugly , she looked much better without it .

آرایش او را زشت نشان داد، بدون آن بسیار بهتر به نظر می‌رسید.

cheap [صفت]
اجرا کردن

ارزان

Ex: The restaurant serves delicious food at cheap prices .

رستوران غذاهای خوشمزه را با قیمت‌های ارزان سرو می‌کند.

expensive [صفت]
اجرا کردن

گران

Ex: He bought an expensive watch as a gift for his father .

او یک ساعت گران‌قیمت به عنوان هدیه برای پدرش خرید.

clean [صفت]
اجرا کردن

تمیز

Ex: The clean windows allowed sunlight to fill the room .

پنجره‌های تمیز اجازه می‌دادند نور خورشید اتاق را پر کند.

polluted [صفت]
اجرا کردن

آلوده

Ex: The polluted soil in the industrial area was contaminated with heavy metals and toxins , rendering it unfit for farming .

خاک آلوده در منطقه صنعتی با فلزات سنگین و سموم آلوده شده بود، که آن را برای کشاورزی نامناسب می‌کرد.

interesting [صفت]
اجرا کردن

جالب

Ex: The museum had many interesting exhibits .

موزه نمایشگاه‌های جالب زیادی داشت.

boring [صفت]
اجرا کردن

خسته‌کننده

Ex: The movie was boring and I fell asleep halfway through it .

فیلم خسته‌کننده بود و من وسط آن خوابم برد.

quiet [صفت]
اجرا کردن

ساکت

Ex: The quiet hum of the refrigerator was the only sound in the otherwise silent room .

سکوت یخچال تنها صدایی بود که در غیر این صورت در اتاق ساکت شنیده می‌شد.

noisy [صفت]
اجرا کردن

پرسروصدا

Ex: The restaurant was noisy , with the clinking of dishes and the chatter of diners .

رستوران پر سر و صدا بود، با صدای به هم خوردن ظروف و گفتگوی مشتریان.

relaxing [صفت]
اجرا کردن

آرامش‌بخش

Ex: Spending the afternoon by the peaceful lake was relaxing, allowing her to unwind and recharge.

گذراندن بعدازظهر کنار دریاچه آرامش‌بخش آرامش‌بخش بود، به او اجازه داد تا استراحت کند و انرژی بگیرد.

stressful [صفت]
اجرا کردن

پراسترس

Ex: The workload at her new job was incredibly stressful .

بار کاری در شغل جدیدش به طور باورنکردنی استرس‌زا بود.

safe [صفت]
اجرا کردن

امن

Ex: He always checks the locks twice to ensure his home is safe before leaving .

او همیشه قفل‌ها را دو بار بررسی می‌کند تا مطمئن شود خانه‌اش امن است قبل از ترک کردن.

dangerous [صفت]
اجرا کردن

خطرناک

Ex: The coast guard warned us against swimming during a storm because it 's very dangerous .

گارد ساحلی به ما هشدار داد که در طول طوفان شنا نکنیم زیرا بسیار خطرناک است.

spacious [صفت]
اجرا کردن

جادار

Ex: Their new house was spacious enough to accommodate their growing family comfortably .

خانه جدیدشان به اندازه کافی وسیع بود تا خانواده در حال رشدشان را به راحتی در خود جای دهد.

crowded [صفت]
اجرا کردن

شلوغ

Ex: The crowded beach was bustling with families enjoying the sunny weather .

ساحل شلوغ با خانواده‌هایی که از هوای آفتابی لذت می‌بردند، شلوغ بود.

fantastic [صفت]
اجرا کردن

فوق‌العاده

Ex: They had a fantastic time on their vacation to Greece .

آنها در تعطیلات خود در یونان فوق‌العاده وقت گذراندند.

reasonable [صفت]
اجرا کردن

منطقی

Ex: A reasonable judge weighs evidence without bias .

یک قاضی منطقی شواهد را بدون تعصب وزن می‌کند.

far [قید]
اجرا کردن

دور

Ex: She walked far into the forest before finding the hidden lake .

او قبل از پیدا کردن دریاچه پنهان، دور به داخل جنگل راه رفت.

capital [اسم]
اجرا کردن

پایتخت

Ex: He moved to the capital to pursue a career in politics .

او به پایتخت نقل مکان کرد تا در سیاست مشغول به کار شود.

to plan [فعل]
اجرا کردن

برنامه‌ریزی کردن

Ex: We made sure to plan our meals for the week , saving both time and money .

ما مطمئن شدیم که وعده‌های غذایی هفته را برنامه‌ریزی کنیم، که هم زمان و هم پول صرفه‌جویی کرد.

fairly [قید]
اجرا کردن

نسبتاً

Ex: The cake was fairly sweet , but not overly so .

کیک نسبتاً شیرین بود، اما نه خیلی زیاد.

very [قید]
اجرا کردن

خیلی

Ex: The teacher 's explanation was very clear .

توضیح معلم خیلی واضح بود.

too [قید]
اجرا کردن

بیش از حد

Ex: I 'm too tired to keep working tonight .

من خیلی خسته‌ام که امشب به کار کردن ادامه دهم.

extremely [قید]
اجرا کردن

به شدت

Ex: The match was extremely competitive , keeping everyone on the edge of their seats .

مسابقه بسیار رقابتی بود، همه را روی لبه صندلی‌هایشان نگه داشت.

pretty [قید]
اجرا کردن

نسبتاً

Ex: The weather 's been pretty mild this week compared to last .

هوا این هفته در مقایسه با هفته گذشته نسبتاً ملایم بوده است.

somewhat [قید]
اجرا کردن

تا حدودی

Ex: His explanation was somewhat unclear .

توضیح او تا حدودی نامشخص بود.

and [حرف ربط]
اجرا کردن

و

Ex: The restaurant offers a variety of dishes , and the service is excellent .

رستوران انواع غذاها را ارائه می‌دهد، و خدمات عالی است.

but [حرف ربط]
اجرا کردن

اما

Ex: The weather was sunny , but suddenly it started raining .

هوا آفتابی بود، اما ناگهان باران شروع شد.

though [قید]
اجرا کردن

اگرچه

Ex:

او کمی محفوظ است، اگرچه وقتی او را بشناسید می‌تواند بسیار دوستانه باشد.

however [قید]
اجرا کردن

اما

Ex: She was tired ; however , she decided to attend the evening class .
hometown [اسم]
اجرا کردن

زادگاه

Ex: He felt nostalgic walking through the streets of his hometown .

او هنگام راه رفتن در خیابان‌های زادگاهش احساس نوستالژی کرد.

landmark [اسم]
اجرا کردن

بنای تاریخی

Ex: The Taj Mahal in India , with its stunning white marble architecture , is a universally recognized landmark .

تاج‌محل در هند، با معماری خیره‌کننده‌ی مرمر سفیدش، یک نشانه جهانی شناخته‌شده است.

France [اسم]
اجرا کردن

فرانسه

Ex: The Eiffel Tower is a famous landmark in France and attracts millions of tourists every year .

برج ایفل یک نشانه معروف در فرانسه است و هر ساله میلیون‌ها گردشگر را جذب می‌کند.

Egypt [اسم]
اجرا کردن

مصر

Ex: She 's studying the history of Egypt at university .

او در دانشگاه تاریخ مصر را مطالعه می‌کند.

India [اسم]
اجرا کردن

هند

Ex: She visited India to see the Taj Mahal .

او برای دیدن تاج‌محل از هند بازدید کرد.

Brazil [اسم]
اجرا کردن

برزیل

Ex: Brazil is the largest country in South America , both in terms of land area and population .

برزیل بزرگترین کشور در آمریکای جنوبی است، هم از نظر مساحت و هم از نظر جمعیت.

Italy [اسم]
اجرا کردن

ایتالیا

Ex: Milan , in northern Italy , is known for its fashion and design industry .

میلان، در شمال ایتالیا، به خاطر صنعت مد و طراحی اش معروف است.

اجرا کردن

ایالات متحده (آمریکا)

Ex: She plans to visit the United States next summer to see New York and California .

او قصد دارد تابستان آینده برای دیدن نیویورک و کالیفرنیا از ایالات متحده دیدن کند.