کتاب 'اینترچنج' پیش‌متوسطه - واحد 11 - بخش 2

در اینجا واژگان از واحد 11 - بخش 2 در کتاب درسی Interchange Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "تاریخی"، "قایق"، "کشف"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'اینترچنج' پیش‌متوسطه
museum [اسم]
اجرا کردن

موزه

Ex: She admired the artwork displayed in the museum .

او از آثار هنری نمایش داده شده در موزه تحسین کرد.

اجرا کردن

انسان‌شناسی

Ex:

انسان‌شناسی فرهنگی بر جوامع انسانی معاصر تمرکز دارد، با بررسی عقاید، اعمال و ساختارهای اجتماعی.

amazing [صفت]
اجرا کردن

شگفت‌آور

Ex: He received an amazing gift from his grandparents on his birthday .

او در روز تولدش یک هدیه شگفت‌انگیز از پدربزرگ و مادربزرگش دریافت کرد.

historic [صفت]
اجرا کردن

مهم (از نظر تاریخی)

Ex: The town celebrated the anniversary of its founding with a historic parade showcasing its rich heritage .

شهر سالگرد تأسیس خود را با رژه‌ای تاریخی که میراث غنی آن را به نمایش گذاشت، جشن گرفت.

center [اسم]
اجرا کردن

مرکز

Ex:

مرکز اصلی خرید شهر همیشه شلوغ است.

can [فعل]
اجرا کردن

توانستن

Ex: The mechanic can fix a wide range of automobile issues .

مکانیک می‌تواند طیف گسترده‌ای از مشکلات خودرو را برطرف کند.

should [فعل]
اجرا کردن

باید

Ex: As a responsible pet owner , you should ensure your pets receive proper care .

به عنوان یک صاحب حیوان خانگی مسئول، شما باید اطمینان حاصل کنید که حیوانات خانگی شما مراقبت مناسب دریافت می‌کنند.

island [اسم]
اجرا کردن

جزیره

Ex: We took a boat to the tropical island and spent the day lounging on the sandy beach .

ما قایقی به سمت جزیره گرمسیری گرفتیم و روز را در ساحل شنی استراحت کردیم.

special [صفت]
اجرا کردن

خاص

Ex: They decorated the room with balloons to make it look special .

آنها اتاق را با بادکنک‌ها تزئین کردند تا ویژه به نظر برسد.

visitor [اسم]
اجرا کردن

بازدیدکننده

Ex: The website 's analytics showed a significant increase in visitor traffic after implementing a new marketing campaign .

تحلیل‌های وبسایت نشان داد که پس از اجرای یک کمپین بازاریابی جدید، ترافیک بازدیدکنندگان به میزان قابل توجهی افزایش یافته است.

simply [قید]
اجرا کردن

فقط

Ex: The message on the sign is simply that parking is not allowed .
architect [اسم]
اجرا کردن

معمار

Ex: Many famous architects , such as Frank Lloyd Wright and Zaha Hadid , have left a lasting impact on the field with their innovative designs .

بسیاری از معماران مشهور، مانند فرانک لوید رایت و زاها حدید، با طراحی‌های نوآورانه خود تأثیری ماندگار در این زمینه گذاشته‌اند.

church [اسم]
اجرا کردن

کلیسا

Ex: The stained glass windows in the church depicted scenes from the Bible .

پنجره‌های شیشه‌رنگی در کلیسا صحنه‌هایی از کتاب مقدس را به تصویر می‌کشید.

might [فعل]
اجرا کردن

ممکن بودن

Ex: He might be able to help you with your project .

او ممکن است بتواند در پروژه شما به شما کمک کند.

to finish [فعل]
اجرا کردن

تمام کردن

Ex: They finished their work and went home .

آنها کار خود را تمام کردند و به خانه رفتند.

plate [اسم]
اجرا کردن

بشقاب

Ex: We set the table with plates and silverware .

ما میز را با بشقاب‌ها و ظروف نقره چیدیم.

to share [فعل]
اجرا کردن

چیزی را با کسی شریک شدن

Ex: We agreed to share , as there were limited resources .

ما توافق کردیم که تقسیم کنیم، چون منابع محدود بودند.

to discover [فعل]
اجرا کردن

کشف کردن

Ex: The explorers discovered a previously unknown island while navigating the vast ocean .

کاشفان در حالی که در اقیانوس وسیع در حال ناوبری بودند، جزیره‌ای را که قبلاً ناشناخته بود کشف کردند.

personality [اسم]
اجرا کردن

شخصیت

Ex: People find her independent personality quite appealing .

مردم شخصیت مستقل او را بسیار جذاب می‌یابند.

lively [صفت]
اجرا کردن

پرشوروحرارت

Ex: The lively child ran around the playground , laughing and playing with friends .

کودک پرجنب‌وجوش در زمین بازی دوید، خندید و با دوستانش بازی کرد.

fancy [صفت]
اجرا کردن

مجلل

Ex: She bought a fancy sports car with all the latest gadgets and features .

او یک ماشین اسپورت شیک با تمام آخرین گجت‌ها و ویژگی‌ها خرید.

other [صفت]
اجرا کردن

دیگری

Ex:

ما باید سایر احتمالات را قبل از تصمیم‌گیری در نظر بگیریم.

quiet [صفت]
اجرا کردن

ساکت

Ex: The quiet hum of the refrigerator was the only sound in the otherwise silent room .

سکوت یخچال تنها صدایی بود که در غیر این صورت در اتاق ساکت شنیده می‌شد.

relaxing [صفت]
اجرا کردن

آرامش‌بخش

Ex: Spending the afternoon by the peaceful lake was relaxing, allowing her to unwind and recharge.

گذراندن بعدازظهر کنار دریاچه آرامش‌بخش آرامش‌بخش بود، به او اجازه داد تا استراحت کند و انرژی بگیرد.

sandy [صفت]
اجرا کردن

شنی

Ex: The sandy texture of the beach made it perfect for building castles .

بافت شنی ساحل آن را برای ساختن قلعه‌ها عالی کرده بود.

beach [اسم]
اجرا کردن

ساحل

Ex: The beach was crowded with people enjoying the sun and surf .

ساحل پر از افرادی بود که از آفتاب و موج لذت می‌بردند.

wonderful [صفت]
اجرا کردن

شگفت‌انگیز

Ex: We had a wonderful time at the beach this weekend .

ما آخر هفته وقت عالی‌ای در ساحل داشتیم.

old [صفت]
اجرا کردن

ساله (برای بیان سن)

Ex: The building is a hundred years old and has been recently renovated .

ساختمان صد سال قدیمی است و اخیراً بازسازی شده است.

forest [اسم]
اجرا کردن

جنگل

Ex: The forest provided us with shade on a hot summer day .

جنگل در یک روز گرم تابستانی به ما سایه داد.

tour [اسم]
اجرا کردن

گردشگری

Ex: We joined a guided tour to learn more about the national park 's wildlife .

ما به یک تور راهنما پیوستیم تا بیشتر درباره حیات وحش پارک ملی یاد بگیریم.

canoe [اسم]
اجرا کردن

قایق کانو

Ex: In some cultures , canoes have been traditionally crafted from wood or bark for centuries .

در برخی فرهنگ‌ها، قایق‌های باریک به طور سنتی از چوب یا پوست درخت برای قرن‌ها ساخته شده‌اند.

to surf [فعل]
اجرا کردن

موج‌سواری کردن

Ex: The instructor guided the beginners , teaching them how to stand up and surf for the first time .

مربی مبتدی‌ها را راهنمایی کرد، به آن‌ها یاد داد که چگونه برای اولین بار بایستند و موج‌سواری کنند.

shark [اسم]
اجرا کردن

کوسه

Ex: The shark is a fearsome predator of the ocean .

کوسه یک شکارچی وحشتناک اقیانوس است.

to try out [فعل]
اجرا کردن

امتحان کردن

Ex:

ورزشکاران مایل به امتحان کردن رژیم تمرینی جدید هستند.

path [اسم]
اجرا کردن

راه

Ex: The garden path was covered in autumn leaves .

مسیر باغ با برگ‌های پاییزی پوشیده شده بود.

spicy [صفت]
اجرا کردن

تند

Ex: He could n't handle the spicy chili sauce and reached for a glass of water to cool his burning mouth .

او نتوانست سس فلفل تند را تحمل کند و برای خنک کردن دهان سوزان خود به یک لیوان آب دست برد.

impossible [صفت]
اجرا کردن

غیرممکن

Ex: Running a marathon without training would be almost impossible .

دویدن ماراتن بدون تمرین تقریباً غیرممکن خواهد بود.

definitely [قید]
اجرا کردن

قطعاً

Ex: The concert was definitely one of the best I 've ever attended .

کنسرت قطعاً یکی از بهترین‌هایی بود که تا به حال حضور داشته‌ام.

national [صفت]
اجرا کردن

ملی

Ex: The national government is responsible for setting policies that affect the entire nation .

دولت ملی مسئول تعیین سیاست‌هایی است که بر کل ملت تأثیر می‌گذارد.