معماری و ساخت‌وساز - ابزار سنباده کاری و شکل دهی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به ابزارهای سنباده زنی و شکل دهی مانند "آسیاب"، "دستگاه تراش"، و "اسکنه" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
معماری و ساخت‌وساز
sander [اسم]
اجرا کردن

سنباده‌زن

Ex: The mechanic used a sander to remove rust from the metal part before painting it .

مکانیک از یک سنباده برقی برای زدودن زنگ‌زدگی از قطعه فلزی قبل از رنگ‌آمیزی آن استفاده کرد.

belt sander [اسم]
اجرا کردن

سنباده تسمه‌ای

Ex: For large sanding jobs , a belt sander is much more efficient than a hand sander .

برای کارهای سنباده‌زنی بزرگ، سنباده نواری بسیار کارآمدتر از سنباده دستی است.

اجرا کردن

سنباده‌زن اوربیتال

Ex: After sanding with the random orbital sander , the cabinet surface looked perfectly smooth .

بعد از سنباده زدن با سنباده مداری تصادفی، سطح کابینت کاملاً صاف به نظر می‌رسید.

اجرا کردن

سنباده استوانه‌ای

Ex: He turned to the spindle sander to quickly finish the irregular shape of the shelf .

او به سنباده محوری روی آورد تا به سرعت شکل نامنظم قفسه را تمام کند.

file [اسم]
اجرا کردن

سوهان

Ex: The sculptor employed a fine-grit file to refine the contours of the clay sculpture .

مجسمه‌ساز از یک سوهان دانه ریز برای اصلاح خطوط مجسمه گلی استفاده کرد.

block plane [اسم]
اجرا کردن

رنده دستی

Ex: He carefully adjusted the blade of the block plane before starting the fine sanding work .

او قبل از شروع کار سنباده‌زنی ظریف، تیغه رنده بلوکی را با دقت تنظیم کرد.

اجرا کردن

رنده دستی

Ex: After using the surform plane , the wood felt much smoother and ready for finishing .

پس از استفاده از رنده سورفورم، چوب بسیار صاف‌تر احساس شد و برای پرداخت آماده بود.

spokeshave [اسم]
اجرا کردن

رنده گرد

Ex: The woodworker reached for his spokeshave to finish the curve on the wooden toy .

نجار به سمت اسکنه منحنی خود رفت تا منحنی روی اسباب‌بازی چوبی را تمام کند.

planer [اسم]
اجرا کردن

رنده

Ex: The old workbench had a built-in planer for shaping wood easily during construction .

میز کار قدیمی یک رنده داخلی داشت تا در حین ساخت به راحتی چوب را شکل دهد.

اجرا کردن

چرخ سنگ‌زنی

Ex: The stone carver relied on a grinding wheel to shape the marble into detailed sculptures .

حجار برای شکل دادن به مرمر به مجسمه‌های دقیق، به چرخ سنگ‌زنی متکی بود.

lathe [اسم]
اجرا کردن

دستگاه تراش

Ex: Modern lathes are equipped with digital readouts and computer controls for increased accuracy and efficiency .

تراش‌کاری‌های مدرن مجهز به نمایشگرهای دیجیتال و کنترل‌های کامپیوتری برای دقت و کارایی بیشتر هستند.

jointer [اسم]
اجرا کردن

*ماشین کف‌رند

Ex: The carpenter used a jointer to smooth the edges of the wooden boards before joining them together .

نجار از یک همکفتراش برای صاف کردن لبه‌های تخته‌های چوبی قبل از اتصال آنها استفاده کرد.

اجرا کردن

رنده اتصال

Ex: After cutting the wood , he ran it through the jointer plane to ensure the surface was perfectly flat .

پس از بریدن چوب، آن را از هواپیما اتصال عبور داد تا مطمئن شود سطح کاملاً صاف است.

اجرا کردن

سنگ جت

Ex: He wore safety goggles while operating the angle grinder to protect his eyes from flying debris .

او هنگام کار با اره گوشه‌ای عینک ایمنی به چشم زد تا چشمانش را از خرده‌ریزهای پرنده محافظت کند.

اجرا کردن

رنده صاف کن

Ex: He reached for the smoothing plane to refine the edges of the table after sanding it .

او به سمت رنده صاف‌کن رفت تا لبه‌های میز را پس از سنباده زدن صیقل دهد.

اجرا کردن

ماله‌کش

Ex: After laying the bricks , he used the brick jointer to create a concave joint , ensuring water would run off easily .

بعد از چیدن آجرها، او از ابزار درز آجر برای ایجاد یک درز مقعر استفاده کرد، که باعث می‌شد آب به راحتی جاری شود.

hand plane [اسم]
اجرا کردن

رنده (نجاری)

Ex: After sanding , he finished the surface with a hand plane for a finer , more polished look .

پس از سنباده زدن، او سطح را با یک رنده دستی برای ظاهری نازک‌تر و صیقلی‌تر تمام کرد.

اجرا کردن

لیسه نازک‌کاری

Ex: To ensure the drywall seams were perfectly smooth , he used a taping knife with a wide blade .

برای اطمینان از اینکه درزهای دیوار خشک کاملاً صاف بودند، او از یک چاقوی نوارکشی با تیغه پهن استفاده کرد.

اجرا کردن

لیسه کابینت

Ex: After sanding , the woodworker used a cabinet scraper to refine the finish and ensure it was perfectly smooth .

پس از سنباده‌زنی، نجار از یک خراشنده کابینت برای پالایش پرداخت و اطمینان از صاف بودن کامل آن استفاده کرد.

wood chisel [اسم]
اجرا کردن

اسکنه چوبی

Ex: She held the wood chisel steady as she tapped it with a mallet to shape the wooden beam .

او اسکنه چوبی را محکم نگه داشت در حالی که با چکش به آن ضربه می‌زد تا تیر چوبی را شکل دهد.

chisel [اسم]
اجرا کردن

اسکنه

Ex: The chisel 's sharp edge made it effective for detailed work .

لبه تیز اسکنه آن را برای کارهای دقیق مؤثر می‌کرد.

اجرا کردن

اسکنه کنج

Ex: The builder reached for the corner chisel when it was time to finish the mortar joints .

سازنده به اسکنه گوشه رسید وقتی زمان آن بود که درزهای ملات را تمام کند.

اجرا کردن

اسکنه فاق

Ex: The mortising chisel made it easier to carve out the deep , clean holes for the door hinges .

اسکنه مورتیس ساختن سوراخ‌های عمیق و تمیز برای لولاهای در را آسان‌تر کرد.

اجرا کردن

ماله بندکشی

Ex: The small size of the pointing trowel made it easier to reach the tight spaces in the wall .

اندازه کوچک ماله اشاره دسترسی به فضاهای تنگ در دیوار را آسانتر کرد.

اجرا کردن

لب‌پخ‌کن

Ex: The plumber grabbed the flaring tool to ensure a secure connection between the pipes .

لوله‌کش ابزار فلرینگ را گرفت تا اتصال ایمنی بین لوله‌ها را تضمین کند.

اجرا کردن

ابزار چندکاره برقی

Ex: For my home renovation project , I found that the oscillating multi-tool was essential for precise cuts .

برای پروژه بازسازی خانه‌ام، متوجه شدم که ابزار چندکاره نوسانی برای برش‌های دقیق ضروری بود.

اجرا کردن

چکش قدرت

Ex: The craftsman carefully adjusted the settings on the power hammer before starting the forging process .

صنعتگر قبل از شروع فرآیند آهنگری، تنظیمات چکش قدرت را به دقت تنظیم کرد.

die [اسم]
اجرا کردن

تیزکن (نوعی ابزار)

Ex: