واژگان برای IELTS Academic (نمره 5) - Education
در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مرتبط با آموزش را که برای آزمون آکادمیک پایه IELTS ضروری است، یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
someone who is not present at school, work, etc. when they are supposed to be

غایب
تعداد بالای غایبان در کارخانه تولید را کند کرد.
a document that outlines the topics, assignments, and expectations for a course

برنامه درسی
برنامه درسی کلاس شیمی موضوعات پوشش داده شده، آزمایشهای آزمایشگاهی و خواندنیهای مورد نیاز را مشخص میکند.
a talk given to an audience about a particular subject to educate them, particularly at a university or college

ارائه علمی
او در یک سخنرانی درباره تاریخ مدرن اروپا شرکت کرد.
schoolwork that students have to do at home

تکلیف, مشق
من امروز شب تکالیف زیادی برای انجام دادن دارم.
a task given to a student to do

تکلیف, مشق
تکمیل تکلیف تاریخ نیازمند تحقیق در چندین منبع بود.
a letter or number given by a teacher to show how a student is performing in class, school, etc.

نمره
در سیستم نمرهدهی، A+ بالاترین نمرهای است که یک دانشآموز میتواند کسب کند.
a letter or number given by a teacher to show how good a student's performance is; a point given for a correct answer in an exam or competition

نمره
معلم به ازای هر پاسخ درست در آزمون یک نمره داد.
a book used for the study of a particular subject, especially in schools and colleges

کتاب درسی
او یک کتاب درسی جدید برای کلاس اقتصادش خرید.
an experienced teacher at a university or college who specializes in a particular subject and often conducts research

استادیار (دانشگاه)
دانشآموزان منتظر بودند که استاد سخنرانی را شروع کند.
a branch or an area of knowledge that we study at a school, college, or university

رشته تحصیلی, مبحث
در مدرسه ابتدایی، دانشآموزان درباره موضوعات مختلفی مانند ریاضیات، علوم و تاریخ یاد میگیرند.
a series of lessons or lectures on a particular subject

دوره (درسی), درس، کلاس
من دارم یک دوره آنلاین میگذرانم تا یک زبان جدید یاد بگیرم.
an institution that offers higher education or specialized trainings for different professions

کالج
او به کالج میرود تا مدیریت بازرگانی بخواند.
a large organization that serves a religious, educational, social, or similar function

مؤسسه, نهاد، بنیاد
سازمان خیریه به عنوان یک نهاد اختصاص داده شده به کمک به افراد بی خانمان عمل می کند.
each of the two periods into which a year at schools or universities is divided

نیمسال, ترم
در طول تعطیلات ترم، بسیاری از دانشجویان برای دیدار با خانوادههای خود سفر میکنند.
the certificate that is given to university or college students upon successful completion of their course

مدرک دانشگاهی
او با افتخار مدرک کارشناسی ارشد خود در مهندسی را بر دیوار دفترش به نمایش گذاشت.
the action of successfully finishing studies at a high school or a university degree

فارغالتحصیلی
مدرسه یک مهمانی برای جشن فارغالتحصیلی دانشآموزان برگزار کرد.
to finish a university, college, etc. study course successfully and receive a diploma or degree

فارغالتحصیل شدن
آنها با مدرک مهندسی از دانشگاه فارغالتحصیل شدند.
to go to school, university, church, etc. periodically

حضور داشتن, شرکت کردن
او هر یکشنبه با خانوادهاش به کلیسا میرفت.
to get the necessary grades in an exam, test, course, etc.

قبول شدن, پاس کردن
او هنوز امتحان رانندگی خود را نپذیرفته است.
to study or practice taught lessons again, particularly to prepare for an examination

مرور کردن
او آخر هفته را صرف مرور یادداشتها و کتابهای درسی خود کرد، مصمم بود که در آزمون شیمی آینده عالی عمل کند.
to look at written or printed words or symbols and understand their meaning

خواندن
لطفاً دستورالعملها را با دقت بخوانید.
to record something in writing

نوشتن
او زمان رویداد را یادداشت کرد تا فراموش نکند.
to give a short and simplified version that covers the main points of something

خلاصه کردن
آیا میتوانید طرح رمان را برای کسانی که آن را نخواندهاند خلاصه کنید؟
to test a person's knowledge or skills in a certain subject by asking them questions or asking them to do a specific task

موردسنجش قرار دادن, آزمودن
آنها توانایی حل مسئله داوطلبان را در طول مصاحبه بررسی خواهند کرد.
to join in an event, activity, etc.

مشارکت کردن
دانشآموزان تشویق میشوند تا در فعالیتهای فوقبرنامه برای یک آموزش جامع شرکت کنند.
to express the meaning of something written or spoken with a different choice of words

به بیان دیگر گفتن یا نوشتن
به جای نقل قول مستقیم، نویسنده انتخاب کرد که اطلاعات را بازنویسی کند تا با متن مقاله همخوانی داشته باشد.
to give specific tasks, duties, or responsibilities to individuals or groups

واگذار کردن, محول کردن
برای همکاری مؤثر، ضروری است که مدیران نقشهای روشنی را به اعضای تیم واگذار کنند.
to express or simplify something in the form of a formula or equation

فرموله کردن, بیان در قالب یک معادله
تحلیلگر مالی بودجه را در یک فرمول صفحهگسترده دقیق فرموله کرد.
to enter one's name in a list of an institute, school, etc.

ثبتنام کردن, نامنویسی کردن
قبل از شرکت در کلاسها باید در دفتر دانشگاه ثبت نام کنید.
(of people) being somewhere particular

حاضر
آیا معلم در کلاس حاضر است؟
lacking formal schooling or systematic instruction

بیسواد, نادان
بسیاری از کارگران بیسواد برای یافتن شغل در زمینههای فنی تلاش میکنند.
| واژگان برای IELTS Academic (نمره 5) | |||
|---|---|---|---|
| Education | تحقیق | نجوم | فیزیک |
| زیستشناسی | شیمی | زمینشناسی | روانشناسی |
| ریاضیات | نمودارها و شکلها | هندسه | محیط زیست |
| انرژی و قدرت | مناظر و جغرافیا | فناوری | کامپیوتر |
| اینترنت | تولید و صنعت | تاریخ | Religion |
