واژگان برای IELTS Academic (نمره 5) - چشماندازها و جغرافیا

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به مناظر و جغرافیا را که برای آزمون آکادمیک پایه IELTS ضروری است، یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS Academic (نمره 5)
valley [اسم]
اجرا کردن

دره

Ex: They decided to camp in the valley for the night .

آن‌ها تصمیم گرفتند شب را در دره چادر بزنند.

desert [اسم]
اجرا کردن

بیابان

Ex: He spent three days in the desert with no water .

او سه روز در بیابان بدون آب سپری کرد.

mountain [اسم]
اجرا کردن

کوه

Ex: We enjoyed a picnic at the base of the mountain , surrounded by nature .

ما از یک پیک نیک در پای کوه، محصور در طبیعت لذت بردیم.

time zone [اسم]
اجرا کردن

زمان منطقه‌ای خاص

Ex: The airline pilot announced the local time and current time zone upon landing .
hill [اسم]
اجرا کردن

تپه

Ex: The field was surrounded by rolling hills .

مزرعه با تپه‌های موجدار احاطه شده بود.

grassland [اسم]
اجرا کردن

علفزار

Ex: Farmers use grasslands for cattle grazing .

کشاورزان از مراتع برای چرای دام استفاده می‌کنند.

plain [اسم]
اجرا کردن

دشت

Ex: The plain was so flat that you could see the horizon in every direction without any obstructions .

دشت آنقدر صاف بود که می‌توانستید افق را در هر جهت بدون هیچ مانعی ببینید.

forest [اسم]
اجرا کردن

جنگل

Ex: The forest provided us with shade on a hot summer day .

جنگل در یک روز گرم تابستانی به ما سایه داد.

jungle [اسم]
اجرا کردن

جنگل

Ex: Many medicinal plants are found in the jungle .

بسیاری از گیاهان دارویی در جنگل یافت می‌شوند.

the ocean [اسم]
اجرا کردن

اقیانوس

Ex: The ocean is full of diverse and fascinating life forms .

اقیانوس پر از اشکال متنوع و جذاب زندگی است.

sea [اسم]
اجرا کردن

دریا

Ex: We collected seashells while walking along the edge of the sea .

ما در حال قدم زدن در کنار دریا صدف جمع کردیم.

bay [اسم]
اجرا کردن

خور (جغرافیا)

Ex: Fishermen set sail early in the morning to catch fish in the bay .
beach [اسم]
اجرا کردن

ساحل

Ex: The beach was crowded with people enjoying the sun and surf .

ساحل پر از افرادی بود که از آفتاب و موج لذت می‌بردند.

shore [اسم]
اجرا کردن

ساحل

Ex: The picnic was set up on the shore , offering a beautiful view of the lake .

پیک نیک در ساحل برپا شده بود، که منظره زیبایی از دریاچه ارائه می‌داد.

coast [اسم]
اجرا کردن

ساحل

Ex: The scenic drive along the coast was breathtaking .

رانندگی دیدنی در امتداد ساحل نفس‌گیر بود.

island [اسم]
اجرا کردن

جزیره

Ex: We took a boat to the tropical island and spent the day lounging on the sandy beach .

ما قایقی به سمت جزیره گرمسیری گرفتیم و روز را در ساحل شنی استراحت کردیم.

waterfall [اسم]
اجرا کردن

آبشار

Ex: The waterfall created a misty spray that cooled them off on a hot day .

آبشار یک اسپری مه‌آلود ایجاد کرد که در یک روز گرم آنها را خنک کرد.

lake [اسم]
اجرا کردن

دریاچه

Ex: The path around the lake was perfect for a morning jog .

مسیر دور دریاچه برای دویدن صبحگاهی عالی بود.

river [اسم]
اجرا کردن

رودخانه

Ex: The river was wide , and we had to cross it using a bridge .

رودخانه پهن بود، و ما مجبور شدیم با استفاده از یک پل از آن عبور کنیم.

woodland [اسم]
اجرا کردن

جنگل

Ex: The woodland was alive with the sounds of birds chirping and leaves rustling in the breeze .

جنگل با صدای پرندگان در حال آواز خواندن و برگ‌هایی که در باد زمزمه می‌کردند، زنده بود.

cave [اسم]
اجرا کردن

غار

Ex: Some caves are home to unique ecosystems , with specialized plants and animals adapted to the dark , subterranean environment .

برخی از غارها میزبان اکوسیستم‌های منحصر به فردی هستند، با گیاهان و حیوانات تخصص یافته‌ای که به محیط تاریک و زیرزمینی سازگار شده‌اند.

iceberg [اسم]
اجرا کردن

کوه یخ (شناور در آب)

Ex: Satellite imagery revealed a massive iceberg breaking off from Antarctica .

تصاویر ماهواره‌ای یک کوه یخ عظیم را نشان داد که از قطب جنوب جدا شده است.

gulf [اسم]
اجرا کردن

خلیج

Ex: The gulf stream affects the climate of much of Western Europe .

گلف استریم بر آب و هوای بخش زیادی از اروپای غربی تأثیر می‌گذارد.

compass [اسم]
اجرا کردن

قطب‌نما

Ex: The explorer always carried a compass in his backpack for his adventurous journeys .

کاشف همیشه یک قطبنما در کولهپشتی خود برای سفرهای ماجراجویانهاش حمل میکرد.

volcano [اسم]
اجرا کردن

آتش‌فشان

Ex: The lava flowed down the side of the volcano .

گدازه از کناره آتشفشان جاری شد.

rainforest [اسم]
اجرا کردن

جنگل بارانی

Ex: The rainforest ecosystem is incredibly diverse and complex .

اکوسیستم جنگل بارانی به طور باورنکردنی متنوع و پیچیده است.

واژگان برای IELTS Academic (نمره 5)
اندازه و مقیاس ابعاد وزن و پایداری افزایش مقدار
کاهش مقدار شدت بالا شدت کم فضا و منطقه
اشکال Speed Significance نفوذ و قدرت
بی نظیری Complexity Value Quality
چالش‌ها ثروت و موفقیت فقر و شکست Appearance
Age شکل بدن Wellness بافت‌ها
Intelligence صفات مثبت انسانی صفات منفی انسان ویژگی‌های اخلاقی
پاسخ‌های عاطفی حالت‌های عاطفی رفتارهای اجتماعی طعم‌ها و بوها
صداها Temperature Probability اقدامات رابطه‌ای
زبان بدن و حرکات حالت‌ها و موقعیت‌ها نظرات افکار و تصمیمات
دانش و اطلاعات تشویق و دلسردی درخواست و پیشنهاد پشیمانی و اندوه
احترام و تایید تلاش و پیشگیری اقدامات و واکنش های فیزیکی حرکات
فرماندهی و اعطای مجوزها درگیر شدن در ارتباط کلامی درک و یادگیری درک حواس
استراحت و آرامش لمس و نگه داشتن خوردن و نوشیدن تهیه غذا
تغییر و شکل دادن سازماندهی و جمع آوری خلق و تولید Science
Education Research ستاره شناسی Physics
Biology Chemistry Geology Psychology
Mathematics نمودارها و شکل‌ها Geometry Environment
انرژی و قدرت چشماندازها و جغرافیا Technology Computer
Internet تولید و صنعت History Religion
فرهنگ و عرف زبان و دستور زبان Arts Music
فیلم و تئاتر Literature Architecture Marketing
Finance Management Medicine بیماری و علائم
Law Crime Punishment Politics
War Measurement احساسات مثبت احساسات منفی
حیوانات Weather غذا و نوشیدنی سفر و گردشگری
Pollution Migration فجایع مواد
قیدهای حالت قیدهای نظر قیدهای قطعیت قیدهای تکرار
قیدهای زمان قیدهای مکان قیدهای درجه قیدهای تأکید
قیدهای هدف و قصد قیدهای پیوندی