واژگان برای IELTS Academic (نمره 5) - مناظر و جغرافیا
در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به مناظر و جغرافیا را که برای آزمون آکادمیک پایه IELTS ضروری است، یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
a low area of land between mountains or hills, often with a river flowing through it

دره
قطار از یک دره زیبا در مسیر خود عبور کرد.
a large, dry area of land with very few plants, typically one covered with sand

بیابان, صحرا
شترها به خوبی برای زنده ماندن در بیابان سازگار شدهاند.
a very tall and large natural structure that looks like a huge hill with a pointed top that is often covered in snow

کوه
کوه مقصدی محبوب برای کوهنوردان و پیادهروها است.
a region of the earth that has the same standard time

زمان منطقهای خاص
او هنگام سفر به یک منطقه زمانی متفاوت، ساعت خود را تنظیم کرد تا با زمان محلی مطابقت داشته باشد.
a naturally raised area of land that is higher than the land around it, often with a round shape

تپه
او هر صبح به عنوان بخشی از تمرینش تا تپه میدوید.
a large, open, and grass-covered area

علفزار, مرتع
مرتع برای مایلها بدون درخت کشیده شده است.
a vast area of flat land

دشت
کشاورزان از خاک حاصلخیز دشت برای کشت مزارع وسیع گندم و ذرت استفاده کردند.
a vast area of land that is covered with trees and shrubs

جنگل
کف جنگل با فرشی ضخیم از برگهای ریخته پوشیده شده بود.
a tropical forest with many plants growing densely

جنگل
جنگل پر از صداهای حیوانات عجیب و غریب بود.
the great mass of salt water that covers most of the earth's surface

اقیانوس
او یک صدف زیبا در ساحل اقیانوس پیدا کرد.
the salt water that covers most of the earth’s surface and surrounds its continents and islands

دریا
دریا خانهای برای انواع حیات دریایی، مانند ماهیها، دلفینها و صخرههای مرجانی است.
a part of a shoreline that curves inward, larger than a cove but smaller than a gulf

خور (جغرافیا), خلیج (کوچک)
خلیج در طول طوفان یک بندرگاه محافظتشده برای کشتیها فراهم کرد.
an area of sand or small stones next to a sea or a lake

ساحل
من دوست دارم در امتداد ساحل قدم بزنم، شن نرم را بین انگشتان پاهایم احساس کنم.
the area of land where the land meets a body of water such as an ocean, sea, lake, or river

ساحل, کنار دریا
آنها دست در دست در امتداد ساحل راه میرفتند و صدف جمع میکردند.
the land close to a sea, ocean, or lake

ساحل, کناره
ساحل شمالی کمتر توسعه یافته است و برای عاشقان طبیعت عالی است.
a piece of land surrounded by water

جزیره
جزیره یک فانوس دریایی معروف داشت که کشتیها را به سلامت به ساحل هدایت میکرد.
a high place, such as a cliff, from which a river or stream falls

آبشار
صدای آبشار آرامشبخش بود در حالی که از روی صخرهها فرو میریخت.
a large area of water, surrounded by land

دریاچه
او از یک قایق سواری آرام روی دریاچه لذت برد.
a natural and continuous stream of water flowing on the land to the sea, a lake, or another river

رودخانه
بچهها سنگها را روی سطح آرام رودخانه به پرواز درآوردند.
land that is filled with many trees

جنگل
بسیاری از حیوانات در جنگل اطراف روستا پناهگاه و غذا پیدا میکنند.
a hole or chamber formed underground naturally by rocks gradually breaking down over time

غار
ورودی غار توسط شاخ و برگ انبوه پنهان شده بود، که به دنیایی مرموز در زیر سطح منتهی میشد.
a very large floating piece of ice

کوه یخ (شناور در آب)
خرسهای قطبی اغلب در نزدیکی لبه یک کوه یخ فک شکار میکنند.
an area of sea that is partly surrounded by land, with a narrow opening

خلیج
خلیج مکزیک بخش حیاتی از سیستم آب و هوایی جهانی است.
a device with a needle that always points to the north, used to find direction

قطبنما, جهتیاب, جهتنما
ملوانان قرنها به قطب نما تکیه کردهاند تا راه خود را در دریاهای باز پیدا کنند.
a mountain with an opening on its top, from which melted rock and ash can be pushed out into the air

آتشفشان
جزیره محل زندگی یک آتشفشان فعال است.
a thick, tropical forest with tall trees and consistently heavy rainfall

جنگل بارانی
جنگلهای بارانی به تثبیت آب و هوای جهان کمک میکنند.
| واژگان برای IELTS Academic (نمره 5) | |||
|---|---|---|---|
| Education | تحقیق | نجوم | فیزیک |
| زیستشناسی | شیمی | زمینشناسی | روانشناسی |
| ریاضیات | نمودارها و شکلها | هندسه | محیط زیست |
| انرژی و قدرت | مناظر و جغرافیا | فناوری | کامپیوتر |
| اینترنت | تولید و صنعت | تاریخ | Religion |
