افعال ساختن و تغییر دادن - افعال برای تغییرات ساختاری

در اینجا برخی از افعال انگلیسی را یاد خواهید گرفت که به تغییرات ساختاری مانند "ذوب شدن"، "پوسیدن" و "جامد شدن" اشاره دارند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال ساختن و تغییر دادن
to melt [فعل]
اجرا کردن

آب شدن

Ex: The chocolate is melting as it sits under the sun .

شکلات در حال ذوب شدن است زیر آفتاب.

to thaw [فعل]
اجرا کردن

آب کردن

Ex:

او قصد دارد از بخاری برای ذوب کردن زمین یخ زده قبل از کاشت استفاده کند.

اجرا کردن

تبخیر شدن

Ex: After the rain stopped , the moisture quickly evaporated from the pavement .

بعد از توقف باران، رطوبت به سرعت از پیاده‌رو تبخیر شد.

to vaporize [فعل]
اجرا کردن

بخار شدن

Ex: The chef used liquid nitrogen to instantly vaporize herbs , infusing a burst of flavor into the dish .

آشپز از نیتروژن مایع برای تبخیر فوری گیاهان استفاده کرد و انفجاری از طعم را به غذا تزریق کرد.

to dissolve [فعل]
اجرا کردن

حل شدن

Ex: As I stirred , the cocoa powder dissolved into the milk .

همانطور که هم می‌زدم، پودر کاکائو در شیر حل شد.

to solidify [فعل]
اجرا کردن

جامد کردن

Ex: The molten metal is currently solidifying into the desired shape .

فلز مذاب در حال جامد شدن به شکل مورد نظر است.

to liquefy [فعل]
اجرا کردن

آب شدن

Ex: The frozen juice concentrate liquefied when left on the kitchen counter .

مایع غلیظ آبمیوه منجمد وقتی روی پیشخوان آشپزخانه گذاشته شد مایع شد.

to dilute [فعل]
اجرا کردن

رقیق کردن

Ex: The chef is diluting the sauce to achieve the desired consistency .

آشپز در حال رقیق کردن سس است تا به قوام مورد نظر برسد.

اجرا کردن

رقیق کردن

Ex:

اگر طعم ملایم‌تر را ترجیح می‌دهید، بارمن نوشیدنی را رقیق می‌کند.

to ferment [فعل]
اجرا کردن

*تخمیر کردن

Ex: The brewer uses various strains of yeast to ferment the beer .

آبجوساز از سویه‌های مختلف مخمر برای تخمیر آبجو استفاده می‌کند.

to distill [فعل]
اجرا کردن

تقطیر کردن

Ex:

دانشمندان در حال تقطیر مخلوط بودند تا اجزای آن را جدا کنند.

to hydrate [فعل]
اجرا کردن

آبرسانی کردن

Ex: It 's essential to hydrate by drinking water throughout the day .

آبرسانی با نوشیدن آب در طول روز ضروری است.

اجرا کردن

آب (چیزی را) گرفتن

Ex: The heat is currently dehydrating the wet clothes on the clothesline .

گرما در حال حاضر لباس‌های خیس روی بند رخت را بی‌آب می‌کند.

اجرا کردن

کربناته کردن

Ex: The brewing process has carbonated the beer naturally .

فرآیند تخمیر به طور طبیعی آبجو را گازدار کرده است.

to oxidize [فعل]
اجرا کردن

اکسید شدن

Ex: The sliced apple oxidized and turned brown after some time .

سیب برش خورده اکسید شد و پس از مدتی قهوه ای شد.

to rust [فعل]
اجرا کردن

زنگ زدن

Ex: The metal bridge was rusting steadily in the harsh weather conditions .

پل فلزی در شرایط آب و هوایی سخت به طور مداوم زنگ می‌زد.

to decay [فعل]
اجرا کردن

پوسیده شدن

Ex: Over the years , the ancient ruins decayed into partial structures .

در طول سال‌ها، ویرانه‌های باستانی به سازه‌های جزئی فاسد شدند.

to rot [فعل]
اجرا کردن

پوسیدن

Ex: The fallen tree was rotting away , returning nutrients to the soil .

درخت افتاده در حال پوسیدن بود و مواد مغذی را به خاک بازمی‌گرداند.

اجرا کردن

تجزیه کردن

Ex: The waste in the landfill was decomposing , releasing gases into the atmosphere .

زباله‌ها در محل دفن زباله در حال تجزیه بودند و گازهایی را به جو آزاد می‌کردند.

to putrefy [فعل]
اجرا کردن

فساد کردن

Ex: The abandoned warehouse had an overpowering stench as the waste putrefied .

انبار رها شده بوی بسیار تندی داشت در حالی که زباله‌ها می‌پوسیدند.

to molder [فعل]
اجرا کردن

پوسیدن

Ex: If not preserved , the historical documents will molder .

اگر حفظ نشوند، اسناد تاریخی پوسیده خواهند شد.