افعال وجود و عمل - افعال برای نمایش‌ها

در اینجا برخی از افعال انگلیسی را یاد خواهید گرفت که به بازنمایی‌هایی مانند "تجسم بخشیدن"، "معنی دادن" و "نمادین کردن" اشاره دارند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال وجود و عمل
اجرا کردن

بازنمایی کردن

Ex: The logo they designed last year represented the company 's innovative spirit .

لوگویی که سال گذشته طراحی کردند، نمایانگر روحیه نوآورانه شرکت بود.

اجرا کردن

از طریق نمادها انتقال دادن

Ex: The artist symbolizes purity and enlightenment in her latest series of paintings .

هنرمند در آخرین مجموعه نقاشی‌هایش نماد خلوص و روشنگری است.

to embody [فعل]
اجرا کردن

مجسم کردن

Ex: In his speeches , the leader strives to embody the principles of integrity and accountability .

در سخنرانی‌هایش، رهبر تلاش می‌کند تا اصول صداقت و پاسخگویی را مجسم کند.

اجرا کردن

تجسم کردن

Ex: In religious art , angels are often depicted to incarnate messengers of divine will .

در هنر مذهبی، فرشتگان اغلب به تصویر کشیده می‌شوند تا تجسم دهندگان پیام‌آوران اراده الهی باشند.

اجرا کردن

با مثال نشان دادن

Ex: Through her engaging storytelling , the author exemplified the themes of love and loss , providing vivid examples that made the emotions resonate with readers

از طریق داستان‌سرایی جذابش، نویسنده مضامین عشق و از دست دادن را نمونه‌وار نشان داد، با ارائه مثال‌های زنده‌ای که احساسات را با خوانندگان طنین‌انداز کرد.

to typify [فعل]
اجرا کردن

نماد (چیزی) بودن

Ex: The white lotus typifies purity and spiritual enlightenment , serving as a symbol in many religious traditions .

نیلوفر آبی سفید نماد پاکی و روشنگری معنوی است و به عنوان نمادی در بسیاری از سنت‌های مذهبی خدمت می‌کند.

اجرا کردن

تجلی (چیزی) بودن

Ex: His approach to leadership epitomized encouragement and humility .

رویکرد او به رهبری نماد تشویق و فروتنی بود.

to mean [فعل]
اجرا کردن

معنا داشتن

Ex: His silence could mean that he disagrees .

سکوت او ممکن است به معنای این باشد که او مخالف است.

to denote [فعل]
اجرا کردن

نشانگر بودن

Ex: In mathematical notation , the symbol ' Σ ' is used to denote the summation of a series of numbers .

در نمادگذاری ریاضی، نماد 'Σ' برای نشان دادن مجموع یک سری از اعداد استفاده می‌شود.

to signify [فعل]
اجرا کردن

نشان دادن

Ex: A sudden drop in temperature may signify the onset of winter .

افت ناگهانی دما ممکن است نشان دهنده شروع زمستان باشد.

اجرا کردن

مخفف چیزی بودن

Ex: ' PM ' stands for post meridiem , indicating the afternoon hours .

'PM' مخفف است برای post meridiem، نشان‌دهنده ساعات بعد از ظهر.

to betoken [فعل]
اجرا کردن

نشان دادن

Ex: The dark clouds gathering on the horizon betokened an imminent downpour .

ابرهای تیره که در افق جمع می‌شدند نشانه‌ای از بارانی قریب‌الوقوع بودند.

اجرا کردن

ترجمه کردن

Ex: The students were assigned to translate a short story from French to English for their language class .

به دانش‌آموزان تکلیف داده شد که یک داستان کوتاه را از فرانسوی به انگلیسی برای کلاس زبان خود ترجمه کنند.