افعال فرآیندهای ذهنی - افعال برای نوآوری و آفرینش

در اینجا شما برخی از افعال انگلیسی را که به نوآوری و خلاقیت اشاره دارند مانند "اختراع"، "ابداع" و "طراحی" یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال فرآیندهای ذهنی
to coin [فعل]
اجرا کردن

ابداع کردن

Ex: The author coined a term to encapsulate the central theme of the novel .

نویسنده یک اصطلاح را ابداع کرد تا موضوع مرکزی رمان را در بر بگیرد.

اجرا کردن

سرهم‌بندی کردن

Ex: The chef improvised a delicious dessert with only a few simple ingredients .

آشپز با تنها چند ماده ساده یک دسر خوشمزه بداهه‌پردازی کرد.

to innovate [فعل]
اجرا کردن

ابداع کردن

Ex: In response to customer feedback , the designer innovated the product design for better usability .

در پاسخ به بازخورد مشتریان، طراح طراحی محصول را برای قابلیت استفاده بهتر نوآوری کرد.

to devise [فعل]
اجرا کردن

اختراع کردن

Ex: In the workshop , participants were encouraged to devise creative solutions to real-world problems .

در کارگاه، از شرکت‌کنندگان تشویق شد تا راه‌حل‌های خلاقانه‌ای برای مشکلات دنیای واقعی طراحی کنند.

to invent [فعل]
اجرا کردن

اختراع کردن

Ex: Innovative thinkers strive to invent novel ideas that push the boundaries of what is possible .

اندیشمندان نوآور تلاش می‌کنند تا ایده‌های نوینی را اختراع کنند که مرزهای ممکن را گسترش می‌دهد.

to patent [فعل]
اجرا کردن

حق ثبت اختراع دادن

Ex: Companies often invest in research and development to create products they can patent for competitive advantage .

شرکت‌ها اغلب در تحقیق و توسعه سرمایه‌گذاری می‌کنند تا محصولاتی ایجاد کنند که بتوانند برای مزیت رقابتی ثبت اختراع کنند.

to create [فعل]
اجرا کردن

به وجود آوردن

Ex: They created a new software program to solve the problem .

آنها یک برنامه نرم‌افزاری جدید برای حل مشکل ایجاد کردند.

to design [فعل]
اجرا کردن

ترسیم کردن (در ذهن)

Ex: She had designed the entire event in her mind , considering every possibility .

او تمام رویداد را در ذهن خود طراحی کرده بود، هر احتمالی را در نظر گرفته بود.

to engineer [فعل]
اجرا کردن

مهندسی کردن

Ex: The company is currently engineering a new software platform to meet evolving user needs .

شرکت در حال مهندسی یک پلتفرم نرم‌افزاری جدید برای پاسخگویی به نیازهای در حال تحول کاربران است.

to contrive [فعل]
اجرا کردن

به سر (کسی) زدن (فکر، طرح، نظریه و...)

Ex: Faced with a challenge , she contrived a creative solution using limited resources .

در مواجهه با یک چالش، او با استفاده از منابع محدود یک راه‌حل خلاقانه طراحی کرد.

اجرا کردن

تهیه کردن

Ex: In the meeting , participants collaborated to formulate a strategy for project implementation .

در جلسه، شرکت‌کنندگان برای تدوین یک استراتژی برای اجرای پروژه همکاری کردند.

to conceive [فعل]
اجرا کردن

ارائه دادن (یک طرح یا ایده)

Ex: To address environmental issues , scientists are working to conceive sustainable technologies .

برای حل مسائل محیط زیستی، دانشمندان در حال کار بر روی تصور فناوری‌های پایدار هستند.

اجرا کردن

ساختن (پاسخ یا راه حل)

Ex: By the end of the month , I will have come up with a detailed proposal .

تا پایان ماه، یک پیشنهاد دقیق تهیه خواهم کرد.

to think up [فعل]
اجرا کردن

اختراع کردن

Ex:

آیا می‌توانید چند ایده برای کمپین بازاریابی آینده‌مان بیاندیشید؟

to cook up [فعل]
اجرا کردن

ساختن

Ex:

نظریه‌پردازان توطئه اغلب داستان‌های پیچیده‌ای را بدون پایه و اساس واقعی می‌سازند.

to concoct [فعل]
اجرا کردن

اختراع کردن

Ex: The storyteller had the ability to concoct captivating tales that mesmerized the audience .

راوی توانایی ساختن داستان‌های جذابی را داشت که听众 را مسحور می‌کرد.

to dream up [فعل]
اجرا کردن

ایده یا روش‌های جدید یافتن

Ex: Writers often dream up fascinating characters and storylines to captivate their readers .

نویسندگان اغلب شخصیت‌ها و داستان‌های جذابی را می‌سازند تا خوانندگان خود را مجذوب کنند.

to hit on [فعل]
اجرا کردن

به یک ایده عالی رسید

Ex: I was struggling with the puzzle when I suddenly hit on the correct answer .

من با معما دست و پنجه نرم می‌کردم که ناگهان جواب درست به ذهنم رسید.

اجرا کردن

مفهوم آفریدن

Ex: The teacher encouraged students to conceptualize the historical events they were studying .

معلم دانش‌آموزان را تشویق کرد تا رویدادهای تاریخی که مطالعه می‌کردند را مفهومی کنند.