افعال فرآیندهای ذهنی - افعال برای خواسته ها

در اینجا برخی از افعال انگلیسی را یاد خواهید گرفت که به خواسته‌هایی مانند "خواستن"، "اشتیاق داشتن" و "آرزو کردن" اشاره می‌کنند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال فرآیندهای ذهنی
to want [فعل]
اجرا کردن

خواستن

Ex: Mary wants to be a doctor when she grows up .

مری می‌خواهد وقتی بزرگ شد دکتر شود.

to wish [فعل]
اجرا کردن

آرزو داشتن

Ex: I ca n’t help but wish my dog could speak , even though I know it ’s a fantasy .

من نمی‌توانم کمک کنم اما آرزو کنم که سگم بتواند صحبت کند، حتی اگر می‌دانم این یک خیال است.

to crave [فعل]
اجرا کردن

هوس کردن

Ex: She craves adventure and loves to travel to new places .

او تشنه ماجراجویی است و عاشق سفر به مکان‌های جدید است.

to like [فعل]
اجرا کردن

خواستن

Ex: We 'd like to thank everyone who helped make the event a success .

ما می‌خواهیم از همه کسانی که در موفقیت این رویداد کمک کردند تشکر کنیم.

to fancy [فعل]
اجرا کردن

متمایل بودن

Ex:

الان دلش نمی‌خواهد فیلم ترسناک ببیند.

to desire [فعل]
اجرا کردن

آرزو کردن

Ex: He desires to make a positive impact on the world .

او میل دارد تأثیر مثبتی بر جهان بگذارد.

to dream [فعل]
اجرا کردن

خیال‌پردازی کردن

Ex: The student dreams of graduating with honors and pursuing further studies .

دانشجو رویا می‌برد که با افتخار فارغ‌التحصیل شود و تحصیلات بیشتری را دنبال کند.

to hope [فعل]
اجرا کردن

امیدوار بودن

Ex: As the election approaches , many citizens hope for positive changes in government .

با نزدیک شدن به انتخابات، بسیاری از شهروندان به تغییرات مثبت در دولت امیدوار هستند.

to prefer [فعل]
اجرا کردن

ترجیح دادن

Ex: Some students prefer studying in a quiet library as opposed to a noisy cafe .

برخی از دانش‌آموزان ترجیح می‌دهند در کتابخانه‌ای آرام مطالعه کنند تا کافه‌ای پرسر و صدا.

to favor [فعل]
اجرا کردن

ترجیح دادن

Ex: The manager may favor candidates with relevant experience during the hiring process .

مدیر ممکن است در فرآیند استخدام از نامزدهایی با تجربه مرتبط حمایت کند.

to aspire [فعل]
اجرا کردن

آرزوی (چیزی را) در دل داشتن

Ex: He aspires to have a career that positively impacts the community .

او آرزو دارد شغلی داشته باشد که تأثیر مثبتی بر جامعه بگذارد.

to long [فعل]
اجرا کردن

از ته دل خواستن

Ex: He is longing for recognition in his artistic endeavors .

او اشتیاق دارد برای به رسمیت شناخته شدن در تلاش‌های هنری خود.

to yearn [فعل]
اجرا کردن

آرزو کردن

Ex: We yearn for a world where everyone is treated with kindness .

ما آرزومند جهانی هستیم که در آن با همه با مهربانی رفتار شود.

to prize [فعل]
اجرا کردن

ارزش دادن

Ex: The antique vase was prized for its intricate craftsmanship and historical significance .

گلدان عتیقه به دلیل صنعتگری پیچیده و اهمیت تاریخی آن ارزشمند بود.

to want for [فعل]
اجرا کردن

نیازمند چیزی بودن

Ex: Despite the challenges , she did n't want for determination in achieving her goals .

علیرغم چالش‌ها، او کمبودی در عزم برای رسیدن به اهدافش نداشت.

to covet [فعل]
اجرا کردن

از دل و جان خواستن

Ex: The ambitious entrepreneur often covets the achievements of industry leaders .

کارآفرین بلندپرواز اغلب به دستاوردهای رهبران صنعت حسادت می‌ورزد.

to hanker [فعل]
اجرا کردن

اشتیاق داشتن

Ex: After years of city life , she hankered to return to the countryside .

پس از سال‌ها زندگی شهری، او اشتیاق داشت به روستا بازگردد.

to hunger [فعل]
اجرا کردن

اشتیاق داشتن

Ex: She hungers for knowledge and is always eager to learn new things .

او تشنه دانش است و همیشه مشتاق یادگیری چیزهای جدید است.

to need [فعل]
اجرا کردن

نیاز داشتن

Ex: The car needs a new battery to start .

ماشین نیاز به باتری جدید دارد تا روشن شود.

to require [فعل]
اجرا کردن

نیاز داشتن

Ex: The project 's success will require collaboration and effective communication among team members .

موفقیت پروژه نیازمند همکاری و ارتباط مؤثر بین اعضای تیم خواهد بود.