افعال فرآیندهای ذهنی - فعلها برای آرزوها
در اینجا برخی از افعال انگلیسی را یاد خواهید گرفت که به خواستههایی مانند "خواستن"، "اشتیاق داشتن" و "آرزو کردن" اشاره میکنند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to wish to do or have something

خواستن
او برای تولدش چه میخواهد؟
to desire something to occur or to be true even though it is improbable or not possible

آرزو داشتن
از تصمیم خود پشیمان، او آرزو میکرد که بتواند زمان را به عقب برگرداند.
to strongly desire or seek something

هوس کردن, اشتیاق داشتن
به عنوان یک علاقهمند به سلامت، او به ندرت هوس تنقلات شیرین میکند.
to wish for or want something, especially used with would or should as a polite formula

خواستن, خوش آمدن، دوست داشتن
آیا دوست دارید امشب برای شام بیایید؟
to like or want someone or something

متمایل بودن, دوست داشتن
من دوست دارم همین حالا یک فنجان قهوه بخورم.
to strongly want or wish for something

آرزو کردن, اشتیاق داشتن
کودک آرزو دارد یک اسباببازی جدید داشته باشد و با اشتیاق منتظر تولدش است.
to think about something that one desires very much

خیالپردازی کردن, رؤیاپردازی کردن
ما اغلب رویا میبینیم که به اهداف و آرزوهایمان دست یابیم.
to want something to happen or be true

امیدوار بودن
تیم با پشتکار تمرین میکند، امیدوار به بردن قهرمانی.
to want or choose one person or thing instead of another because of liking them more

ترجیح دادن
آنها ترجیح میدهند به جای استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی، پیاده به محل کار بروند چون از ورزش لذت میبرند.
to prefer someone or something to an alternative

ترجیح دادن, حمایت کردن
ما ترجیح میدهیم یک رویکرد مشارکتی برای حل مسئله در تیم خود داشته باشیم.
to desire to have or become something

آرزوی (چیزی را) در دل داشتن
او آرزو دارد که یک دانشمند مشهور شود و اکتشافات مهمی انجام دهد.
to strongly want something, especially when it is not likely to happen soon

از ته دل خواستن, خواستن، آرزو داشتن
آنها آرزوی موفقیت در کسب و کار جدیدشان را داشتند.
to have a strong and continuous desire for something

آرزو کردن, اشتیاق داشتن، مشتاق بودن
هنرمند مشتاق است آثاری خلق کند که با مردم طنین انداز شود.
to highly value something

ارزش دادن
دستنوشته باستانی بهخاطر بینشهای ارزشمندش درباره فرهنگ آن دوران ارزشمند بود.
to lack something necessary or desired

نیازمند چیزی بودن
کارآفرین موفق هنگام شروع کسبوکارش کمبود منابع نداشت.
to have an intense and often inappropriate desire to possess something that belongs to someone else

از دل و جان خواستن, میل به تملک (چیزی) کردن
ما باید به جای حسادت به آنچه دیگران دارند، روی قدردانی از آنچه خود داریم تمرکز کنیم.
to have a strong, persistent desire for something

اشتیاق داشتن, ولع داشتن
از زمانی که کودک بود، آرزو داشت خلبان شود.
to have an intense desire for something

اشتیاق داشتن, خواستن
هنرمند تشنه الهام است تا کار معنادار و تاثیرگذار خلق کند.
to want something or someone that we must have if we want to do or be something

نیاز داشتن, احتیاج داشتن
خانه نیاز به تمیز کردن قبل از رسیدن مهمانان دارد.
to need or demand something as necessary for a particular purpose or situation

نیاز داشتن, لازم داشتن
برای پخت کیک، دستور پخت نیاز به تخم مرغ، آرد، شکر و کره دارد.