اقرار کردن
تا این زمان، او قبلاً به شکستن گلدان اعتراف کرده بود.
در اینجا شما برخی از افعال انگلیسی را که به بیان احساسات اشاره دارند مانند "تخلیه کردن", "اعتراف کردن" و "باز کردن دل" یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
اقرار کردن
تا این زمان، او قبلاً به شکستن گلدان اعتراف کرده بود.
درددل کردن
در طول جلسه درمانی، او کم کم شروع به باز کردن درباره تجربیات آسیب زای خود کرد.
اقرار کردن
علیرغم پیامدها، او اعتراف کرد به مشارکت در تصمیم جنجالی.
خود را خالی کردن
وقتی تحت فشار هستید، یافتن راههای سالم برای تخلیه احساسات ضروری است.
اعتراف کردن
علیرغم مقاومت اولیه او، در نهایت او اعتراف کرد به نیاز به تغییر.
تظاهر کردن
برای جلوگیری از درگیری، او تصمیم گرفت نظرات واقعی خود را در جلسه پنهان کند.
پرورش دادن
او هنوز حفظ میکند کینهای نسبت به شریک سابق تجاری خود.
پرورش دادن
او به آرامی تردیدهایش را درباره انگیزه واقعی پشت این تصمیم پرورش داد.
پنهان کردن (احساسات)
او سعی کرد خندهاش را در مراسم رسمی نگه دارد.
عواطف یا احساسات خود را سرکوب کردن
او مجبور بود خشم خود را فرو بخورد و در بحث رفتاری آرام داشته باشد.