فهرست واژگان سطح C2 - فاجعه و آلودگی
در اینجا تمام کلمات ضروری برای صحبت درباره بلایا و آلودگی را یاد خواهید گرفت، که به طور خاص برای زبانآموزان سطح C2 جمعآوری شده است.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
an event causing great and often sudden damage, distress, or destruction

مصیبت, بلا، فاجعه
مجموعهای از طوفانها مصیبت را به جوامع ساحلی آورد و باعث سیلهای گسترده و تخریب شد.
a sudden, violent natural disaster that drastically alters the earth's landscape

دگرگونی ناگهانی سطح زمین (زمین شناسی)
لغزش زمین و بهمن سنگ نمونههایی از فاجعههای زمینی نسبتاً رایج هستند که میتوانند با هشدار کمی توسعه یابند.
action that breeds severe damage or destruction

ویرانگری
ویرانی طوفان در امتداد خط ساحلی منجر به سیلاب گسترده و از دست دادن اموال شد.
an extremely intense and destructive fire

آتشسوزی عظیم
آتشنشانان از چندین شهر برای مبارزه با آتشسوزی بزرگ که تهدید به بلعیدن کل محله میکرد، نیروهای خود را متحد کردند.
a cause of widespread suffering or affliction

مصیبت
زلزلهها برای جوامع واقع در مرز صفحات تکتونیکی یک بلای تاریخی بودهاند.
a smaller earthquake or tremor that follows the main shock of a seismic event

پسلرزه
پاسخدهندگان اضطراری در حالت آمادهباش بالا باقی ماندند، آماده برای مقابله با پسلرزههای احتمالی و پیامدهای آنها.
an earthquake caused by underground movement or volcanic activity

زلزله
زلزلهشناسان یک سری زلزله در نقطه داغ لرزهای ثبت کردند که نشاندهنده فعالیت تکتونیکی جاری است.
a sudden and heavy rainfall

باران سیلآسا
کشاورزان پس از ماهها خشکسالی از باران شدید استقبال کردند، زیرا باران سنگین زمینهای خشک آنها را احیا کرد.
the action of rescuing a ship, its crew, or its cargo from a shipwreck, fire, or similar disaster

نجات کشتی یا محموله
نجات کشتی جانها و تجهیزات ارزشمند را نجات داد.
the point on the surface of the earth vertically above the focus of an earthquake where its effects are felt most strongly

کانون زمینلرزه, مرکز زلزله
تیمهای نجات تلاشهای خود را بر مرکز سطحی متمرکز کردند، جایی که تأثیر فاجعه طبیعی شدیدترین بود.
a tornado occurring over a body of water, characterized by a funnel-shaped cloud filled with water droplets or spray

طوفان دریایی
ملوانان با یک گردباد آبی در سواحل روبرو شدند که باعث شد مسیر خود را برای جلوگیری از گرداب چرخان تغییر دهند.
a waste treatment process that involves the combustion of substances contained in waste materials

زبالهسوز
زبالهسوزهای مدرن به گونهای طراحی شدهاند که استانداردهای سختگیرانه زیستمحیطی را برآورده کنند و آلایندههای هوا را در فرآیند احتراق به حداقل برسانند.
a risk to human health or to the environment caused by a biological source, especially microorganisms

خطر زیستی
دفع نامناسب زبالههای پزشکی میتواند خطر زیستی قابل توجهی ایجاد کند و به طور بالقوه باعث گسترش بیماریهای عفونی شود.
the semi-solid residue produced during sewage or wastewater treatment

لجن یا ضایعات صنعتی
مهندسان ترکیب لجن را برای بهبود فیلتراسیون مطالعه کردند.
a black powdery substance produced by burning materials like wood or coal

دوده
جاروبکش دودکش لایههای دوده را برای بهبود کارایی شومینه و کاهش خطر آتشسوزی دودکش حذف کرد.
liquid waste or sewage discharged into rivers, lakes, or the sea

فاضلاب, فاضلاب
مقررات زیستمحیطی الزام میکنند که صنایع پساب خود را قبل از رهاسازی در دریاچهها و اقیانوسها تصفیه کنند تا از آلودگی جلوگیری شود.
waste or debris produced by the disintegration or decomposition of organic or inorganic matter

ضایعات تجزیه
جریانهای اقیانوسی خردهریزهای پلاستیکی را به سواحل دورافتاده بردند و باعث نگرانیهای زیستمحیطی شدند.
a protective garment worn by workers to safeguard against exposure to hazardous substances or environments

لباس ایمنی
تکنسینهای آزمایشگاهی اغلب هنگام کار با مواد شیمیایی خطرناک برای جلوگیری از تماس پوستی و استنشاق بخارات سمی لباس حفاظتی میپوشند.
airborne particles, such as dust or debris, that settle after a nuclear explosion or similar event

ذرات رادیواکتیو
ساکنان از منطقه آسیب دیده تخلیه شدند تا از قرار گرفتن در معرض بارش رادیواکتیو جلوگیری شود.
a suspension of fine solid or liquid particles dispersed in a gas

آئروسل, هواپخش
آزمایشگاه رفتار آئروسلها را در شرایط کنترلشده مطالعه کرد.
a small, discrete particle or substance, especially one suspended in air, such as dust, pollen, or soot

ریزگرد
انتشار ذرات از کارخانهها میتواند اثرات مضری بر کیفیت هوا و سلامت تنفسی داشته باشد.
a device in a vehicle's exhaust system that reduces the emission of harmful pollutants by promoting chemical reactions that convert them into less harmful substances

مبدل کاتالیزوری
قانون استفاده از مبدلهای کاتالیزوری در وسایل نقلیه را برای رعایت استانداردهای محیط زیستی کیفیت هوا الزامی میکند.
