فهرست واژگان سطح C2 - فاجعه و آلودگی

در اینجا تمام کلمات ضروری برای صحبت درباره بلایا و آلودگی را یاد خواهید گرفت، که به طور خاص برای زبان‌آموزان سطح C2 جمع‌آوری شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح C2
calamity [اسم]
اجرا کردن

مصیبت

Ex: The forest fire turned into a calamity as it rapidly spread , consuming acres of land and displacing wildlife .

آتش‌سوزی جنگل به یک فاجعه تبدیل شد زیرا به سرعت گسترش یافت، هکتارها زمین را سوزاند و حیات وحش را آواره کرد.

cataclysm [اسم]
اجرا کردن

دگرگونی ناگهانی سطح زمین (زمین شناسی)

Ex: Scientists point to an asteroid or comet impact as the leading theory for the cataclysm that wiped out the dinosaurs .

دانشمندان به برخورد یک سیارک یا دنباله‌دار به عنوان نظریه پیشرو برای فاجعه که دایناسورها را از بین برد اشاره می‌کنند.

ravage [اسم]
اجرا کردن

ویرانگری

Ex: The earthquake 's ravage was evident in the shattered buildings and displaced communities .

ویرانی زلزله در ساختمان‌های تخریب شده و جوامع آواره آشکار بود.

اجرا کردن

آتش‌سوزی عظیم

Ex: The dry conditions and high winds created a perfect storm for the conflagration that devastated the rural community .

شرایط خشک و بادهای شدید طوفانی کامل برای آتش‌سوزی بزرگ ایجاد کردند که جامعه روستایی را نابود کرد.

scourge [اسم]
اجرا کردن

مصیبت

Ex: Famine has been a recurring scourge in regions with persistent food insecurity and agricultural challenges .

قحطی به عنوان یک بلای تکرارشونده در مناطق با ناامنی غذایی پایدار و چالش‌های کشاورزی بوده است.

aftershock [اسم]
اجرا کردن

پس‌لرزه

Ex: Seismologists closely monitored the region for aftershocks , providing valuable data for risk assessment .

زلزله‌شناسان منطقه را برای پسلرزه‌ها به دقت تحت نظر داشتند و داده‌های ارزشمندی برای ارزیابی خطر ارائه کردند.

temblor [اسم]
اجرا کردن

زلزله

Ex: The seismograph detected a minor temblor , leading to further monitoring of seismic activity .

لرزه‌نگار یک زلزله جزئی را تشخیص داد که منجر به نظارت بیشتر بر فعالیت‌های لرزه‌ای شد.

deluge [اسم]
اجرا کردن

باران سیل‌آسا

Ex: After the deluge , the river swelled to dangerous levels , prompting evacuations in low-lying areas .

پس از باران شدید، رودخانه به سطح خطرناکی افزایش یافت و باعث تخلیه مناطق کم‌ارتفاع شد.

salvage [اسم]
اجرا کردن

نجات کشتی یا محموله

Ex: Divers were called in for the salvage of the sunken cargo .
epicenter [اسم]
اجرا کردن

کانون زمین‌لرزه

Ex: The small town , once the epicenter of the cultural movement , still retained its vibrant artistic community .

شهر کوچک، که زمانی مرکز جنبش فرهنگی بود، هنوز جامعه هنری پر جنب و جوش خود را حفظ کرده بود.

waterspout [اسم]
اجرا کردن

طوفان دریایی

Ex: The satellite imagery captured the impressive waterspout as it spun over the open sea .

تصاویر ماهواره‌ای گردباد آبی چشمگیر را در حال چرخش بر فراز دریای آزاد ثبت کردند.

incinerator [اسم]
اجرا کردن

زباله‌سوز

Ex: Hospitals use medical waste incinerators to ensure the safe and sanitary disposal of biohazardous materials .

بیمارستان‌ها از زباله‌سوزهای زباله‌های پزشکی برای تضمین دفع ایمن و بهداشتی مواد بیولوژیکی خطرناک استفاده می‌کنند.

biohazard [اسم]
اجرا کردن

خطر زیستی

Ex: The outbreak of the new virus was classified as a biohazard , prompting immediate quarantine measures to contain its spread .

شیوع ویروس جدید به عنوان یک خطر زیستی طبقه‌بندی شد، که منجر به اقدامات فوری قرنطینه برای جلوگیری از گسترش آن شد.

sludge [اسم]
اجرا کردن

لجن یا ضایعات صنعتی

Ex: The river was polluted with industrial sludge .
soot [اسم]
اجرا کردن

دوده

Ex: Firefighters emerged from the burning building covered in soot after extinguishing the blaze .

آتش‌نشان‌ها پس از خاموش کردن آتش از ساختمان در حال سوختن که با دوده پوشیده شده بود خارج شدند.

effluent [اسم]
اجرا کردن

فاضلاب

Ex:

پساب از سیستم فاضلاب شهر به دقت نظارت می‌شود تا از انتشار مواد مضر در محیط زیست جلوگیری شود.

detritus [اسم]
اجرا کردن

ضایعات تجزیه

Ex: Decomposing leaves and small animal remains contributed to the detritus in the woodland ecosystem .

برگ‌های در حال تجزیه و بقایای حیوانات کوچک به خرده‌ریزها در اکوسیستم جنگلی کمک کردند.

hazmat suit [اسم]
اجرا کردن

لباس ایمنی

Ex: The hazmat suit , complete with an airtight mask and gloves , ensured that no harmful substances could reach the wearer 's skin or lungs .

لباس حفاظتی همراه با ماسک ضد هوا و دستکش، اطمینان داد که هیچ ماده مضرّی نمی‌تواند به پوست یا ریه‌های پوشنده برسد.

fallout [اسم]
اجرا کردن

ذرات رادیواکتیو

Ex: Fallout shelters were designed to protect people from the immediate dangers of nuclear fallout .

پناهگاه‌های بارش هسته‌ای برای محافظت از مردم در برابر خطرات فوری بارش هسته‌ای طراحی شده بودند.

particulate [اسم]
اجرا کردن

ریزگرد

Ex: Wildfires release particulates into the atmosphere , affecting air quality over large regions .

آتش‌سوزی‌های جنگلی ذرات را به جو منتشر می‌کنند و بر کیفیت هوا در مناطق وسیعی تأثیر می‌گذارند.

اجرا کردن

مبدل کاتالیزوری

Ex: The chemical reactions within the catalytic converter help transform nitrogen oxides into nitrogen and oxygen .

واکنش‌های شیمیایی درون مبدل کاتالیزوری به تبدیل اکسیدهای نیتروژن به نیتروژن و اکسیژن کمک می‌کنند.

فهرست واژگان سطح C2
اندازه و بزرگی وزن و پایداری Quantity Intensity
Pace اشکال اهمیت و ضرورت عمومیت و منحصر به فرد بودن
دشواری و چالش قیمت و تجمل Quality موفقیت و ثروت
شکست و فقر شکل بدن سن و ظاهر درک و هوش
ویژگی های شخصی حالت‌های عاطفی راه‌اندازی احساسات احساسات
پویایی روابط و اتصالات رفتارهای اجتماعی و اخلاقی طعم‌ها و بوها صداها
بافت‌ها افکار و تصمیمات شکایت و انتقاد هماهنگی و ناهماهنگی
ارتباط و بحث زبان بدن و اقدامات عاطفی سفارش و اجازه توصیه و نفوذ
افتخار و تحسین درخواست و پاسخ تلاش و پیشگیری تغییر و شکل دادن
حرکات تهیه غذا غذا و نوشیدنی محیط طبیعی
حیوانات آب و هوا و دما فاجعه و آلودگی محیط کار
مشاغل Accommodation Transportation گردشگری و مهاجرت
سرگرمی ها و روال ها ورزش Arts سینما و تئاتر
Literature Music لباس و مد Architecture
History فرهنگ و عرف Society Religion
Philosophy Linguistics Politics Law
Crime Punishment جنگ و ارتش Government
Education Media فناوری و اینترنت بازاریابی و تبلیغات
Shopping کسب و کار و مدیریت Finance زمینه‌ها و مطالعات علمی
Medicine وضعیت سلامتی بازیابی و درمان Human Body
Psychology Biology Chemistry Physics
Astronomy Mathematics Geology Engineering
Measurement