ACT انگلیسی و دانش جهانی - افعال عبارتی انتزاعی

در اینجا شما برخی از افعال عبارتی انتزاعی انگلیسی مانند "spell out"، "pick on"، "hush up" و غیره را یاد خواهید گرفت که به شما کمک می کند ACT های خود را با موفقیت پشت سر بگذارید.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
ACT انگلیسی و دانش جهانی
to make up [فعل]
اجرا کردن

تشکیل دادن

Ex: The artist made up the collage from different pieces of paper .

هنرمند کلاژ را از تکه‌های مختلف کاغذ ساخت.

اجرا کردن

باعث چیزی شدن

Ex: Hard work and dedication brought about their success .

کار سخت و فداکاری موجب موفقیت آنها شد.

اجرا کردن

توجیه کردن

Ex: The professor asked the students to account for their choices in their research methodology .

استاد از دانشجویان خواست تا انتخاب‌های خود را در روش تحقیق توضیح دهند.

اجرا کردن

قابل توجه بودن

Ex: The talented singer 's powerful voice allowed her to stand out among the competitors in the singing competition .

صدای قدرتمند خواننده بااستعداد به او اجازه داد تا در میان رقبا در مسابقه آواز برجسته شود.

اجرا کردن

بر چیزی تمرکز کردن

Ex: The novel 's story revolves around the life of a young musician .

داستان رمان حول محور زندگی یک موسیقیدان جوان می‌چرخد.

اجرا کردن

با جزئیات توضیح دادن

Ex:

معلم تکلیف را برای دانش‌آموزان به وضوح توضیح داد، آن را به بخش‌های قابل مدیریت تقسیم کرد.

to turn out [فعل]
اجرا کردن

معلوم شدن

Ex:

رستوران جدید به عنوان یک موفقیت بزرگ در میان مردم محلی درآمد.

to fit in [فعل]
اجرا کردن

پیوستن

Ex: In high school , everyone wants to fit in and be part of a social group .

در دبیرستان، همه می‌خواهند جور شوند و بخشی از یک گروه اجتماعی باشند.

اجرا کردن

حاکی بودن

Ex:

یک رژیم غذایی سالم و ورزش منظم می‌تواند منجر به یک زندگی طولانی‌تر و رضایت‌بخش‌تر شود.

اجرا کردن

بسیار قابل توجه بودن

Ex: The sparkling diamond necklace stuck out on the woman 's neck , catching everyone 's attention .

گردنبند الماس درخشان برجسته روی گردن زن بود، توجه همه را جلب کرد.

to swear in [فعل]
اجرا کردن

سوگند دادن

Ex:

رئیس‌جمهور منتخب در پله‌های ساختمان کاپیتول سوگند یاد خواهد کرد.

to draw on [فعل]
اجرا کردن

(از دانش یا تجربه خود) بهره بردن

Ex: The writer drew on historical events to craft a compelling narrative in the novel .

نویسنده از رویدادهای تاریخی استفاده کرد تا روایتی جذاب در رمان خلق کند.

to usher in [فعل]
اجرا کردن

نشانگر چیزی بودن

Ex:

عطر گل‌های شکوفه داده نشان داد از آمدن بهار.

اجرا کردن

تصفیه کردن

Ex: She closed out her business by selling the remaining stock at discounted prices .

او با فروش موجودی باقیمانده با قیمت‌های تخفیف‌دار، کسب‌وکار خود را تعطیل کرد.

to pick on [فعل]
اجرا کردن

با کسی ناعادلانه برخورد کردن

Ex: Why do you always pick on him during team meetings ?

چرا همیشه در جلسات تیم به او گیر می‌دهی؟ او دارد نهایت تلاشش را می‌کند.

to take off [فعل]
اجرا کردن

به طور ناگهانی موفق شدن

Ex: After the fashion show , the designer 's career started to take off , attracting international attention .

پس از نمایش مد، حرفه طراح شروع به پرواز کرد و توجه بین‌المللی را به خود جلب کرد.

اجرا کردن

اثر چیزی را از بین بردن

Ex: Her apology could n't cancel out the hurtful words she said .

عذرخواهی او نمی‌توانست کلمات آزاردهنده‌ای که گفته بود را خنثی کند.

اجرا کردن

مطابقت داشتن

Ex:

یافته‌های مطالعه با تحقیقات قبلی در مورد این موضوع همخوانی دارد.

اجرا کردن

یادداشت کردن

Ex: The building is marked down for demolition in next year ’s budget .

ساختمان برای تخریب در بودجه سال آینده علامت گذاری شده است.

اجرا کردن

تعارضات را حل کردن

Ex:

پس از اختلاف نظر، آنها تصمیم گرفتند با یک گفتگوی صادقانه و باز، موضوع را آرام کنند.

to pick up [فعل]
اجرا کردن

فراگرفتن (با تمرین)

Ex:

بدون اینکه هرگز در یک کلاس رسمی شرکت کند، با تمرین با دوستانش گیتار زدن را یاد گرفت.

اجرا کردن

به عنوان شناسایی کردن

Ex:

او در بدو تولد زن تعیین شد اما خود را به عنوان یک مرد تراجنسیتی معرفی می‌کند.

اجرا کردن

وحشت زده شدن

Ex:

بچه‌ها وقتی نمایش آتش‌بازی را دیدند از هیجان دیوانه شدند.

اجرا کردن

تمرکز کردن روی

Ex:

هنگام مطالعه برای امتحانات، مؤثر است که بر روی مفاهیم اصلی تمرکز کنید تا اینکه سعی کنید همه چیز را پوشش دهید.

to build up [فعل]
اجرا کردن

در دسترس قرار دادن

Ex: They built up the outdated software for modern compatibility .

آنها نرم‌افزار منسوخ را برای سازگاری مدرن ارتقا دادند.

to make out [فعل]
اجرا کردن

فهمیدن

Ex: She struggled to make out the meaning of the complex instructions .

او برای فهمیدن معنای دستورالعمل‌های پیچیده تلاش کرد.

اجرا کردن

حذف تدریجی

Ex: As electric cars become more popular , there 's a push to phase out gasoline-powered vehicles .

همانطور که خودروهای الکتریکی محبوب‌تر می‌شوند، تلاشی برای حذف تدریجی خودروهای بنزینی وجود دارد.

to pan out [فعل]
اجرا کردن

با موفقیت به پایان رسیدن

Ex: His risky investment strategy surprisingly panned out .

استراتژی سرمایه‌گذاری پرریسک او به طور شگفت‌انگیزی موفق شد.

اجرا کردن

ارائه دادن

Ex: He put forth a tremendous effort to complete the project ahead of schedule .

او تلاش فوق‌العاده‌ای برای تکمیل پروژه زودتر از موعد انجام داد.

اجرا کردن

به زور به چیزی پایان دادن

Ex: Countries are collaborating to stamp out cybercrime and enhance digital security globally .

کشورها در حال همکاری برای ریشه‌کن کردن جرایم سایبری و افزایش امنیت دیجیتال در سطح جهانی هستند.

to rack up [فعل]
اجرا کردن

جمع آوری کردن

Ex:

آنها توانستند با وجود رکود اقتصادی، آمار فروش چشمگیری جمع‌آوری کنند.

اجرا کردن

طولانی شدن

Ex: Political unrest has rumbled on in the region for decades , with no end in sight .

بی‌ثباتی سیاسی در این منطقه برای دهه‌ها ادامه داشته، بدون هیچ پایانی در چشم‌انداز.

to tap into [فعل]
اجرا کردن

استفاده کردن از

Ex: The artist sought to tap into their creativity by exploring different mediums and techniques in their work .

هنرمند سعی کرد با کاوش در رسانه‌ها و تکنیک‌های مختلف در کار خود، از خلاقیت خود استفاده کند.

اجرا کردن

با اشتیاق کاری را شروع کردن

Ex:

او شروع کرد به تعمیر نرده شکسته با جمع آوری ابزار و موادش.

اجرا کردن

تصادفی به کسی یا چیزی برخوردن

Ex: The nature enthusiast stumbled on a rare species of butterfly during the hike .

علاقه‌مند به طبیعت به طور اتفاقی به یک گونه نادر پروانه در طول پیاده‌روی برخورد کرد.

اجرا کردن

از کسی یا چیزی دفاع کردن

Ex: The organization stood up for the preservation of historical landmarks in the city .

سازمان از حفظ نشانه‌های تاریخی شهر دفاع کرد.

اجرا کردن

یک چیز واحد را از یک گروه برگزیدن

Ex: The teacher singled out the student for their outstanding essay .

معلم دانش‌آموز را به خاطر مقاله برجسته‌اش برجسته کرد.

to hush up [فعل]
اجرا کردن

کسی را ساکت کردن

Ex:

مدیر کارمندان را در جلسه مهم کارکنان ساکت کرد (hush up).

اجرا کردن

کسی را تحت تاثیر قرار دادن

Ex:

تعریف صمیمانه همکارش کاملاً او را تحت تأثیر قرار داد.

اجرا کردن

در نظر گرفتن

Ex: She always allows for contingencies in her travel plans , such as missed flights or delays .

او همیشه در برنامه‌های سفر خود جایی برای اتفاقات پیش‌بینی نشده مانند پروازهای از دست رفته یا تاخیرها در نظر می‌گیرد.

to hinge on [فعل]
اجرا کردن

تنها به چیزی وابسته بودن

Ex:

موفقیت پروژه به تأمین بودجه کافی وابسته خواهد بود.

to take up [فعل]
اجرا کردن

(زمان یا فضا) اشغال کردن

Ex:

او تمام قفسه را با کتاب‌هایش پر کرد.

to rule out [فعل]
اجرا کردن

غیرممکن دانستن

Ex:

آن‌ها به دلیل نگرانی‌های ایمنی تصمیم گرفتند برخی مواد شیمیایی را حذف کنند.

to clear up [فعل]
اجرا کردن

روشن کردن

Ex: The manager cleared up the employees ' concerns by explaining the reasons behind the recent changes in the workplace .

مدیر با توضیح دلایل تغییرات اخیر در محل کار، نگرانی‌های کارمندان را روشن کرد.

اجرا کردن

کمک خواستن

Ex:

او به جامعه محلی مراجعه کرد تا داوطلبانی برای کمک به رویداد خیریه پیدا کند.

اجرا کردن

احضار کردن

Ex: He had the ability to conjure up ideas for new projects in an instant .

او توانایی فراخوانی ایده‌ها برای پروژه‌های جدید را در یک لحظه داشت.

اجرا کردن

به یاد آوردن

Ex:

یک ملودی آشنا به راحتی می‌تواند خاطرات گرانبها را فراخوانی کند.

اجرا کردن

به تاخیر انداختن

Ex: Taking timely action to address environmental issues can help stave off the long-term impacts of climate change .

اقدام به موقع برای حل مسائل زیست‌محیطی می‌تواند به به تأخیر انداختن اثرات بلندمدت تغییرات آب‌وهوایی کمک کند.