حمل و نقل زمینی - خارجی وسیله نقلیه و لوازم جانبی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به نمای خارجی وسیله نقلیه و لوازم جانبی مانند "گریل"، "کاپوت" و "آینه بال" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
حمل و نقل زمینی
grille [اسم]
اجرا کردن

گریل

Ex: The grille of the truck is rugged and durable , suitable for off-road adventures .

گریل کامیون محکم و بادوام است، مناسب برای ماجراجویی های آفرود.

hood [اسم]
اجرا کردن

کاپوت (اتومبیل)

Ex: A layer of dust had accumulated on the hood , indicating the car had n't been driven in months .

لایه‌ای از گرد و غبار روی کاپوت جمع شده بود، که نشان می‌داد ماشین برای ماه‌ها رانده نشده است.

fog lamp [اسم]
اجرا کردن

چراغ مه

Ex: It 's important to switch off fog lamps when visibility improves to avoid dazzling drivers coming from the opposite direction .

مهم است که چراغ های مه را هنگامی که دید بهبود می یابد خاموش کنید تا از خیره کردن رانندگان مقابل جلوگیری شود.

headlight [اسم]
اجرا کردن

چراغ جلو (ماشین)

Ex: The mechanic checked the headlights to ensure they were working properly .

مکانیک چراغ‌های جلو را بررسی کرد تا مطمئن شود که به درستی کار می‌کنند.

high beam [اسم]
اجرا کردن

چراغ بالا

Ex: The car 's high beams automatically adjust based on the surrounding light conditions .

چراغ‌های بالا خودرو به صورت خودکار بر اساس شرایط نور محیط تنظیم می‌شوند.

low beam [اسم]
اجرا کردن

چراغ پایین

Ex: The vehicle 's low beams provide adequate visibility without causing glare to oncoming traffic .

چراغ های پایین خودرو دید کافی را بدون ایجاد خیرگی برای ترافیک مقابل فراهم می‌کنند.

windshield [اسم]
اجرا کردن

شیشه جلو (اتومبیل)

Ex: He wiped the snow off the windshield before starting the car .

او برف را از شیشه جلو پاک کرد قبل از اینکه ماشین را روشن کند.

اجرا کردن

برف‌پاک‌کن

Ex: He adjusted the speed of the windshield wiper to match the intensity of the falling snow .

او سرعت برف پاک کن را تنظیم کرد تا با شدت بارش برف مطابقت داشته باشد.

bumper [اسم]
اجرا کردن

سپر (اتومبیل)

Ex: The mechanic inspected the bumper for any hidden damage after the crash .

مکانیک پس از تصادف، ضربهگیر را برای یافتن هرگونه آسیب پنهان بررسی کرد.

tail light [اسم]
اجرا کردن

چراغ عقب (وسایل نقلیه)

Ex: The tail light flashed when the driver applied the brakes .

چراغ عقب هنگامی که راننده ترمز کرد روشن شد.

brake light [اسم]
اجرا کردن

چراغ ترمز

Ex: The mechanic inspected the wiring to diagnose the intermittent brake light issue .

مکانیک سیم‌کشی را بررسی کرد تا مشکل متناوب چراغ ترمز را تشخیص دهد.

اجرا کردن

چراغ های خطر

Ex: During heavy rainstorms , using hazard lights can help prevent accidents by alerting other drivers to slow down .

در طول طوفان‌های بارانی شدید، استفاده از چراغ‌های خطر می‌تواند با هشدار به رانندگان دیگر برای کاهش سرعت، به جلوگیری از تصادفات کمک کند.

fin [اسم]
اجرا کردن

باله

Ex: In the 1950s , fins on American cars became a symbol of automotive design innovation .

در دهه 1950، باله‌ها روی ماشین‌های آمریکایی به نمادی از نوآوری در طراحی خودرو تبدیل شدند.

spoiler [اسم]
اجرا کردن

اسپویلر

Ex: The aftermarket spoiler on his coupe matched the vehicle 's color scheme perfectly .

اسپویلر آفترمارکت روی کوپه او کاملاً با طرح رنگ خودرو مطابقت داشت.

mudflap [اسم]
اجرا کردن

محافظ گل

Ex: The new law requires all trucks to have mudflaps installed to reduce the amount of mud and debris on highways .

قانون جدید الزام می‌کند که تمام کامیون‌ها مجهز به گلگیر باشند تا میزان گل و آشغال در بزرگراه‌ها کاهش یابد.

tailgate [اسم]
اجرا کردن

درب عقب خودرو

Ex: With the tailgate down , they loaded the camping gear into the back of the Jeep .

با درب عقب پایین، آنها وسایل کمپینگ را به پشت جیپ بار زدند.

blinker [اسم]
اجرا کردن

چراغ راهنما

Ex: In heavy traffic , drivers rely on blinkers to anticipate lane changes and turns .

در ترافیک سنگین، رانندگان به چراغ راهنما برای پیش‌بینی تغییر خط و پیچ‌ها تکیه می‌کنند.

flasher [اسم]
اجرا کردن

فلاشر

Ex: The driver activated the hazard flashers to alert other motorists of a sudden stop on the highway .

راننده چراغ‌های خطر را فعال کرد تا دیگر رانندگان را از توقف ناگهانی در بزرگراه آگاه کند.

turn signal [اسم]
اجرا کردن

راهنما (اتومبیل)

Ex: It ’s important to use your turn signal well in advance to give other drivers enough notice .

استفاده از چراغ راهنما در زمان مناسب برای آگاهی دادن به رانندگان دیگر بسیار مهم است.

اجرا کردن

پلاک خودرو

Ex: The stolen car was identified by its license plate number captured on a surveillance camera .

ماشین دزدیده شده توسط شماره پلاک آن که توسط دوربین نظارتی ضبط شده بود شناسایی شد.

اجرا کردن

لامپ پلاک

Ex: During the vehicle inspection , they checked the license plate lamp to ensure it was in good working condition .

در طول بازرسی وسیله نقلیه، آنها لامپ پلاک را بررسی کردند تا مطمئن شوند که در شرایط کاری خوبی است.

wing mirror [اسم]
اجرا کردن

آینه بال

Ex: It 's helpful to keep your wing mirrors clean to ensure clear visibility while driving .

نگه‌داشتن آینه‌های جانبی تمیز برای اطمینان از دید واضح در حین رانندگی مفید است.

اجرا کردن

پنل ربع عقب

Ex: He painted the new quarter panel to match the original color of the vehicle .

او پنل ربع عقب را رنگ کرد تا با رنگ اصلی وسیله نقلیه مطابقت داشته باشد.

rocker [اسم]
اجرا کردن

تعادل کننده

Ex: The repair shop replaced the damaged rocker with a new one after the accident .

تعمیرگاه پس از تصادف، راکر آسیب دیده را با یک نمونه جدید جایگزین کرد.

T-top [اسم]
اجرا کردن

سقف T شکل

Ex: When it rained suddenly , they hurried to put the T-top panels back on to keep the interior dry .

وقتی ناگهان باران بارید، آنها عجله کردند تا پنل‌های T-top را دوباره نصب کنند تا داخل خشک بماند.

sunroof [اسم]
اجرا کردن

سانروف

Ex: The sunroof leaked during the heavy rain .

سقف بازشونده در باران شدید نشت کرد.

moonroof [اسم]
اجرا کردن

سقف شیشه ای

Ex: The moonroof in his vehicle makes it feel more spacious and airy .

سقف شیشه‌ای در خودروی او باعث می‌شود فضای داخل ماشین گشاده‌تر و پرنورتر به نظر برسد.

siren [اسم]
اجرا کردن

آژیر

Ex: The police car 's siren was activated during the high-speed chase .

آژیر ماشین پلیس در طول تعقیب و گریز پرسرعت فعال شد.

roof rack [اسم]
اجرا کردن

رک سقف

Ex: She secured the kayak to the roof rack before heading to the lake .

او قبل از رفتن به دریاچه، کایاک را به باربند سقف محکم کرد.

car antenna [اسم]
اجرا کردن

آنتن ماشین

Ex: In some regions , people customize their car antennas with decorative covers or flags for personal style .

در برخی مناطق، مردم آنتن ماشین خود را با پوشش‌های تزئینی یا پرچم‌ها برای سبک شخصی سفارشی می‌کنند.

اجرا کردن

پله ماشین

Ex: The running boards matched the truck 's chrome trim , adding a stylish touch .

پله‌های جانبی با تزئینات کروم کامیون مطابقت داشتند و حال و هوایی شیک به آن می‌دادند.

اجرا کردن

آینه دید جانبی

Ex:

راننده کامیون از آینه‌های جانبی با زاویه دید گسترده برای دید بهتر در بزرگراه استفاده کرد.

filler cap [اسم]
اجرا کردن

درپوش باک بنزین

Ex: You can find the location of the filler cap in the owner 's manual of your car .

شما می‌توانید محل درپوش پرکننده را در دفترچه راهنمای مالک خودروی خود پیدا کنید.

fender [اسم]
اجرا کردن

گلگیر

Ex: The vintage motorcycle 's fender was chrome-plated for a shiny finish .

گلگیر موتورسیکلت قدیمی برای پایان کاری براق آب کروم داده شده بود.

hub [اسم]
اجرا کردن

هاب

Ex: The manufacturer recommends greasing the hub bearings during routine maintenance .

تولید کننده توصیه می‌کند که یاتاقان‌های هاب را در طول تعمیر و نگهداری معمول روغن کاری کنید.

hubcap [اسم]
اجرا کردن

کاپوت چرخ

Ex: The vintage car 's hubcaps were polished to a mirror-like shine for the car show .

درپوش چرخ ماشین قدیمی برای نمایشگاه ماشین تا حد آینه صیقل داده شده بود.

اجرا کردن

گیج فشار تایر

Ex: I forgot to bring my tire pressure gauge , so I had to stop at a gas station to check the tires .

من فراموش کردم گیج فشار تایر خود را بیاورم، بنابراین مجبور شدم در یک پمپ بنزین توقف کنم تا تایرها را بررسی کنم.

اجرا کردن

کابل استارت

Ex: Her battery was completely dead , so they had to use jumper cables to start the car .

باتری او کاملاً خالی شده بود، بنابراین مجبور شدند از کابل های اتصال برای روشن کردن ماشین استفاده کنند.

spare tire [اسم]
اجرا کردن

لاستیک زاپاس

Ex: She used the jack and lug wrench to lower the spare tire from underneath the truck .

او از جک و آچار چرخ برای پایین آوردن لاستیک زاپاس از زیر کامیون استفاده کرد.

spare part [اسم]
اجرا کردن

قطعه یدکی

Ex: She could not fix the washing machine because the spare part was out of stock .

او نتوانست ماشین لباس‌شویی را تعمیر کند زیرا قطعه یدکی موجود نبود.

lug nut [اسم]
اجرا کردن

مهره چرخ

Ex: You can buy a lug nut wrench at the automotive store to help you change a tire .

شما می‌توانید یک آچار مهره چرخ از فروشگاه لوازم خودرو بخرید تا به شما در تعویض لاستیک کمک کند.

tailpipe [اسم]
اجرا کردن

اگزوز (اتومبیل)

Ex: The tailpipe emissions are regulated to reduce air pollution and improve air quality .

انتشارات لوله اگزوز برای کاهش آلودگی هوا و بهبود کیفیت هوا تنظیم می‌شوند.

trunk [اسم]
اجرا کردن

صندوق‌عقب

Ex: He opened the trunk to retrieve the spare tire for a roadside tire change .

او صندوق عقب را باز کرد تا لاستیک زاپاس را برای تعویض لاستیک در کنار جاده بردارد.

wheel arch [اسم]
اجرا کردن

طاق چرخ

Ex: She admired the sleek design of the sports car , especially its pronounced wheel arches .

او از طراحی ظریف ماشین ورزشی تحسین کرد، به ویژه طاق چرخ‌های برجسته آن.

sidecar [اسم]
اجرا کردن

سایدکار

Ex:

کلاب موتورسواری یک رالی با سایدکار از طریق مسیرهای دیدنی ترتیب داد.

اجرا کردن

منطقه خرد شدن

Ex: Modern cars have a crumple zone that can reduce injuries in a collision .

ماشین‌های مدرن دارای منطقه خردشدنی هستند که می‌توانند آسیب‌ها را در تصادف کاهش دهند.

حمل و نقل زمینی
شرایط و انواع وسایل نقلیه انواع بدنه خودرو وسایل نقلیه کاربردی وسایل نقلیه شخصی و عملکردی
وسایل نقلیه و کالسکه های تاریخی وسایل نقلیه اضطراری و خدمات حمل و نقل Public Transportation شاسی زیرین و ساختار اصلی وسیله نقلیه
سیستم های وسیله نقلیه داخل وسیله نقلیه خارجی وسیله نقلیه و لوازم جانبی اجزاء و افزودنی های موتور
کاربران وسایل نقلیه اقدامات ترانزیت عملیات و شرایط رانندگی تکنیک‌های رانندگی
اصطلاحات سوخت تصادفات جاده‌ای و شرایط جرایم و تخلفات رانندگی اصطلاحات و مقررات ترافیک
علائم راهنمایی و رانندگی مستندات و هزینه ها نگهداری و مرمت وسیله نقلیه صنعت خودرو
Infrastructure طراحی و ویژگی‌های جاده جاده‌ها و فضاهای شهری فضاهای مسکونی و روستایی
زیرساخت بزرگراه و تقاطع ها ساخت و نگهداری جاده موانع جاده‌ای و عناصر ایمنی Rolling Stock
قطعات قطار و لوکوموتیو اسکان مسافران زیرساخت راه‌آهن عملیات راهآهن و کنترل ایمنی
پرسنل راه آهن سیگنال‌های راه‌آهن و نگهداری