خیابان
آنها در خیابان شلوغی که با مغازهها و رستورانها پوشیده شده بود، راه رفتند.
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به جادهها و فضاهای شهری مانند "خیابان"، "بلوار" و "گذرگاه عابر پیاده" را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
خیابان
آنها در خیابان شلوغی که با مغازهها و رستورانها پوشیده شده بود، راه رفتند.
بلوار
آنها در امتداد بلوار شلوغ رانندگی کردند، از کنار مغازهها و رستورانها گذشتند.
بلوار دوچرخه
علائم و نشانههای مناسب در امتداد بلوارهای دوچرخهسواری به راهنمایی دوچرخهسواران و هشدار به رانندگان در مورد استفاده مشترک از جاده کمک میکند.
یک استراونیو، جادهای که ویژگیهای خیابان و بولوار را ترکیب میکند، عمدتاً در برخی شهرهای آمریکا مانند توسان، آریزونا استفاده میشود
تابلوهای خیابانی جدید در امتداد stravenue برای وضوح نصب شدند.
خیابان اصلی
آنها خیابان اصلی را با چراغهای جشن برای تعطیلات تزئین کردند.
خیابان اصلی
بسیاری از کسبوکارهای کوچک در Main Street رونق میگیرند.
راه فرعی
ساختمان اداری در یک خیابان فرعی قرار دارد، نه چندان دور از مرکز شهر.
خیابان اصلی
ساکنان اغلب در امتداد Fore Street قدم میزنند تا کارهای خود را انجام دهند یا با دوستان در مؤسسات نزدیک ملاقات کنند.
سوپرخیابان
پروژه سوپراستریت از منابع دولتی و فدرال بودجه دریافت کرد تا زیرساخت حمل و نقل کارآمد را ترویج دهد.
گذرگاه
جاده جدید به یک مسیر اصلی برای افرادی که به فرودگاه سفر میکنند تبدیل خواهد شد.
خیابان یک طرفه
کامیون تحویل نمیتوانست از آن جهت وارد خیابان یکطرفه شود.
خیابان اصلی
گردشگران اغلب برای سوغاتیهای منحصر به فرد به های استریت سر میزنند.
خارج از خیابان
ورودی خارج از خیابان در گوشه ای قرار داشت.
خیابان زنده
در اروپا، بسیاری از شهرهای تاریخی کوچههای باریک خود را به خیابانهای زنده جذاب تبدیل کردهاند تا میراث فرهنگی خود را حفظ کنند.
بزرگراه
آنها برای پردازش سریعتر پرداخت، عوارضیهای الکترونیکی را روی اتوبان نصب کردند.
خیابان متقاطع
خیابان متقاطع برای ساخت و ساز بسته بود.
خط عابر پیاده
او قبل از قدم گذاشتن روی گذرگاه عابر پیاده به هر دو طرف نگاه کرد.
خط عابر پیاده
گذرگاه عابر پیاده با خطوط سفید روشن برای دید بهتر رنگ آمیزی شده بود.
محل عبور (به ویژه از خیابان)
نگهبان گذرگاه به دانشآموزان کمک میکند تا هر صبح بهصورت ایمن از خیابان عبور کنند.
گذرگاه عابر پیاده
در تقاطع دو بزرگراه اصلی، ترافیک اغلب در ساعت شلوغی کند میشود.
پیادهرو
او یک نقطه آرام برای نشستن روی پیادهرو پیدا کرد و از قهوهاش لذت برد.
رمپ راستگرد
جاده دسترسی به دلیل افتادن یک درخت مسدود شد و باعث تأخیر برای مسافران شد.
مرکز خرید نواری
مرکز خرید دارای انواع مغازهها و رستورانها بود.
جاده کمربندی
جاده کمربندی چندین خط داشت تا ترافیک سنگین را در خود جای دهد.
کمربند بیرونی
توسعهدهندگان در حال برنامهریزی برای گسترش حمل و نقل عمومی به کمربند خارجی هستند تا به ساکنان آن بهتر خدمت کنند.
جاده شريانی
جاده اصلی در هر تقاطع چراغ راهنمایی داشت.
جاده سرویس
جاده دسترسی خروجیهای مشخصی برای کسبوکارهای محلی داشت.
کوپلت
عابران پیاده از گذرگاههای عابر پیاده امنتر ایجاد شده توسط سیستم couplet قدردانی میکنند.
مسیر تجاری
شورای شهر برنامهریزی کرده است تا علائم راهنمایی در طول مسیر تجاری را بهبود بخشد تا به بازدیدکنندگان کمک کند راه خود را راحتتر پیدا کنند.
جاده سرویس
جاده سرویس محدودیت سرعت کمتری نسبت به بزرگراه داشت.
جاده اصلی
شورای شهر برنامهریزی کرده است تا روشنایی و تابلوها را در طول جاده اصلی بهبود بخشد تا ایمنی رانندگان در شب افزایش یابد.
خیابان کامل
ساکنان مزایای زندگی در نزدیکی یک خیابان کامل را که اغلب شاهد کاهش تصادفات ترافیکی و افزایش تردد پیاده برای کسبوکارهای محلی است، قدردانی میکنند.
طرح شبکهای
برنامهریزان تصمیم گرفتند از طرح شبکهای استفاده کنند تا اطمینان حاصل شود که هر بلوک دسترسی برابر به امکانات و خدمات دارد.
پارکینگ
پارکینگ خارج از فروشگاه مواد غذایی همیشه در تعطیلات آخر هفته شلوغ است.
منطقه پیاده رو
مرکز خرید پیادهرو با نیمکتها و باغچههای گل تزئین شده است، که محیطی دلپذیر برای خریداران و ساکنان ایجاد میکند.
پیادهرو کردن
شهر پیش از آنکه من به آنجا نقل مکان کنم، میدان تاریخی خود را پیادهرو کرده بود، که آن را به مکانی دلپذیر برای قدم زدن تبدیل کرده بود.
an area within a roadway from which vehicular traffic is excluded to provide safety for pedestrians or to channel traffic flow