واژگان ضروری برای TOEFL - معاینات و روش‌های پزشکی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره معاینات و روش‌های پزشکی، مانند "برش"، "اسکن"، "ام‌آر‌آی" و غیره را که برای آزمون تافل لازم است، یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان ضروری برای TOEFL
examination [اسم]
اجرا کردن

بررسی

Ex: After a close examination , the architect found structural weaknesses in the building .

پس از بررسی دقیق، معمار نقاط ضعف ساختاری در ساختمان را پیدا کرد.

procedure [اسم]
اجرا کردن

عمل جراحی

Ex: Patients are often briefed on the risks and benefits of a procedure before giving consent .

بیماران اغلب قبل از دادن رضایت، در مورد خطرات و مزایای یک روش اطلاع‌رسانی می‌شوند.

to operate [فعل]
اجرا کردن

جراحی کردن

Ex:

آن‌ها مجبور شدند پای او را عمل کنند تا استخوان شکسته را ترمیم کنند.

medical [صفت]
اجرا کردن

پزشکی

Ex:

جامعه پزشکی بر اهمیت ورزش منظم برای سلامت کلی تأکید می‌کند.

sample [اسم]
اجرا کردن

نمونه

Ex: Researchers took a water sample from the river to study its quality .

محققان یک نمونه آب از رودخانه گرفتند تا کیفیت آن را مطالعه کنند.

to scan [فعل]
اجرا کردن

اسکن گرفتن (پزشکی)

Ex: The specialist scanned the patient 's entire body to look for any signs of cancerous growths .

متخصص تمام بدن بیمار را اسکن کرد تا به دنبال نشانه‌هایی از رشد سرطان باشد.

X-ray [اسم]
اجرا کردن

عکس رادیولوژی

Ex:

عکسبرداری با اشعه ایکس یک سنگ کوچک در کلیه بیمار نشان داد که نیاز به بررسی بیشتر داشت.

surgery [اسم]
اجرا کردن

عمل جراحی

Ex: The surgery was performed successfully , and the patient is expected to make a full recovery .
surgical [صفت]
اجرا کردن

مربوط به عمل جراحی

Ex:

ماسک‌های جراحی توسط متخصصان مراقبت‌های بهداشتی پوشیده می‌شوند تا از انتشار میکروب‌ها در حین عمل‌ها جلوگیری شود.

abortion [اسم]
اجرا کردن

سقط جنین

Ex: The hospital 's records listed the event as a missed abortion when the embryo had no heartbeat .

سوابق بیمارستان این رویداد را به عنوان یک سقط جنین از دست رفته فهرست کردند، زمانی که جنین ضربان قلب نداشت.

to implant [فعل]
اجرا کردن

کاشتن (پزشکی)

Ex: Researchers are exploring the possibility of implanting electronic devices in the brain to assist with certain neurological conditions .

محققان در حال بررسی امکان کاشت دستگاه‌های الکترونیکی در مغز برای کمک به برخی شرایط عصبی هستند.

اجرا کردن

پیوند زدن (جراحی)

Ex: Doctors carefully transplanted a cornea into the patient 's eye .

پزشکان با دقت یک قرنیه را در چشم بیمار پیوند زدند.

nose job [اسم]
اجرا کردن

جراحی زيبايی بینی

Ex: The actress denied rumors of having a nose job , attributing her changed appearance to makeup techniques .

بازیگر شایعات انجام جراحی بینی را رد کرد و تغییر ظاهر خود را به تکنیک‌های آرایش نسبت داد.

اجرا کردن

جراحی پلاستیک

Ex: He specializes in plastic surgery for facial reconstruction .

او در جراحی پلاستیک برای بازسازی صورت تخصص دارد.

to stitch [فعل]
اجرا کردن

بخیه زدن

Ex: The nurse stitched the laceration on the child 's knee to stop the bleeding .

پرستار زخم روی زانوی کودک را دوخت تا خونریزی را متوقف کند.

to screen [فعل]
اجرا کردن

آزمایش کردن

Ex: As part of the routine health check-up , the physician screened the patient for any underlying health conditions .

به عنوان بخشی از معاینه معمول سلامت، پزشک بیمار را برای هرگونه شرایط سلامت زمینه‌ای غربالگری کرد.

to diagnose [فعل]
اجرا کردن

تشخیص دادن

Ex: Last week , the doctor promptly diagnosed the root cause of the symptoms .

هفته گذشته، پزشک به سرعت علت اصلی علائم را تشخیص داد.

diagnosis [اسم]
اجرا کردن

تشخیص پزشکی

Ex: The technician made a diagnosis of the equipment malfunction .

تکنسین یک تشخیص از خرابی تجهیزات انجام داد.

operable [صفت]
اجرا کردن

درمان‌پذیر با عمل جراحی

to bandage [فعل]
اجرا کردن

بانداژ کردن

Ex: In first aid training , they teach you how to properly bandage different types of injuries .

در آموزش کمک‌های اولیه، به شما یاد می‌دهند که چگونه انواع مختلف آسیب‌ها را به درستی بانداژ کنید.

to plaster [فعل]
اجرا کردن

گچ گرفتن (پزشکی)

Ex: After the accident , the emergency room doctor plastered the patient 's fractured ribs .

پس از حادثه، پزشک اورژانس دنده‌های شکسته بیمار را گچ گرفت.

اجرا کردن

بستری

Ex: The clinic called the family to explain the reasons for hospitalization and the expected next steps .

کلینیک با خانواده تماس گرفت تا دلایل بستری شدن و مراحل بعدی مورد انتظار را توضیح دهد.

specialist [اسم]
اجرا کردن

پزشک متخصص

Ex: He saw an orthopedic specialist to get a second opinion on his knee injury .

او به یک متخصص ارتوپدی مراجعه کرد تا نظر دوم را در مورد آسیب زانوی خود بگیرد.

surgeon [اسم]
اجرا کردن

جراح

Ex: The surgeon ’s precision and skill were crucial in ensuring a successful outcome for the patient .

دقت و مهارت جراح در تضمین نتیجه موفق برای بیمار حیاتی بود.

paramedic [اسم]
اجرا کردن

بهیار

Ex:

پارامدیک CPR نجات‌بخش را به بیمار تجویز کرد قبل از اینکه او را به بیمارستان منتقل کند.

اجرا کردن

روان‌پزشک

Ex: As a child psychiatrist , he works with young patients to address behavioral and emotional issues .

به عنوان یک روانپزشک کودک، او با بیماران جوان کار می‌کند تا مسائل رفتاری و عاطفی را برطرف کند.

checkup [اسم]
اجرا کردن

معاینه کلی (پزشکی)

Ex: He went for a checkup after feeling unwell for several weeks .

او بعد از چند هفته احساس ناخوشی برای یک چکاپ رفت.