واژگان آیلتس (عمومی) - صحبت درمورد تغییرات
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد صحبت کردن در مورد تغییر، مانند "تبدیل"، "تنظیم"، "تدریجی" و غیره که برای آزمون آیلتس مورد نیاز است را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
تبدیل شدن
میز قهوه در منطقه استراحت به یک میز ناهار خوری با تنظیمات ارتفاع قابل تنظیم تبدیل میشود.
تبدیل کردن
برنامه آموزشی طراحی شده است تا مبتدیان را به متخصصان ماهر تبدیل کند.
تغییر دادن
توسعهدهنده نرمافزار باید کد را تغییر دهد تا یک اشکال جزئی در برنامه را برطرف کند.
تغییر دادن
سال گذشته، شرکت استراتژی بازاریابی خود را تغییر داد تا به مخاطبان گستردهتری دست یابد.
سازگار کردن
آشپز دستورالعملها را برای تطبیق با محدودیتهای غذایی تطبیق داد در حالی که طعم را حفظ کرد.
برعکس کردن
پاسخ منفی مشتریان شرکت را بر آن داشت تا کمپین بازاریابی خود را معکوس کند.
بازنگری کردن
دانشمندان ممکن است پس از بررسی دادههای اضافی، یافتههای تحقیقاتی را بازبینی کنند.
تنظیم کردن
او تنظیمات دوربین را تنظیم کرد تا عکس بینقصی بگیرد.
مطابق ساختن
مربی تناسب اندام برنامههای تمرینی را شخصیسازی میکند تا با اهداف تناسب اندام فردی مطابقت داشته باشد.
تحریف کردن
تبلیغات گمراهکننده میتوانند حقیقت در مورد اثربخشی یک محصول را تحریف کنند.
تنظیم کردن
معلم برای حفظ مشارکت دانشآموزان، سرعت درس را تنظیم میکند.
سبک زندگی جدیدی پیش گرفتن
آنها با پذیرش مینیمالیسم و پایداری، سبک زندگی خود را دوباره اختراع کردند.
بازسازی کردن
معمار ساختمان قدیمی را بازسازی کرد تا آن را به یک آپارتمان لوکس و مدرن تبدیل کند.
انقلابی کردن
انتظار میرود که نوآوریها در هوش مصنوعی انقلابی در صنایع مختلف ایجاد کنند.
تغییر کردن
موضع شرکت در مورد کار از راه دور پس از شناخت مزایای افزایش بهرهوری و رضایت کارمندان شروع به تغییر کرد.
تغییر دادن
برنامه کاربران را از پلتفرم قدیمی به جدید منتقل کرد.
به حالت اول برگرداندن
ترمز اضطراری میتواند برای لغو سریع شتاب و توقف وسیله نقلیه استفاده شود.
متنوع کردن (کسب و کار)
شرکت انرژی در حال کاوش فرصتهایی برای تنوعبخشی به عملیات خود در منابع انرژی تجدیدپذیر، مانند انرژی خورشیدی و بادی است.
توسعه یافتن
استارتاپ کوچک این پتانسیل را دارد که به یک شرکت پیشرو در فناوری تبدیل شود.
تغییر دادن
قبل از تغییر به حقوق، پیشخدمت بود.
شدید
او تصمیم قطعی گرفت که شغلش را ترک کند و به سفر دور دنیا برود.
تکاملی
رویکرد توسعهای بر یادگیری و سازگاری مداوم تأکید میکند.
تدریجی
یادگیری یک زبان جدید یک فرآیند تدریجی است که زمان و تمرین میطلبد.
متمایز
رویکرد رادیکال هنرمند به نقاشی تمام قوانین سنتی را شکست.
جامع
معلم یک اصلاح جامع برنامه درسی را معرفی کرد که شامل روشهای جدید تدریس و محتوای بهروز در چندین موضوع میشود.
اصلاح
متوجه یک اشتباه کوچک شدم و یک اصلاحیه به سند اضافه کردم.
تغییر (جزئی)
پس از یک تغییر جزئی، ماشین توانست به راحتی کار کند.
متحول کردن
آهنگر میتواند فلز ذوب شده را به ابزارها و زیورآلات پیچیده تبدیل کند.
تبدیل شدن
آب در قابلمه وقتی بجوشد به بخار تبدیل میشود.
لحظهای