واژگان آیلتس (عمومی) - گردشگری

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد گردشگری را یاد خواهید گرفت، مانند "پیک"، "کوله‌پشتی‌گرد"، "مسافر" و غیره که برای آزمون آیلتس مورد نیاز است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان آیلتس (عمومی)
attraction [اسم]
اجرا کردن

مکان یا فعالیت لذت‌بخش

Ex: The zoo 's latest attraction is a rare species of panda .

جدیدترین جاذبه باغ وحش یک گونه نادر پاندا است.

ecotourism [اسم]
اجرا کردن

طبیعت‌گردی

Ex: He advocates for ecotourism as a way to balance travel and environmental preservation .

او از اکوتوریسم به عنوان راهی برای متعادل کردن سفر و حفظ محیط زیست دفاع می‌کند.

guide [اسم]
اجرا کردن

راهنما (گردشگری)

Ex: The guide at the art gallery provided insightful commentary on the artworks .

راهنما در گالری هنری تفسیرهای بینش‌آمیزی درباره آثار هنری ارائه داد.

guide book [اسم]
اجرا کردن

راهنمای سفر

Ex: The museum 's guide book explained each exhibit in detail .

راهنمای موزه هر نمایشگاه را به طور مفصل توضیح می‌داد.

low season [اسم]
اجرا کردن

فصل افول گردشگری

Ex: The low season is a great time to visit tropical destinations .

فصل کم‌رفت‌وآمد زمان مناسبی برای بازدید از مقاصد گرمسیری است.

اجرا کردن

فصل تعطیلات (از اواخر نوامبر تا اوایل ژانویه)

tour guide [اسم]
اجرا کردن

راهنمای تور

Ex: The tour guide 's passion for wildlife was evident as they pointed out rare birds and animals during our nature hike .

اشتیاق راهنمای تور به حیات وحش در حالی که در طول پیاده‌روی طبیعت‌مان به پرندگان و حیوانات نادر اشاره می‌کرد، آشکار بود.

tourism [اسم]
اجرا کردن

گردشگری

Ex: The rise in adventure tourism has led to the development of various outdoor activities .

افزایش گردشگری ماجراجویانه منجر به توسعه فعالیت‌های متنوع در فضای باز شده است.

tourist [اسم]
اجرا کردن

گردشگر

Ex: The tourist appreciated the local art displayed in the city 's public spaces .

گردشگر از هنر محلی نمایش داده شده در فضاهای عمومی شهر قدردانی کرد.

touristy [صفت]
اجرا کردن

توریستی (منفی)

Ex: While the beach is beautiful , it 's very touristy during the summer , making it hard to find a quiet spot .

اگرچه ساحل زیبا است، اما در تابستان بسیار توریستی است، که یافتن مکانی آرام را دشوار می‌کند.

اجرا کردن

آژانس مسافرتی

Ex: The travel agency offers personalized services to ensure clients have a stress-free travel experience .

آژانس مسافرتی خدمات شخصی‌سازی شده را ارائه می‌دهد تا اطمینان حاصل شود که مشتریان تجربه سفر بدون استرسی دارند.

explorer [اسم]
اجرا کردن

سیاح

Ex: The ship carried a group of explorers searching for new trade routes .

کشتی گروهی از کاشفان را حمل می‌کرد که در جستجوی راه‌های تجاری جدید بودند.

flyer [اسم]
اجرا کردن

مسافر هواپیما

Ex: The airport was crowded with holiday flyers .

فرودگاه با مسافران تعطیلات شلوغ بود.

pilgrim [اسم]
اجرا کردن

مسافر

Ex: Pilgrims often kept journals of their travels abroad .
traveler [اسم]
اجرا کردن

مسافر

Ex: The traveler explored the local market for souvenirs .

مسافر بازار محلی را برای سوغاتی جستجو کرد.

vacationer [اسم]
اجرا کردن

مسافر

Ex: He met fellow vacationers at the hotel 's poolside bar and exchanged travel stories .

او با دیگر مسافران در بار کنار استخر هتل ملاقات کرد و داستان‌های سفر را رد و بدل کرد.

passport [اسم]
اجرا کردن

گذرنامه

Ex: She keeps her passport in a secure place at home .

او گذرنامه خود را در یک مکان امن در خانه نگه می‌دارد.

visa [اسم]
اجرا کردن

ویزا

Ex: The embassy issued a business visa to the entrepreneur for a conference in Japan .

سفارت یک ویزای تجاری برای کارآفرین برای شرکت در کنفرانسی در ژاپن صادر کرد.

commuter [اسم]
اجرا کردن

راه‌آهن حومه

Ex: Commuter airlines offer quick hops between regional airports .

خطوط هوایی حومه‌ای پروازهای سریع بین فرودگاه‌های منطقه‌ای ارائه می‌دهند.

sightseeing [اسم]
اجرا کردن

تماشای اماکن دیدنی

Ex: The travel agency organized a sightseeing tour of the most popular landmarks in the city .

آژانس مسافرتی یک تور گردشگری از محبوب‌ترین نقاط دیدنی شهر ترتیب داد.

companion [اسم]
اجرا کردن

همراه

Ex: Friends often become lifelong companions .
agritourism [اسم]
اجرا کردن

گردشگری زراعی

Ex: The agritourism initiative helped local farmers generate additional income by opening their farms to tourists and offering hands-on agricultural experiences .

ابتکار کشاورزی گردشگری به کشاورزان محلی کمک کرد تا با باز کردن مزارع خود به روی گردشگران و ارائه تجربیات عملی کشاورزی، درآمد اضافی ایجاد کنند.