واژگان آیلتس (عمومی) - مشکلات و راه‌حل‌ها

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد مشکلات و راه حل ها، مانند "آسیب"، "رسیدگی"، "پاناسه" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آیلتس مورد نیاز است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان آیلتس (عمومی)
crisis [اسم]
اجرا کردن

بحران

Ex: Communities come together to support each other during times of crisis , offering assistance , resources , and emotional support to those affected .

جوامع در زمان بحران برای حمایت از یکدیگر گرد هم می‌آیند، به افراد آسیب‌دیده کمک، منابع و حمایت عاطفی ارائه می‌دهند.

to damage [فعل]
اجرا کردن

آسیب رساندن

Ex: The vandals intentionally damaged the public property with graffiti .

خرابکاران عمداً اموال عمومی را با گرافیتی آسیب زدند.

اجرا کردن

بدتر شدن

Ex: Relationships can deteriorate if communication and understanding break down .

روابط می‌توانند بدتر شوند اگر ارتباط و درک از بین برود.

to address [فعل]
اجرا کردن

رسیدگی کردن

Ex: The first step to improvement is to address the root causes of the problem .

اولین قدم برای بهبود، رسیدگی به دلایل ریشه‌ای مشکل است.

اجرا کردن

از شدت چیزی کاستن

Ex: Charitable efforts have alleviated the suffering caused by the natural disaster .

تلاش‌های خیریه رنج ناشی از بلای طبیعی را کاهش داده‌اند.

to approach [فعل]
اجرا کردن

پرداختن

Ex: The company chose to approach the market challenges by introducing innovative products and enhancing customer service .

شرکت تصمیم گرفت با معرفی محصولات نوآورانه و بهبود خدمات مشتری، چالش‌های بازار را برخورد کند.

اجرا کردن

ریشه‌کن کردن

Ex: Scientists are researching ways to eradicate invasive plants that threaten local ecosystems .

دانشمندان در حال تحقیق بر روی راه‌هایی برای ریشه‌کن کردن گیاهان مهاجمی هستند که اکوسیستم‌های محلی را تهدید می‌کنند.

اجرا کردن

پادرمیانی کردن

Ex: The teacher had to intervene when two students started arguing in the classroom .

معلم مجبور شد مداخله کند وقتی دو دانش‌آموز در کلاس شروع به جر و بحث کردند.

to react [فعل]
اجرا کردن

واکنش نشان دادن

Ex: Drivers must be prepared to react to sudden changes in traffic conditions to avoid accidents on the road .

رانندگان باید آماده واکنش به تغییرات ناگهانی در شرایط ترافیکی باشند تا از حوادث جاده‌ای جلوگیری کنند.

to repair [فعل]
اجرا کردن

تعمیر کردن

Ex: The mechanic will repair my car 's engine tomorrow .

مکانیک فردا موتور ماشین من را تعمیر خواهد کرد.

to tackle [فعل]
اجرا کردن

تلاش به مقابله با چیزی کردن

Ex: Volunteers in the community are actively tackling social problems for positive change .

داوطلبان در جامعه به طور فعال در حال مقابله با مشکلات اجتماعی برای تغییر مثبت هستند.

solution [اسم]
اجرا کردن

راه‌حل

Ex: Engineers developed an innovative solution to reduce energy consumption in the building .

مهندسان یک راه‌حل نوآورانه برای کاهش مصرف انرژی در ساختمان توسعه دادند.

compromise [اسم]
اجرا کردن

حد وسط

Ex: The compromise between strict regulations and business interests led to a balanced policy .

مصالحه بین مقررات سخت و منافع تجاری به یک سیاست متعادل منجر شد.

remedy [اسم]
اجرا کردن

راه‌حل

Ex: Laughter is often said to be a great remedy for stress and anxiety .

اغلب گفته می‌شود که خنده یک درمان عالی برای استرس و اضطراب است.

to cure [فعل]
اجرا کردن

حل کردن

Ex:

آنها در حال کار بر روی یک درمان برای مشکلات ارتباطی درون تیم هستند.

resolution [اسم]
اجرا کردن

راه‌حل‌یابی

Ex: Proper planning ensures resolution of project challenges .
alternative [صفت]
اجرا کردن

جایگزین

Ex: There are alternative treatments available for this condition .

برای این شرایط درمان‌های جایگزین موجود است.

concession [اسم]
اجرا کردن

اذعان

Ex: The landlord made a concession by reducing the rent for the tenants .

صاحب‌خانه با کاهش اجاره برای مستأجران امتیاز داد.

corrective [صفت]
اجرا کردن

اصلاحی

Ex: The corrective exercises prescribed by the physiotherapist helped alleviate the pain .

تمرینات اصلاحی تجویز شده توسط فیزیوتراپیست به کاهش درد کمک کرد.

cure-all [اسم]
اجرا کردن

علاج قطعی

Ex: He believed money could serve as a cure-all for his troubles .

او معتقد بود که پول می‌تواند به عنوان درمان همه‌چیز برای مشکلاتش عمل کند.

panacea [اسم]
اجرا کردن

علاج قطعی

Ex: People often look for a panacea instead of addressing root causes .

مردم اغلب به دنبال panacea هستند به جای پرداختن به علل ریشه‌ای.

اجرا کردن

حل مسئله

Ex: Problem solving in engineering often involves trial and error .

حل مسئله در مهندسی اغلب شامل آزمون و خطا می‌شود.

ADR [اسم]
اجرا کردن

روش‌های جایگزین حل اختلاف