واژگان آیلتس (عمومی) - مشکلات و راهحلها
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد مشکلات و راه حل ها، مانند "آسیب"، "رسیدگی"، "پاناسه" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آیلتس مورد نیاز است.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
something that makes a situation or process hard to understand or deal with

پیامد, نتیجه
a period of serious difficulty or danger that requires immediate action

بحران, شرایط بحرانی
خدمات سلامت روان نقش حیاتی در ارائه حمایت به افرادی که بحران را تجربه میکنند ایفا میکنند، و در صورت نیاز مشاوره، درمان و مداخله ارائه میدهند.
to physically harm something

آسیب رساندن, صدمه زدن
برخورد بیدقت با اقلام شکننده میتواند به راحتی آنها را آسیب بزند.
to decline in quality, condition, or overall state

بدتر شدن, وخیم شدن
غفلت از نگهداری منظم میتواند باعث تخریب عملکرد خودرو شود.
to think about a problem or an issue and start to deal with it

رسیدگی کردن, پرداختن
زمان آن رسیده است که به نگرانیهای فزاینده درباره آلودگی محیط زیست رسیدگی کنیم.
to reduce from the difficulty or intensity of a problem, issue, etc.

از شدت چیزی کاستن, فرو نشاندن
افزایش بودجه کاهش فشار بر خدمات عمومی در سالهای آینده خواهد شد.
to begin to tackle or deal with a problem, issue, etc. in a particular way

پرداختن, مقابله کردن
تیم تصمیم گرفت با شناسایی اقدامات صرفهجویی در هزینه، رویکردی به محدودیتهای بودجه داشته باشد.
to completely destroy something, particularly a problem or threat

ریشهکن کردن, از بین بردن
کشاورزان اقدامات کنترل آفات را برای ریشهکنی گونههای مهاجم که محصولات آنها را تهدید میکردند، اجرا کردند.
to intentionally become involved in a difficult situation in order to improve it or prevent it from getting worse

پادرمیانی کردن, میانجیگری کردن
نیروی حافظ صلح برای مداخله در درگیری مستقر شد.
to act or behave in a particular way in response to something

واکنش نشان دادن, عکسالعمل نشان دادن
ورزشکار آموزش دید تا به سیگنالهای مربی فوراً واکنش نشان دهد و در کسری از ثانیه در طول بازی تصمیم بگیرد.
to fix something that is damaged, broken, or not working properly

تعمیر کردن
او میداند چگونه دوچرخهها را تعمیر کند، بنابراین او دوچرخه من را تعمیر کرد.
to try to deal with a difficult problem or situation in a determined manner

تلاش به مقابله با چیزی کردن
در مواجهه با چالشهای محیط زیستی، دولت اقداماتی را برای مقابله با آلودگی و ترویج پایداری انجام داد.
a way in which a problem can be solved or dealt with

راهحل, چاره، راهکار
راهحل پیشنهادی او برای کسری بودجه با شک و تردید از سوی کمیته مواجه شد.
a middle state between two opposing situations that is reached by slightly changing both of them, so that they can coexist

حد وسط
دو شرکت به یک توافق رسیدند که به آنها اجازه میداد روی پروژه با هم کار کنند.
a means of correcting or eliminating a problem, harm, or undesirable situation

راهحل, چاره
سیاست جدید به عنوان یک درمان برای بی ثباتی مالی که شرکت با آن مواجه بود معرفی شد.
to solve a problem or deal with an issue

حل کردن, چاره کردن
سیاست جدید به دنبال درمان مشکل کلاسهای شلوغ است.
the act of solving a problem, dispute, or difficulty

راهحلیابی, پیداکردن راه چاره
مذاکرات منجر به حل اختلاف کار شد.
available as an option for something else

جایگزین, دیگر
او به دنبال یک راه حل جایگزین برای مشکل بود.
relating to the official process of settling a dispute, called arbitration

مربوط به داوری
something granted or yielded, often reluctantly, in response to a demand or pressure

اذعان, اعتراف
او با موافقت با برخی از شرایط قرارداد، یک امتیاز ارائه داد.
intended or designed to improve or correct a bad or undesirable situation

اصلاحی, ترمیمی
معلم او بازخورد اصلاحی ارائه داد تا به او در بهبود نوشتنش کمک کند.
anything thought to resolve all difficulties

علاج قطعی
برای مشکلات اجتماعی هیچ درمان همهجانبه سیاسی وجود ندارد.
something imagined to solve all problems

علاج قطعی
او آموزش را به عنوان یک پاناسه برای نابرابری در نظر گرفت.
the act or process of finding ways of doing things or solving complicated problems

حل مسئله
او در حل مسئله عالی است و اغلب راهحلهای خلاقانه پیدا میکند.
a way of finding an answer or solution by omitting all the other options until only one is left

روش حذف گزینه
