واژگان آیلتس (عمومی) - شباهت و تفاوت
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره شباهت و تفاوت، مانند "تشخیص دادن"، "متنوع"، "تنوع" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آیلتس مورد نیاز است.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to compare two people or things so that their differences are noticeable

مقایسه کردن
وقتی دو شهر را مقایسه میکنید، تفاوتهای واضحی در فرهنگهایشان خواهید دید.
to be different from something or someone

تفاوت داشتن, فرق داشتن
نتایج آزمایش بسته به متغیرهای آزمایش شده متفاوت است.
to recognize the difference present between two people or things

تشخیص دادن
طرح رنگ به تفکیک یک طراحی از دیگری کمک کرد.
to recognize and mentally separate two things, people, etc.

متمایز کردن, تمایز قائل شدن
او به راحتی بین انواع مختلف گلها در باغ تمایز قائل میشود.
to make changes to or modify something, making it slightly different

تغییر دادن
موسیقیدان در آهنگهایش تمپو و دینامیک را تغییر میدهد، به موسیقی علاقه و احساس میافزاید.
to examine or look for the differences between of two or more objects

مقایسه کردن
سرآشپز دوست دارد تکنیکهای مختلف پخت و پز را مقایسه کند تا طعمها را بهبود بخشد.
to have a similar appearance or characteristic to someone or something else

شبیه بودن, شباهت داشتن
بازیگر به شدت شبیه به شخصیت تاریخی است که در فیلم به تصویر میکشد.
completely different or opposed in basic qualities or usual behaviors

مخالف, مغایر، ضد
اقدامات او مخالف وعدههای قبلیاش بود، که باعث ناامیدی در میان حامیانش شد.
in a way that is different from what has been mentioned

از سوی دیگر, از طرفی دیگر
سیاست جدید به شرکتهای بزرگتر سود میرساند؛ برعکس، شرکتهای کوچکتر ممکن است دچار مشکل شوند.
separate and different in a way that is easily recognized

متفاوت, متمایز
لوگوی شرکت یک طراحی متمایز دارد که آن را به سرعت قابل تشخیص میکند.
showing a variety of distinct types or qualities

متنوع, مختلف
جشنواره ژانرهای موسیقی متنوعی را به نمایش گذاشت.
(of two or more things or people) having qualities, characteristics, appearances, etc. that are very similar but not identical

شبیه, مشابه
پدربزرگ بسیاری از ویژگیهای مشابه را با نوهاش به اشتراک گذاشت، از رفتارهایشان تا سلیقهشان در موسیقی.
having similarities that justify making a comparison

قابلمقایسه
ارزش غذایی دو غذا قابل مقایسه است، اما یکی کالری کمتری دارد.
having the same meaning, quality, value, etc. as a different person or thing

معادل, برابر
ریاضیدانان ثابت کردند که معادلات بیانگر فرمولبندیهای معادل از یک مفهوم نظری اساسی هستند.
similar in every detail and totally alike

همانند
دو نقاشی آنقدر مشابه هستند که حتی متخصصان هنر نیز در تشخیص تفاوت آنها مشکل دارند.
(of two or more things) having qualities in common that are not exactly the same

مشابه, شبیه
دو خواهر مدل موی مشابهی داشتند، هر دو موهایشان را به صورت بافته میپوشیدند.
composed of things or people of the same or very similar type

یکجور, مشابه
نیروی کار شرکت عمدتاً همگن بود، با کارمندانی که پیشینههای آموزشی مشابهی داشتند.
impossible to differentiate or recognize as different

غیرقابلتشخیص, تمیزناپذیر
دو ماشین به یک سایه آبی رنگ آمیزی شده بودند، که آنها را از فاصله دور غیرقابل تشخیص میکرد.
to a degree or extent that is unclear

یک جورهایی
عملکرد تیم تا حدی چشمگیر بود، با توجه به شرایط چالشبرانگیز.
an obvious difference between two similar or related things or persons

تفاوت, تمایز
یک تمایز بین دو گونه وجود دارد که عمدتاً بر اساس اندازه و رنگ آنها است.
a range of things or people with the same general features but different in some details

انواع
جشنواره فرهنگی شهر شامل تنوعی از اجراها بود، از جمله موسیقی، رقص و تئاتر.
a slight change in level, amount, magnitude, etc. of something

اختلاف, تغییر
هر نسخه از نرمافزار یک تغییر جزئی دارد.
something that deviates from what is considered normal, expected, or standard

ناهنجاری, ناهنجاری
بهبود سریع او از بیماری توسط پزشکان به عنوان یک ناهنجاری در نظر گرفته شد.
similar and in agreement with something

سازگار, همسان
بازخورد معلم با عملکرد دانشآموز همخوانی داشت و زمینههای بهبود را برجسته کرد.
a person who imitates the actions, clothes, ideas, etc. of someone else

تقلیدکننده, کسی که تقلید میکند
معلم او را به تقلید متهم کرد.
relating to or suitable for a whole group or class of things rather than a specific one

عمومی, کلی، عام
او ترجیح میدهد از قالبهای عمومی برای ارائهها استفاده کند تا یک سبک یکسان حفظ شود.
a profound division separating people, beliefs, or viewpoints

شکاف, تفاوت
نابرابری اقتصادی شکاف بین طبقات اجتماعی را عمیقتر کرد.
to highlight differences by comparison

در تضاد بودن
مقاله او هرج و مرج شهری را با آرامش روستایی کنترپوان میکند.
different in comparison to something else based on the circumstances

متفاوت
موفقیت تیم به استراتژیهای متفاوت آن نسبت داده شد، که با حریفان و موقعیتهای مختلف در طول مسابقات سازگار میشد.
