واژگان آیلتس (عمومی) - جهت‌دادن به بحث

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره نشانه‌گذاری، مانند "علاوه بر این"، "بنابراین"، "نشان دادن" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آیلتس مورد نیاز است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان آیلتس (عمومی)
اجرا کردن

علاوه بر این

Ex: He enjoys hiking , and additionally , he is passionate about photography .

او از پیاده‌روی لذت می‌برد، و علاوه بر این، به عکاسی علاقه‌مند است.

furthermore [قید]
اجرا کردن

علاوه بر این

Ex: Ancient ruins hold historical significance ; furthermore , their preservation is crucial .

ویرانه‌های باستانی اهمیت تاریخی دارند؛ علاوه بر این، حفظ آنها حیاتی است.

moreover [قید]
اجرا کردن

علاوه بر این

Ex: The research findings supported the hypothesis , and moreover , they provided insights that are crucial for future experiments in the field .

یافته‌های تحقیق از فرضیه حمایت کردند، و علاوه بر این، بینش‌هایی ارائه دادند که برای آزمایش‌های آینده در این زمینه حیاتی هستند.

former [صفت]
اجرا کردن

قبلی

Ex:

هنگام تصمیم‌گیری بین دو دانشگاه، او موسسه اول را به دلیل هیئت علمی معروف و فرصت‌های تحقیقاتی آن انتخاب کرد.

initial [صفت]
اجرا کردن

اولیه

Ex: The initial assessment of the situation indicated that further investigation was needed .

ارزیابی اولیه وضعیت نشان داد که تحقیقات بیشتری مورد نیاز است.

latter [صفت]
اجرا کردن

دومی

Ex:

بین پیشنهاد شغل اول و دوم او، او فرصت آخر را انتخاب کرد زیرا با اهداف شغلی او بهتر هماهنگ بود.

prior [صفت]
اجرا کردن

مقدم

Ex: Prior research on the subject laid the foundation for the current study .

تحقیقات قبلی در مورد این موضوع، پایه‌های مطالعه فعلی را بنا نهاد.

اجرا کردن

به‌ترتیب

Ex: The students , Alice and Bob , scored 90 % and 85 % , respectively .

دانش‌آموزان، آلیس و باب، به ترتیب 90% و 85% امتیاز گرفتند.

subsequent [صفت]
اجرا کردن

متعاقب

Ex: Subsequent research confirmed the initial findings of the study .

تحقیقات بعدی یافته‌های اولیه مطالعه را تأیید کرد.

overall [قید]
اجرا کردن

روی‌هم‌رفته

Ex:

هوا در طول تعطیلات به طور کلی دلپذیر بود، با فقط گاهی اوقات بارش‌های پراکنده.

thus [قید]
اجرا کردن

به این ترتیب

Ex: The contract was signed thus in earlier cases .

قرارداد در موارد قبلی به این ترتیب امضا شد.

اجرا کردن

در نتیجه

Ex: The project timeline was poorly managed , and consequently , the team struggled to meet crucial milestones .

زمان‌بندی پروژه به بدی مدیریت شد، و در نتیجه، تیم برای رسیدن به نقاط عطف کلیدی تلاش کرد.

also [قید]
اجرا کردن

همچنین

Ex: I bought the shoes and also picked up a jacket .

من کفش‌ها را خریدم و همچنین یک ژاکت برداشتم.

اجرا کردن

متناوباً

Ex: You can purchase the product online , or alternatively , visit the store in person .

شما می‌توانید محصول را به صورت آنلاین خریداری کنید، یا به عنوان گزینه دیگر، به صورت حضوری از فروشگاه دیدن کنید.

conversely [قید]
اجرا کردن

از سوی دیگر

Ex: While some students thrive in hands-on learning environments , conversely , others excel in more theoretical and lecture-based settings .

در حالی که برخی از دانش آموزان در محیط های یادگیری عملی پیشرفت می کنند، برعکس، برخی دیگر در محیط های نظری و مبتنی بر سخنرانی عالی عمل می کنند.

to assert [فعل]
اجرا کردن

به قطع اظهار کردن

Ex: During the debate , the politician asserted their stance on the controversial issue .

در طول مناظره، سیاستمدار موضع خود را در مورد موضوع بحث‌برانگیز تأکید کرد.

to claim [فعل]
اجرا کردن

ادعا کردن

Ex: The explorer claimed to have discovered a hidden treasure .

کاشف ادعا کرد که یک گنج پنهان را کشف کرده است.

اجرا کردن

اثبات کردن

Ex: The experiment demonstrated the effectiveness of the new medication in reducing symptoms .

آزمایش نشان داد که داروی جدید در کاهش علائم مؤثر است.

to intend [فعل]
اجرا کردن

قصد داشتن

Ex: The company intends to launch a new product line next year .

شرکت قصد دارد سال آینده یک خط تولید جدید راه‌اندازی کند.

firstly [قید]
اجرا کردن

اولاً

Ex: When telling a story , start with the protagonist 's background ; firstly , introduce the main character .

وقتی داستانی می‌گویید، با پیشینه قهرمان شروع کنید؛ اولاً، شخصیت اصلی را معرفی کنید.

secondly [قید]
اجرا کردن

دوماً

Ex:

اول، صحنه داستان را توصیف کنید. دوم، شخصیت‌های اصلی را معرفی کنید.

finally [قید]
اجرا کردن

سرانجام

Ex: The report covers several important aspects , but finally , it emphasizes the need for continued investment .

این گزارش چندین جنبه مهم را پوشش می‌دهد، اما در نهایت، بر نیاز به سرمایه‌گذاری مستمر تأکید می‌کند.

to signpost [فعل]
اجرا کردن

آشکارا بیان کردن

Ex: Politicians often signpost their key policies at the beginning of a speech .
اجرا کردن

اضافی

Ex: The organization provided supplementary training to improve employees ' skills beyond their initial qualifications .

سازمان آموزش تکمیلی را برای بهبود مهارت‌های کارکنان فراتر از مدارک اولیه آن‌ها ارائه داد.

besides [قید]
اجرا کردن

گذشته از این

Ex:

او جلسه را از دست داد. علاوه بر این، او یک بهانه معتبر داشت.

extra [قید]
اجرا کردن

خیلی

Ex: He studied extra carefully for the exam to ensure a good grade .

او برای امتحان extra با دقت مطالعه کرد تا نمره خوبی بگیرد.

whereas [حرف ربط]
اجرا کردن

در حالی که

Ex: Tom enjoys outdoor activities , whereas his sister likes staying indoors .

تام از فعالیت‌های بیرون از خانه لذت می‌برد، در حالی که خواهرش دوست دارد در داخل خانه بماند.

whilst [حرف ربط]
اجرا کردن

حین

Ex: He stayed calm whilst others panicked .
اجرا کردن

در مقابل

Ex: The old house had a charming , rustic feel , whereas the new one , in contrast , is sleek and modern .

خانه قدیمی حال و هوایی جذاب و روستیک داشت، در حالی که خانه جدید، در مقابل، شیک و مدرن است.

اجرا کردن

با این وجود

Ex: The cost was prohibitive ; they bought it nevertheless .

هزینه سرسام‌آور بود؛ با این حال آن را خریدند.

to show [فعل]
اجرا کردن

یاد دادن

Ex: He showed his colleagues how to operate the new software during the training session .

او در جلسه آموزش به همکارانش نشان داد که چگونه نرم‌افزار جدید را اجرا کنند.

as a result [قید]
اجرا کردن

در نتیجه

Ex: Unfortunately , as a result of the delay , the project timeline will need to be adjusted .

متأسفانه، در نتیجه تأخیر، زمان‌بندی پروژه نیاز به تنظیم دارد.