واژگان آیلتس (عمومی) - جهتدادن به بحث
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره نشانهگذاری، مانند "علاوه بر این"، "بنابراین"، "نشان دادن" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آیلتس مورد نیاز است.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
used to introduce extra information or points

علاوه بر این, علاوه بر این
او پیشینه قوی در بازاریابی دارد؛ علاوه بر این، او مهارتهای ارتباطی عالی دارد.
used to introduce additional information

علاوه بر این
تحقیق ما نشان میدهد که ورزش باعث بهبود سلامت روان میشود؛ علاوه بر این، سطوح بالاتر فعالیت، مزایای بیشتری به همراه دارد.
used to introduce additional information or to emphasize a point

علاوه بر این
تیم در طول پروژه کار تیمی استثنایی را نشان داد، و علاوه بر این، با تحویل زودتر از برنامه، از انتظارات مشتری فراتر رفت.
referring to the first of two things mentioned

قبلی, قبلی
related to the beginning of a series or process

اولیه, ابتدایی
واکنش اولیه به خبر، شوک و ناباوری بود.
referring to the second of two things mentioned

دومی, آخری
در میان دو کتابی که استاد توصیه کرد، کتاب آخر را پرمحتواتر یافتم.
happening or existing before something else

مقدم, پیشین
او یک تعهد قبلی داشت و نتوانست در جلسه شرکت کند.
used to show that separate items correspond to separate others in the order listed

بهترتیب
نیویورک و لس آنجلس به ترتیب 4 و 6 ساعت از گرینویچ عقب تر هستند.
occurring or coming after something else

متعاقب, بعدی
جلسات بعدی به بررسی موارد باقیمانده از دستور کار خواهند پرداخت.
with everyone or everything included

رویهمرفته
in the way or manner that is already mentioned

به این ترتیب, به این شکل
او دستانش را تا کرد، و من این چنین در پاسخ انجام دادم.
used to indicate a logical result or effect

در نتیجه
او نشانههای هشداردهنده فرسودگی شغلی را نادیده گرفت و در نتیجه، سلامت کلی او آسیب دید.
used to add another item, fact, or action to what has already been mentioned

همچنین
بسته شامل شام و همچنین یک دسر رایگان است.
as a second choice or another possibility

متناوباً, در عوض
in a way that is different from what has been mentioned

از سوی دیگر, از طرفی دیگر
علیرغم اطمینانهای داده شده در مورد بهبود عملکرد، کاربران دریافتند که، برعکس، نرمافزار جدید مشکلات عملیاتی بیشتری به همراه آورده است.
to clearly and confidently say that something is the case

به قطع اظهار کردن, ادعا کردن
در مقاله تحقیقاتی پیشگامانه خود، دانشمند اهمیت یافتههای خود را در پیشرفت دانش پزشکی تأکید کرده بود.
to say that something is the case without providing proof for it

ادعا کردن, مدعی شدن
برخی از پلتفرمهای آنلاین اغلب ادعا میکنند که محصولات معجزهآسای کاهش وزن مفید هستند.
to show clearly that something is true or exists by providing proof or evidence

اثبات کردن
محققان در حال نشان دادن مزایای فناوری جدید در مطالعه جاری خود هستند.
to have something in mind as a plan or purpose

قصد داشتن, تصمیم داشتن
او قصد دارد در پزشکی شغلی را دنبال کند.
used to introduce the first fact, reason, step, etc.

اولاً, اول از همه
هنگام تنظیم پروفایل خود، اولاً، اطلاعات اولیه مانند نام و آدرس ایمیل خود را وارد کنید.
used to introduce the second point, reason, step, etc.

دوماً, ثانیاً
در مونتاژ مبلمان، ابتدا قطعات قاب را به هم وصل کنید. دوم، قفسه ها را وصل کنید.
used to indicate that what follows is the conclusion or final aspect being considered

سرانجام, در پایان
در نهایت، باید ارزیابی کنیم که آیا راهحل پیشنهادی در بلندمدت پایدار است یا خیر.
to clearly indicate or highlight the structure, direction, or development of a speech, argument, or presentation

آشکارا بیان کردن
او هر مرحله از استدلال خود را نشانهگذاری کرد تا به مخاطبان در دنبال کردن کمک کند.
provided to improve or enhance something that already exists

اضافی, متمم، افزوده
کتاب راهنما شامل فصلهای تکمیلی بود تا درک عمیقتری از موضوع اصلی ارائه دهد.
used to add extra information or to introduce a reason that supports what was just said

گذشته از این, تازه، به هر حال
او به مهمانی نمیآید. علاوه بر این، برای تغییر برنامهها خیلی دیر شده است.
to a degree or extent that is greater or more than usual

خیلی, بسیار، فوقالعاده
لطفاً به ویژه مراقب باشید که چیزی روی فرش جدید نریزید.
used to introduce a statement that is true for one thing and false for another

در حالی که
جان غذای تند را دوست دارد، در حالی که سارا طعمهای ملایم را ترجیح میدهد.
during the time that something else is happening

حین, در مدتی که
او در حالی که شام میپخت به موسیقی گوش داد.
used to highlight the differences between two or more things or people

در مقابل, در عوض
دو خواهر و برادر شخصیتهای بسیار متفاوتی دارند—تام برونگرا و اجتماعی است، در حالی که خواهرش امیلی خجالتی و محتاط است، در مقابل.
used to introduce an opposing statement

با این وجود, با این حال
to teach or explain to someone how something is done in a practical way

یاد دادن, نشان دادن
او به من نشان داد که چگونه با یک نمایش ساده گره بزنم.
used to indicate the outcome of a preceding action or situation

در نتیجه, به همین خاطر
شرکت اقدامات کاهش هزینه را اجرا کرد، و در نتیجه، سود آنها به طور قابل توجهی افزایش یافت.
