واژگان سطح فوق متوسط - لباس و ظاهر
در این درس، کلمات مربوط به لباس و ظاهر، از جمله ستها و ظاهر فیزیکی بررسی میشوند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
que puede estirarse y volver a su forma original

کشسان, کشی، قابل ارتجاع
نوارهای کشی برای نگه داشتن چیزها مفید هستند.
que tiene pliegues o dobleces, especialmente en telas o ropa

چیندار, پلیسهدار
او یک دامن چیندار به مهمانی دفتر پوشید.
elegante y con buen estilo

شیک
آن کت سیاه ساده اما شیک است.
que se ensancha hacia el final

گشادشونده, که به سمت پایین گشاد میشود
آن دامن گشاد با چکمههای بلند به خوبی هماهنگ میشود.
que tiene un dibujo o diseño impreso

چاپشده, چاپی
لباسهای تابستانی چاپشده بسیار محبوب هستند.
que está de moda o es popular

مد
آن برند همیشه محصولات مد روز ارائه میدهد.
hecho específicamente según las necesidades o medidas de alguien

سفارشی دوختهشده
من مبلمان بر اساس اندازه را برای اتاق نشیمنم ترجیح میدهم.
que tiene un diseño con cuadrados o rectángulos de colores diferentes

چهارخانه
من یک شال چهارخانه برای زمستان خریدم.
que tiene dibujos o motivos de flores

گلدار
کفشهای گلدار او با کیف مطابقت دارند.
que queda ajustado al cuerpo

تنگ, چسبان
شلوارهای entallados از شلوارهای گشاد مدرنتر هستند.
que está de moda o sigue las tendencias actuales

مد روز
اگر میخواهید در مد کار کنید، مهم است که مد روز باشید.
que no tiene mangas

بدون آستین, بی آستین
او یک ژاکت بدون آستین روی پیراهن پوشیده است.
combinar o concordar bien con otra cosa

به هم آمدن
آن نقاشی کاملاً با دیوار آبی هماهنگ میشود.
que algo no combina o no armoniza

به هم نیامدن (لباس و...)
رنگهای دیوار با مبلمان فریاد میزنند.
prenda de tela que se usa después de bañarse

حوله حمام, حوله پوشیدنی حمام
من یک روب حمام بلند را برای زمستان ترجیح میدهم.
ropa interior femenina

لباس زیر زنانه
آنها به من یک ست زیرپوش قرمز هدیه دادند.
prenda que se ata a la cintura y se usa para proteger la ropa al cocinar, limpiar u otras actividades

پیشبند
آن پیشبند لکههای سس دارد.
pijama de una sola pieza que cubre todo el cuerpo

سرهمی راحتی
پیژامههای یکتکه معمولاً از پنبه یا فلیس ساخته میشوند.
prenda de abrigo rectangular con una abertura para la cabeza

پونچو
آنها به من یک پونچو با طرحهای معمولی پرو هدیه دادند.
abrigo largo que se usa sobre la ropa

پالتوی بلند, کت بلند
این پالتو با هر کت و شلواری ترکیب میشود.
compartimento pequeño en la ropa para guardar cosas

جیب
پیراهن یک جیب کوچک روی سینه دارد.
adorno hecho de tela en forma de nudo

پاپیون
من یک روبانی برای تزئین موهای دخترم خریدم.
cierre de ropa formado por dientes que se enganchan y desenganchan

زیپ
شلوار یک زیپ نامرئی در کنار دارد.
pieza pequeña que se cose a la ropa para abrocharla

دکمه
من دکمههای بزرگ را برای کتهای زمستانی ترجیح میدهم.
conjunto de ropa o prendas de una persona o grupo

گنجه لباس, لباس
کمد لباس بازیگر بسیار شیک بود.
