واژگان برای ویژگی‌های فیزیکی به آلمانی

اینجا شما کلمات مربوط به ویژگی‌های فیزیکی مانند لاغر، قوی، نابینا و جای زخم را یاد می‌گیرید، که برای زبان‌آموزان سطح B1 آماده شده‌اند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
سطح متوسط
blass [صفت]
fa flag

رنگ‌پریده

Ex: Sie sah wegen der Aufregung blass aus.

او به دلیل هیجان رنگ‌پریده به نظر می‌رسید.

schlank [صفت]
fa flag

لاغر اندام

Ex: Er bleibt durch Sport schlank.

او از طریق ورزش لاغر می‌ماند.

behindert [صفت]
fa flag

معلول

Ex: Die Schule hat spezielle Angebote für behinderte Kinder.

مدرسه پیشنهادات ویژه‌ای برای کودکان معلول دارد.

taub [صفت]
fa flag

ناشنوا

Ex: Sie kommuniziert mit Gebärdensprache, weil sie taub ist.

او با زبان اشاره ارتباط برقرار می‌کند زیرا ناشنوا است.

kräftig [صفت]
fa flag

قوی

Ex: Vor seiner Krankheit war er ein kräftiger Mann.

قبل از بیماری‌اش، او مردی قوی بود.

blind [صفت]
fa flag

نابینا

Ex: Der Mann ist seit seiner Geburt blind.

مرد از بدو تولد نابینا است.

unsportlich [صفت]
fa flag

غیر ورزشی

Ex: Ich war schon in der Schule unsportlich.

من در مدرسه قبلاً غیرورزشی بودم.

fa flag

رنگ چشم‌ها

Ex: Ihre Augenfarbe ist ein besonderes Grün.

رنگ چشم او یک سبز خاص است.

fa flag

رنگ مو

Ex: Er hat sich die Haarfarbe geändert.

او رنگ موی خود را تغییر داد.

fa flag

سبیل

Ex: Sein Schnurrbart ist sehr gepflegt.

سبیل او بسیار آراسته است.

das Tattoo [اسم]
fa flag

خالکوبی

Ex: Er ließ sich ein neues Tattoo stechen.

او یک خالکوبی جدید کرد.

das Tattoo [اسم]
fa flag

خالکوبی

Ex: Er ließ sich ein neues Tattoo stechen.

او یک خالکوبی جدید کرد.

die Narbe [اسم]
fa flag

جای زخم

Ex: Nach der Operation bleibt eine kleine Narbe.

پس از عمل، یک جوشگاه کوچک باقی می‌ماند.

die Statur [اسم]
fa flag

اندام

Ex: Bei seiner Statur kann er gut Rugby spielen.

با هیکلش می‌تواند راگبی را خوب بازی کند.

zierlich [صفت]
fa flag

ظریف

Ex: Sie ist sehr zierlich und trägt oft Kleidung in Größe XS.

او بسیار لاغر است و اغلب لباس‌های سایز XS می‌پوشد.

wiegen [فعل]
fa flag

وزن کردن

Ex: Kannst du bitte mein Gepäck wiegen?

آیا لطفاً می‌توانید چمدانم را وزن کنید؟

سطح متوسط
Literatur زبان و گفتگو Kommunikation جشن‌ها و مهمانی‌ها
بازی‌ها و اسباب‌بازی‌ها تأسیسات تفریحی و استراحت سفر و گردشگری فضاها و مکان‌ها
افعال عمومی آب و هوا و اقلیم حرفه‌ها جرم و مشکلات اجتماعی
سازمان و برنامه‌ها روال روزانه و کارهای خانه اجازه و تعهد اسم‌های انتزاعی
اسم‌های مرتبط با کار افعال و صفت‌های مرتبط با کار افعال فرآیندهای ذهنی اقدامات فیزیکی
ریاضیات و فیزیک الکترونیک اقدامات فنی یا عملی قیدهای زمانی
قیدهای حالت قیدهای مهم قیدهای مکان قیدهای درجه
عبارات رایج و حروف ندا حروف اضافه رایج حروف ربط و ضمایر رایج صفات رایج
صفت‌های غذا صفت‌های ویژگی‌های فیزیکی و شکل‌ها صفت‌های رایج صفت‌های کمیت و اندازه
صفات زمان و فرکانس ویژگی‌های فیزیکی داده‌های شخصی و مراحل زندگی صفات شخصیتی
صفات کیفیت و ارزیابی احساسات و واکنش‌ها فرآیندهای ذهنی بحث و مناظره
مسکن و اقامت وسایل خانگی ابزارها و اشیاء روزمره شهر و روستا
کشاورزی و دامپروری زندگی کاری مالی و اقتصاد موفقیت و شکست
دستورالعمل‌ها و درخواست‌ها جامعه و فرهنگ Umfeld طبیعت و حیات وحش
قانون و نظم جنگ و درگیری تاریخ و حکمرانی دین و ایمان
Verhalten آموزش و علم رشته‌های دانشگاهی علم و پژوهش
رسانه و روزنامه‌نگاری حمل و نقل خودروها و رانندگی علوم کامپیوتر و فناوری
زندگی اجتماعی و روابط ورزش بدن انسان سلامت و پزشکی
مد و لباس مراقبت از بدن و بهداشت آرایش و درمان‌های زیبایی غذا و رژیم غذایی
علت و معلول هنر و سرگرمی موسیقی و صداها