سطح متوسط - قیدهای مهم
اینجا شما قیدهای مهم برای زندگی روزمره و مکالمات مانند با این حال، با این وجود و به هر حال را یاد میگیرید، که برای زبانآموزان سطح B1 آماده شدهاند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
Drückt eine zusammenfassende Betrachtung oder Gesamtmenge aus

در مجموع
پروژه در مجموع سه ماه طول کشید.
Drückt eine absolute Obergrenze oder maximale Menge aus

حداکثر, در نهایت
این حداکثر 10 دلار هزینه دارد.
Betont, dass etwas vollständig zutrifft oder in starkem Maß so ist

کاملا, تماما
فیلم کاملاً خوب بود.
Wird verwendet, um etwas Unerwartetes oder Extremes zu betonen

حتی
من حتی رئیسجمهور را ملاقات کردم.
Gegen etwas sein

مخالف
والدینش مخالف تحصیل او در پزشکی بودند.
Leitet den ersten Teil eines Gegensatzes oder Vergleichs ein

از طرفی
Wird verwendet, um einen Gegensatz oder Einschränkung auszudrücken

اما, اگرچه
من میخواهم کمک کنم، اما وقت ندارم.
Fragt nach einer Anzahl

چندتا, چه تعداد
شما به چند زبان صحبت میکنید؟!
Leitet eine Frage oder einen Relativsatz ein, der sich auf ein Thema oder den Gegenstand einer Unterhaltung bezieht

در مورد چی, برای چی
درباره چه چیزی باید گزارش دهم ؟
Fragt nach dem Gegenstand, Thema oder Zweck einer Sache

در چه موردی, در مورد چی
آیا میدانی پروژه درباره چه است؟
Aus welchem Grund

چرا, به چه دلیل
چرا این درخواست ضروری است؟
Aus meiner Sicht

البته (که), مشکلی نیست
از دید من، فیلم هم میتواند تمام شده باشد!
Bezeichnet den Zweck oder Grund einer Handlung

برای آن, در مورد آن، به آن، بابت آن
او برای آن مجازات شد.
In Wirklichkeit

واقعاً, حقیقتاً، در واقع
او واقعاً همه چیز را به تنهایی انجام داد.
In der Regel

معمولا, به طور عادی
Gewöhnlich معمولاً اینجا در آوریل باران میبارد.
Begrenzt auf eine bestimmte Sache oder Person

انحصاری, منحصرا
او منحصراً به فناوری علاقهمند است.
Zeigt eine ungefähre Menge oder betont eine Eigenschaft

حدوداً, نسبتاً
او شاید سختگیر است!
In gleichmäßigen Abständen wiederkehrend

به طور منظم, به طور مرتب
او منظم اتاقش را تمیز میکند.
Bezeichnet die Wiederholung einer Handlung oder Aussage

یکبار دیگر, بار دیگر
او دوباره آن را امتحان کرد.
Bezeichnet die erneute Ausführung einer Handlung

یکبار دیگر, باز هم
آن را دوباره انجام بده!
Drückt einen Gegensatz oder eine unerwartete Folge aus, oft nach einer Konzession

با وجود اینکه, با این وجود
غذا سرد بود. با این حال، خوشمزه بود.
In Abhängigkeit von bestimmten Bedingungen oder Umständen

بسته به (اینکه), بستگی دارد به اینکه
ساعات کاری بسته به روز متفاوت است.
Verweist auf ein bereits erwähntes Objekt oder eine Situation und zeigt Instrumentalität oder Begleitung an

با آن
ما یک برنامه داریم. با آن، مشکل را حل خواهیم کرد.
Etwas tun, während man gleichzeitig etwas anderes macht

ضمنا, همچنین، علاوه بر این
او آشپزی میکند و همزمان تلویزیون تماشا میکند.
Verwendet, um auszudrücken, dass etwas das Mindeste ist, was zutrifft oder erwartet wird

حداقل
او میتوانست حداقل تلفن کند.
Verwendet, um auf etwas bereits Erwähntes inhaltlich zu verweisen

در مورد آن
او بسیار از این موضوع عصبانی شد.
