سطح متوسط - اقدامات فنی یا عملی
در اینجا شما اقدامات فنی و عملی مانند جایگزینی، ایجاد، بررسی و اعمال را که برای زبانآموزان سطح B1 آماده شدهاند، یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
Etwas oder jemanden durch eine andere Sache oder Person austauschen

جایگزین کردن
بازیکن مصدوم توسط یک تازهوارد جایگزین شد.
Eine Kapazität haben

نگه داشتن
قفسه میتواند حدود 100 کتاب را در خود جای دهد.
Plötzlich und unkontrolliert nach unten fallen, oft mit Verletzungsgefahr

سقوط کردن, افتادن
کودک از روی صندلی افتاد.
Gegenstände in Materialien einhüllen, um sie zu schützen, zu transportieren oder attraktiv zu präsentieren

بسته بندی کردن
ما باید کتابها را قبل از نقل مکان به خوبی بستهبندی کنیم.
Durch äußere Einwirkung oder Gebrauch beschädigt werden und nicht mehr funktionieren

خراب شدن
زیپ ژاکت من خراب شد.
Etwas planvoll anfertigen oder produzieren, oft mit Fachwissen

ایجاد کردن, ساختن، درست کردن
ما در حال حاضر در حال ایجاد وبسایت برای پروژه جدیدمان هستیم.
Etwas durch Feuer zerstören oder durch Hitze beschädigen

سوزاندن
او نامه را در اجاق سوزاند.
Etwas entgegennehmen oder aufnehmen

دریافت کردن, گرفتن
شرکت روزانه تماسهای زیادی دریافت میکند.
Etwas testen oder ausprobieren

امتحان کردن
ما میخواهیم چیزی جدید را امتحان کنیم.
Sich bemühen, etwas zu tun

تلاش کردن, سعی کردن
آیا تلاش میکنی مرا بفهمی ؟
Geschehen, besonders für bedeutende oder ungewöhnliche Vorkommnisse

اتفاق افتادن, رخ دادن
چیز خاصی اتفاق نیفتاد.
Eine Funktion erfüllen oder für einen bestimmten Zweck genutzt werden

استفاده شدن, مورد استفاده قرار گرفتن
این فضا خدمت میکند به عنوان یک منطقه ذخیرهسازی.
Etwas gezielt besser machen

بهبود دادن, تقویت کردن
آیا میتوانی مقالهی من را بهبود ببخشی ؟
Etwas so legen oder stellen, dass es niemand sieht oder findet

پنهان کردن, مخفی کردن
چرا نامه را پنهان کردی؟
Etwas erneut oder genau prüfen, um Fehler zu finden oder die Richtigkeit zu bestätigen

(دوباره) بررسی کردن, چک کردن
پلیس اطلاعات شخصی او را بررسی میکند.
Verantwortung, Aufgabe oder Kontrolle von etwas an sich nehmen

برعهده گرفتن, به دست آوردن
او بر عهده میگیرد سازماندهی رویداد را.
Jemanden körperlich oder geistig müde machen

خسته کردن
من نمیخواهم خیلی خودم را خسته کنم و بیمار شوم.
Sich schnell bewegen oder handeln, weil Zeit knapp ist oder etwas dringend ist

عجله کردن, باعجله رفتن
پزشکان عجله کردند تا به فرد مصدوم کمک کنند.
Etwas in mehrere Teile oder Gruppen aufteilen

تقسیم کردن
ما کار را به دو گروه تقسیم میکنیم.
Etwas an einem Schalter, bei der Post oder Bahn abgeben

فرستادن, تحویل دادن، دادن
ما باید بسته را امروز تحویل دهیم.
Etwas in einer konkreten Situation nutzen

استفاده کردن, به کار بردن
من سعی میکنم دانش خود را در عمل به کار ببرم.
Etwas akzeptieren oder akzeptiert bekommen

پذیرفتن, دریافت کردن، قبول کردن
او دعوت به شام را پذیرفت.
Etwas anders machen oder ändern

تغییر دادن
فناوری شیوه زندگی ما را تغییر میدهد.
Etwas kaputt machen oder einen Schaden verursachen

خسارت زدن, آسیب زدن، زیان زدن
حادثه ماشین من را به شدت آسیب زد.
Etwas in die Tat umsetzen

اجرایی کردن, تحقق بخشیدن
دشوار است که همه ایدهها را تحقق بخشید.
