سطح متوسط - صفات شخصیتی
اینجا شما کلمات مربوط به ویژگیهای شخصیتی مانند شجاع، قابل اعتماد، بردبار و باهوش را یاد میگیرید، که برای زبانآموزان سطح B1 آماده شده است.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
Für eine bestimmte Aufgabe oder einen Bereich verantwortlich

مسئول
او مسئول پشتیبانی مشتری است.
Die innere Stärke, in einer schwierigen oder gefährlichen Situation das Richtige zu tun

جرئت, شهامت
شجاعت در آخرین ثانیه او را ترک کرد.
Die Fähigkeit, ruhig zu bleiben und auf etwas zu warten, ohne ungeduldig oder ärgerlich zu werden

صبر, حوصله
بدون صبر، نمیتوان به نتایج خوبی دست یافت.
Mit viel Freude, Interesse oder Leidenschaft erfüllt

مشتاق, پراشتیاق، ذوقزده، بهوجدآمده
با وجود باران، تماشاگران شورانگیز ماندند.
Mit festem Willen und ohne Zweifel handeln

مصمم
با وجود مشکلات، او مصمم باقی میماند.
Mit schlechten Absichten

بدجنس, خبیث، بدطینت
برخی از مردم فقط بد هستند.
Mit Energie und Tatkraft handeln

فعال
کودکان اغلب بسیار فعال و کنجکاو هستند.
Ohne Respekt oder Höflichkeit handeln

بیادب, گستاخ
رفتار بیادبانه او همه را ناراحت کرد.
Mit gutem Verstand und Wissen handeln

باهوش, دانا ، فهمیده
باهوش بودن در زندگی کمک میکند.
Mit Geld oder Ressourcen vorsichtig und bedacht umgehend, ohne zu verschwenden

صرفه جو, اقتصادی، با هزینه پایین، کم مصرف
پدربزرگ و مادربزرگ من در تمام عمر صرفهجو بودند و هر سنت را دو بار چرخاندند.
Andere Meinungen, Lebensweisen oder Unterschiede akzeptierend, ohne Vorurteile oder Ablehnung

بامدارا, صبور، شکیبا
او تحمل نشان داد، هرچند که نظر متفاوتی داشت.
Von vielen Menschen gemocht oder geschätzt

محبوب
فیلم نزد منتقدان خیلی محبوب نبود.
Von vielen Menschen wegen besonderer Leistungen oder Eigenschaften bekannt und anerkannt

مشهور, معروف
این شهر به خاطر ساختمانهای تاریخیاش معروف است.
An etwas vertraut oder an eine Situation oder Handlung durch Wiederholung angepasst

عادت کرده, عادت داده شده، خوگرفته
آیا به برنامه جدید عادت کردهاید؟
Neugierig oder voller Erwartung auf etwas

کنجکاو
او با علاقهای مشغول به او نگاه کرد.
Bereit, Risiken einzugehen

شجاع, با جرات
شجاع باش و چیز جدیدی را امتحان کن!
Die Fähigkeit zu haben, zuverlässig und pünktlich etwas gut zu erledigen

قابل اعتماد
تحویل به موقع و قابل اعتماد بود.
Geistig gestört

دیوانه, دیوانه وار
مستبد دیوانه اعدامهای بیمعنی را دستور داد.
Feste Regeln habend und strikte Gehorsamkeit oder Disziplin erwartend

سخت گیر
رئیس نگرش سختگیرانهای نسبت به تأخیر دارد.
Den Prinzipien der Moral, Rechtlichkeit und Fairness entsprechend

عادل, منصف
آن یک مجازات عادلانه بود.
Körperlich aktiv

ورزش دوست
با فیزیک بدنیاش، بسیار ورزشی به نظر میرسد.
Entspannt und ohne Druck

آرام, راحت، ریلکس
گفتوگو در فضایی آرام صورت گرفت.
Ohne aktive Teilnahme

غیر فعال
جمعیت منفعل، اصلاحات را پذیرفت.