سطح متوسط - خودروها و رانندگی
Hier lernst du Wörter für Autos und Fahren wie Fahrzeug, Motorrad, Überholen und Abbiegen, aufbereitet für B1-Lerner.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
Fahrzeug, das Kranke oder Verletzte ins Krankenhaus bringt

آمبولانس (ماشین)
راننده آمبولانس با احتیاط بسیار رانندگی کرد.
Zweirädriges motorisiertes Fahrzeug für eine oder zwei Personen

موتور سیکلت
موتورسیکلت در گاراژ است.
Ein Mittel zum Fahren auf Straßen, Schienen oder Wasser

وسیله نقلیه
او وسیله نقلیه خود را در گاراژ پارک کرد.
Fahrzeug oder Dienst zum regelmäßigen Einsammeln von Hausmüll

ماشین جمع آوری زباله, ماشین آشغالی
جمعآوری زباله امروز زودتر از معمول آمد.
Großes Fahrzeug zum Transport schwerer oder vieler Waren

کامیون
یک کامیون مبلمان را به آپارتمان جدید حمل میکند.
Kleines Fahrzeug, das auf dem Wasser fährt

قایق
یک قایق به آرامی در حال پایین رفتن از رودخانه است.
Ein Signal mit der Autohupe geben

بوق زدن
راننده بوق زد وقتی چراغ سبز شد.
Vom Himmel sicher auf dem Boden ankommen

فرود آمدن
فضاپیما دیشب فرود آمد.
In die entgegengesetzte Richtung drehen oder fahren

دور زدن
او برمیگردد وقتی صداها را میشنود.
Ein Fahrzeug an einem anderen vorbeifahren und schneller sein

سبقت گرفتن
باید هنگام سبقت گرفتن محتاط بود.
Die Richtung ändern, zum Beispiel an einer Kreuzung

پیچیدن
هنگام پیچیدن باید مراقب عابران پیاده بود.
Ein abgegrenzter Fahrstreifen auf der Straße für Fahrzeuge
![لاین (خیابان), [مسیر بین خط چین های خیابان]](https://api.langeek.co/v1/assets/flags/fa.png)
لاین (خیابان), [مسیر بین خط چین های خیابان]
ماشینها مدتها در لاین در ترافیک ایستاده بودند.
Eine stockende oder stehende Ansammlung von Fahrzeugen auf der Straße

راهبندان, ترافیک، ازدحام
ترافیک ناگهان برطرف شد.
Mit einem Fahrzeug über jemanden oder etwas hinwegfahren

زیر گرفتن (با ماشین), (با ماشین) تصادف کردن
اگر مراقب نباشید، میتوانید به راحتی کسی را زیر بگیرید.
Den Sicherheitsgurt anlegen und befestigen

کمربند ایمنی را بستن
ما نمیتوانیم حرکت کنیم تا زمانی که همه کمربند ایمنی خود را بسته باشند.
Ein unerwartetes, meist negatives Ereignis, das Schaden oder Leid verursacht

حادثه, اتفاق بد، مصیبت
گاهی اوقات، یک مصیبت به سادگی رخ میدهد.