سطح متوسط - موسیقی و صداها
اینجا، شما کلمات برای موسیقی و صداها مانند صدا، سر و صدا، موسیقی و رقص را یاد میگیرید، برای زبانآموزان سطح B1 آماده شده است.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
Ein kleines Gehäuse mit Magnetband zum Aufnehmen und Abspielen von Ton oder Video

نوار کاست
او تمام برنامه را روی کاست ضبط کرد.
Der Klang, den ein Mensch beim Sprechen, Rufen oder Singen erzeugt

صدا (انسان)
من او را بلافاصله از روی صدایش میشناسم.
Unangenehme oder störende Geräusche

سروصدا, نویز
بعد از نیمهشب، نباید سر و صدا بیشتری وجود داشته باشد.
Ein Bühnenwerk, in dem eine Geschichte durch Musik, Gesang und Orchester erzählt wird

اوپرا
اپرا توسط موتزارت ساخته شد.
Eine Abfolge von Bewegungen zur Musik, oft als Ausdruck von Freude oder zur Unterhaltung

رقص
رقص همه را به وجد آورد.
Eine künstlerische Tanzaufführung, die oft eine Geschichte mit Musik und Tanz erzählt

رقص باله, باله
او برای بهتر رقصیدن به یک مدرسه باله میرود.
Mit Musik verbunden oder Talent für Musik habend

موسیقیایی, موزیکال ، علاقمند به موسیقی
او در یک گروه موسیقی کار میکند.
Eine Person, die aufmerksam zuhört, besonders bei einem Vortrag, Konzert oder Gespräch

شنونده
معلم شنوندگان را به خاطر صبرشان تحسین کرد.
Ein Zustand der Stille und Entspannung

سکوت, آرامش، تنهایی
آرامش قبل از طوفان.
Ohne hörbare Geräusche oder Laut

بیصدا, حالت میوت (موبایل)
لطفاً تلفن خود را در حالت بیصدا قرار دهید.
Das Speichern von Ton, Bild oder Daten durch ein technisches Gerät

ضبط
ضبط زنده کنسرت در یوتیوب است.
Nicht sprechen

ساکت بودن, بیصدا بودن
قربانی از ترس سکوت کرد.
Laut und schrill rufen

فریاد زدن, جیغ زدن، گریه کردن
نوزادان گریه میکنند وقتی گرسنه هستند.
Das Geräusch oder der Ton, den etwas erzeugt

صدا, طنین
صدای ناقوسها تمام شهر را پر کرده بود.
Ein meist unangenehmer oder auffälliger Ton, den man hört

صدا, سروصدا
من یک صدا عجیب در موتور شنیدم.