سطح متوسط - هنر و سرگرمی

اینجا شما کلماتی برای هنر و سرگرمی مانند رویداد، صحنه، مخاطب و اجرا کردن یاد می‌گیرید، که برای زبان‌آموزان سطح B1 آماده شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
سطح متوسط
der Maler [اسم]
اجرا کردن

نقاش

Ex:

برادرم به عنوان نقاش در یک شرکت ساختمانی کار می‌کند.

اجرا کردن

عکاس

Ex:

عکاس برای یک روزنامه کار می‌کند.

der Star [اسم]
اجرا کردن

ستاره (سینما، رادیو و ...)

Ex:

او یک ستاره بزرگ در سینما است.

das Werk [اسم]
اجرا کردن

کار

Ex:

اثر به چندین زبان ترجمه شد.

die Messe [اسم]
اجرا کردن

نمایشگاه

Ex:

در نمایشگاه محصولات جدید زیادی وجود دارد.

die Bühne [اسم]
اجرا کردن

صحنه نمایش

Ex:

او وارد صحنه شد و شروع به خواندن کرد.

die Galerie [اسم]
اجرا کردن

گالری

Ex:

در گالری نیز مجسمه‌هایی وجود دارد.

das Denkmal [اسم]
اجرا کردن

مجسمه

Ex:

گردشگران اغلب از بنای یادبود معروف عکس می‌گیرند.

das Studio [اسم]
اجرا کردن

استودیو

Ex:

هنرمند در استودیو نقاشی می‌کند.

اجرا کردن

تماشاگران

Ex:

یک مخاطب بزرگ از نمایشگاه بازدید کرد.

اجرا کردن

علاقه

Ex:

علاقه‌ی او به هنر بسیار زیاد است.

die Rolle [اسم]
اجرا کردن

نقش

Ex:

هر بازیگر نقش خود را دقیقاً می‌شناسد.

اجرا کردن

سرگرمی

Ex:

ما برای شما سرگرمی خوبی آرزو می‌کنیم!

اجرا کردن

نقاشی

Ex:

نقاشی یک خانه مدرن را نشان می‌دهد.

spielen [فعل]
اجرا کردن

نقش بازی کردن

Ex:

ما در حال بازی کردن یک صحنه هستیم.

اجرا کردن

عکاسی

Ex:

عکاسی یک منظره را نشان می‌دهد.

das Plakat [اسم]
اجرا کردن

پوستر

Ex:

در سینما، پوسترهای زیادی برای فیلم‌های جدید آویزان است.

der Hörer [اسم]
اجرا کردن

شنونده

Ex:

پادکست هزاران شنونده در سراسر جهان دارد.

اجرا کردن

اجرا

Ex:

اولین اجرای او روی صحنه اعصاب‌خردکن بود.

اجرا کردن

توصیف

Ex:

بازنمایی رویدادها در رسانه‌ها تحریف شده بود.

ausstellen [فعل]
اجرا کردن

نمایش دادن

Ex:

هنرمندان آثار خود را در شهرداری به نمایش می‌گذارند.

auftreten [فعل]
اجرا کردن

اجرا کردن

Ex:

تیلور سوئیفت امشب اجرا می‌کند.

aufführen [فعل]
اجرا کردن

اجرا کردن

Ex:

گروه به طور منظم کنسرت‌ها را اجرا می‌کند.

darstellen [فعل]
اجرا کردن

توصیف کردن

Ex:

مجسمه یک شخصیت اساطیری را به تصویر می‌کشد.

stilistisch [قید]
اجرا کردن

از نظر سبکی

Ex:

این آهنگ از نظر سبکی ترکیبی از جاز و هیپ‌هاپ است.

سطح متوسط
Literatur زبان و گفتگو Kommunikation جشن‌ها و مهمانی‌ها
بازی‌ها و اسباب‌بازی‌ها تأسیسات تفریحی و استراحت سفر و گردشگری فضاها و مکان‌ها
افعال عمومی آب و هوا و اقلیم حرفه‌ها جرم و مشکلات اجتماعی
سازمان و برنامه‌ها روال روزانه و کارهای خانه اجازه و تعهد اسم‌های انتزاعی
اسم‌های مرتبط با کار افعال و صفت‌های مرتبط با کار افعال فرآیندهای ذهنی اقدامات فیزیکی
ریاضیات و فیزیک الکترونیک اقدامات فنی یا عملی قیدهای زمانی
قیدهای حالت قیدهای مهم قیدهای مکان قیدهای درجه
عبارات رایج و حروف ندا حروف اضافه رایج حروف ربط و ضمایر رایج صفات رایج
صفت‌های غذا صفت‌های ویژگی‌های فیزیکی و شکل‌ها صفت‌های رایج صفت‌های کمیت و اندازه
صفات زمان و فرکانس ویژگی‌های فیزیکی داده‌های شخصی و مراحل زندگی صفات شخصیتی
صفات کیفیت و ارزیابی احساسات و واکنش‌ها فرآیندهای ذهنی بحث و مناظره
مسکن و اقامت وسایل خانگی ابزارها و اشیاء روزمره شهر و روستا
کشاورزی و دامپروری زندگی کاری مالی و اقتصاد موفقیت و شکست
دستورالعمل‌ها و درخواست‌ها جامعه و فرهنگ Umfeld طبیعت و حیات وحش
قانون و نظم جنگ و درگیری تاریخ و حکمرانی دین و ایمان
Verhalten آموزش و علم رشته‌های دانشگاهی علم و پژوهش
رسانه و روزنامه‌نگاری حمل و نقل خودروها و رانندگی علوم کامپیوتر و فناوری
زندگی اجتماعی و روابط ورزش بدن انسان سلامت و پزشکی
مد و لباس مراقبت از بدن و بهداشت آرایش و درمان‌های زیبایی غذا و رژیم غذایی
علت و معلول هنر و سرگرمی موسیقی و صداها