واژگان سطح پیشرفته برای TOEFL - Religion

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد دین، مانند "روحانی"، "کشیش"، "صوفی" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون TOEFL لازم است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان سطح پیشرفته برای TOEFL
theology [اسم]
اجرا کردن

الهیات

Ex: Her research in theology focuses on ancient religious texts .

تحقیقات او در الهیات بر متون مذهبی باستانی متمرکز است.

clergy [اسم]
اجرا کردن

روحانیون

Ex: The clergy discussed the new policy at their monthly meeting .

روحانیون در جلسه ماهانه خود درباره سیاست جدید بحث کردند.

guru [اسم]
اجرا کردن

گورو

Ex: The guru emphasized the importance of meditation and self-awareness .

گورو بر اهمیت مراقبه و خودآگاهی تأکید کرد.

synagogue [اسم]
اجرا کردن

کنیسه

Ex: She volunteered at the synagogue , helping organize food drives and community outreach programs .

او در کنیسه داوطلب شد، در سازماندهی جمع‌آوری غذا و برنامه‌های مشارکت جامعه کمک کرد.

lama [اسم]
اجرا کردن

کشیش بودایی

Ex: During the ceremony , the lama led the chanting and prayers .

در طول مراسم، لاما سرودها و دعاها را رهبری کرد.

pastor [اسم]
اجرا کردن

کشیش

Ex: After the service , the pastor greeted everyone and offered words of encouragement .

پس از مراسم، کشیش به همه سلام کرد و کلمات تشویق‌آمیزی ارائه داد.

heretic [اسم]
اجرا کردن

ملحد

Ex: Despite being called a heretic , he continued to speak out against dogma .

علیرغم اینکه به او مرتد می‌گفتند، او به سخن گفتن علیه دگم ادامه داد.

missionary [اسم]
اجرا کردن

مبلغ مذهبی

Ex: During his time abroad , the missionary learned the local language to better communicate with the community .

در طول اقامتش در خارج از کشور، مبلغ مذهبی زبان محلی را آموخت تا بهتر با جامعه ارتباط برقرار کند.

pagan [اسم]
اجرا کردن

کافر

Ex: The stories shared among pagans often include myths and legends from various cultures .

داستان‌هایی که در میان کافران به اشتراک گذاشته می‌شود اغلب شامل اسطوره‌ها و افسانه‌هایی از فرهنگ‌های مختلف است.

homily [اسم]
اجرا کردن

موعظه

Ex:

موعظه مدیر به کارمندان اخلاق کاری را یادآوری کرد.

shaman [اسم]
اجرا کردن

جادوگر و حکیم قبیله

puritan [اسم]
اجرا کردن

پیروان فرقه‌ای از مسیحیت در قرون ۱۶ و ۱۷ میلادی در انگلستان

pilgrim [اسم]
اجرا کردن

زائر

Ex: The ancient temple attracts pilgrims from all over the world who come to pay their respects .

معبد باستانی زائران را از سراسر جهان جذب می‌کند که برای ادای احترام می‌آیند.

hermit [اسم]
اجرا کردن

زاهد

Ex: Legend has it that the wise hermit possessed secret knowledge of the natural world , which he shared only with those who sought him out .

افسانه می‌گوید که راهب خردمند دانش مخفی جهان طبیعی را داشت، که فقط با کسانی که به دنبالش بودند به اشتراک می‌گذاشت.

martyr [اسم]
اجرا کردن

شهید

Ex: The martyr 's story was told to inspire future generations .

داستان شهید برای الهام بخشیدن به نسل‌های آینده روایت شد.

Gospel [اسم]
اجرا کردن

انجیل (عهد جدید)

Ex: She quoted a verse from the Gospel of John during the discussion .
apostle [اسم]
اجرا کردن

حواری

Ex: Thomas , often referred to as " Doubting Thomas , " was one of the apostles who initially doubted Jesus ' resurrection until he saw him with his own eyes .

توماس، که اغلب به او "توماس شکاک" می‌گویند، یکی از حواریون بود که در ابتدا به رستاخیز عیسی شک داشت تا اینکه او را با چشمان خود دید.

epistle [اسم]
اجرا کردن

رساله (انجیل)

Ex: The epistle to the Ephesians emphasizes unity in the body of Christ .

نامه به افسسیان بر وحدت در بدن مسیح تأکید می‌کند.

agnostic [اسم]
اجرا کردن

ندانم‌گرا

Ex: She identifies as an agnostic , believing that the existence of God is ultimately unknowable .

او خود را به عنوان یک لاادری معرفی می‌کند، با این باور که وجود خدا در نهایت ناشناختنی است.

atheist [اسم]
اجرا کردن

خداناباور

Ex: Her parents , both atheists , raised her to think critically about religion .

والدینش، هر دو بی‌خدا، او را به گونه‌ای پرورش دادند که درباره دین تفکر انتقادی داشته باشد.

Zen [اسم]
اجرا کردن

زن (فرقه بودایی)

Ex:

او مدیتیشن ذن را برای کاهش استرس مفید یافت.

voodoo [اسم]
اجرا کردن

وودو (مذهب برخی مردم افریقا و کارائیب)

the Trinity [اسم]
اجرا کردن

تثلیث

Ex:

متکلم به طور گسترده درباره ماهیت تثلیث نوشت.

salvation [اسم]
اجرا کردن

رستگاری

Ex: The Bible teaches that salvation is a gift from God .

کتاب مقدس می‌آموزد که نجات هدیه‌ای از جانب خداست.

اجرا کردن

رستاخیز

Ex: The disciples were initially skeptical of the resurrection but became fervent proclaimers of the gospel after encountering the risen Christ .

شاگردان در ابتدا نسبت به رستاخیز شک داشتند اما پس از ملاقات با مسیح قیام کرده، به مبلغان پرشور انجیل تبدیل شدند.

sacrilege [اسم]
اجرا کردن

توهین به مقدسات

Ex: Some cultures consider certain acts of art or entertainment to be sacrilege if they depict sacred figures or themes in a disrespectful or irreverent manner .

برخی از فرهنگ‌ها برخی از اعمال هنری یا سرگرمی را توهین به مقدسات می‌دانند اگر چهره‌ها یا موضوعات مقدس را به شیوه‌ای بی‌احترام یا بی‌حرمت به تصویر بکشند.

اجرا کردن

تناسخ

Ex: She finds comfort in the idea of reincarnation after death .

او در ایده تناسخ پس از مرگ آرامش پیدا می‌کند.

prophecy [اسم]
اجرا کردن

پیشگویی

Ex: Researchers studied Maya calendars and hieroglyphs for any prophecies about the world 's ending .

محققان تقویم‌ها و هیروگلیف‌های مایا را برای یافتن پیشگویی‌هایی درباره پایان جهان مطالعه کردند.