واژگان پیشرفته برای GRE - دولت به عنوان یک شر ضروری

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره قدرت و سیاست، مانند "مسح کردن"، "واگذار کردن"، "تقویت کردن" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون GRE مورد نیاز است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان پیشرفته برای GRE
to abdicate [فعل]
اجرا کردن

کناره‌گیری کردن

Ex: The king chose to abdicate the throne in favor of his successor .

پادشاه تصمیم گرفت به نفع جانشین خود از تخت کناره‌گیری کند.

to anoint [فعل]
اجرا کردن

انتخاب کردن

Ex: After a thorough selection process , they were ready to anoint the next principal of the school .

پس از یک فرآیند انتخاب دقیق، آنها آماده بودند تا مدیر بعدی مدرسه را منصوب کنند.

to arrogate [فعل]
اجرا کردن

غصب کردن

Ex: The general 's attempt to arrogate control over civilian affairs led to widespread discontent .

تلاش ژنرال برای غصب کنترل امور مدنی به نارضایتی گسترده منجر شد.

اجرا کردن

تسلیم شدن

Ex: After a long standoff , the suspect capitulated to the police .

پس از یک درگیری طولانی، مظنون در برابر پلیس تسلیم شد.

to cede [فعل]
اجرا کردن

واگذار کردن

Ex: The ruler has recently ceded power to a democratically elected government .

حاکم اخیراً قدرت را به یک دولت دموکراتیک انتخاب‌شده واگذار کرده است.

to concede [فعل]
اجرا کردن

تسلیم کردن

Ex: The politician had to concede some of his demands to reach a compromise with the opposition .

سیاستمدار مجبور شد برخی از خواسته‌هایش را واگذار کند تا به سازشی با مخالفان برسد.

اجرا کردن

برکنار کردن

Ex: The board is currently defenestrating the CEO due to the financial scandal .

هیئت مدیره در حال حاضر به دلیل رسوایی مالی مدیرعامل را برکنار می‌کند.

to dismiss [فعل]
اجرا کردن

اخراج کردن

Ex: The board of directors voted to dismiss the CEO following a series of controversial decisions .

هیئت مدیره به برکناری مدیرعامل پس از یک سری تصمیمات جنجالی رای داد.

اجرا کردن

در انتخابات دست‌کاری کردن

Ex: The government will likely gerrymander the districts again before the upcoming election .

احتمالاً دولت قبل از انتخابات آینده دوباره مناطق را جری‌مندر خواهد کرد.

to kowtow [فعل]
اجرا کردن

چاپلوسی کردن

Ex: Over the years , the team has kowtowed to the department head to ensure smooth project approvals .

در طول سال‌ها، تیم به رئیس بخش چاپلوسی کرده تا تأیید روان پروژه‌ها را تضمین کند.

اجرا کردن

توطئه کردن

Ex: By the time the merger was announced , several companies had already machinated to influence the outcome .

تا زمانی که ادغام اعلام شد، چندین شرکت قبلاً توطئه کرده بودند تا بر نتیجه تأثیر بگذارند.

to relegate [فعل]
اجرا کردن

تنزل (رتبه) دادن

Ex: A decline in product quality may relegate a brand to a less prestigious market position .

کاهش کیفیت محصول ممکن است یک برند را به موقعیت بازاری کم‌اعتبارتر تنزل دهد.

to rescind [فعل]
اجرا کردن

باطل کردن

Ex: While the negotiations were ongoing , the parties were discussing whether to rescind the initial agreement .

در حالی که مذاکرات در جریان بود، طرفین در مورد لغو توافق اولیه بحث می‌کردند.

to sap [فعل]
اجرا کردن

از رمق انداختن

Ex: The constant stress at work saps her energy .

استرس مداوم در محل کار انرژی او را تحلیل می‌برد.

اجرا کردن

رهبری کردن

Ex: The visionary leader spearheaded the development of groundbreaking technologies .

رهبر دوراندیش پیشگام توسعه فناوری‌های انقلابی شد.

اجرا کردن

تضعیف کردن

Ex: The constant negativity of the supervisor undermined the team 's enthusiasm .

منفی‌بافی مداوم سرپرست، اشتیاق تیم را تضعیف کرد.

artless [صفت]
اجرا کردن

بی‌آلایش

Ex:

طبیعت ساده او باعث شد که به او اعتماد کردن آسان باشد.

autonomous [صفت]
اجرا کردن

خودمختار

Ex: The company ’s autonomous division has the freedom to develop its own products and strategies .

بخش خودمختار شرکت این آزادی را دارد که محصولات و استراتژی‌های خود را توسعه دهد.

bellicose [صفت]
اجرا کردن

ستیزه‌جو

Ex:

معلم به زبان جنگ‌طلبانه مورد استفاده برخی از دانش‌آموزان پرداخت و محیطی صلح‌آمیزتر را ترویج داد.

compliant [صفت]
اجرا کردن

پیرو مقررات

Ex: The compliant citizen pays taxes and abides by the laws of the land .

شهروند مطیع مالیات می‌پردازد و از قوانین کشور پیروی می‌کند.

magisterial [صفت]
اجرا کردن

قاطع و امرانه

Ex: The diplomat ’s magisterial demeanor during negotiations demonstrated his experience and control over the discussions .

رفتار مقتدرانه دیپلمات در طول مذاکرات، تجربه و کنترل او بر بحث‌ها را نشان داد.

obsequious [صفت]
اجرا کردن

چاپلوس

Ex: The employee ’s obsequious responses during the meeting were intended to keep the boss in a good mood .

پاسخ‌های چاپلوسانه کارمند در جلسه به منظور نگه داشتن رئیس در حال و هوای خوب بود.

partisan [صفت]
اجرا کردن

متعصب

Ex: Partisan rhetoric can inflame tensions and deepen divisions within society .

گفتار حزبی می‌تواند تنش‌ها را شعله‌ور کند و شکاف‌ها را در جامعه عمیق‌تر نماید.

truculent [صفت]
اجرا کردن

وحشی

Ex:

پاسخ‌های خشن او فقط بحث را تشدید کرد.

artifice [اسم]
اجرا کردن

نیرنگ

Ex: She saw through his artifice and realized his compliments were insincere .

او از حیله او گذشت و فهمید که تعریف‌هایش صادقانه نبود.

calumny [اسم]
اجرا کردن

تهمت

Ex: He sought legal action to correct the calumny circulating online .

او برای اصلاح تهمت در حال انتشار آنلاین، به دنبال اقدام قانونی بود.

dissolution [اسم]
اجرا کردن

فروپاشی

Ex: The board of directors voted for the dissolution of the committee , citing its lack of productivity .

هیئت مدیره به نفع انحلال کمیته رأی داد و به کمبود بهره‌وری آن اشاره کرد.

graft [اسم]
اجرا کردن

فساد

Ex: The public demanded an end to the culture of graft that had plagued the government for decades .

عموم مردم خواستار پایان فرهنگ رشوه‌خواری شدند که دهه‌ها دولت را آزار داده بود.

jingoist [اسم]
اجرا کردن

میهن‌پرست افراطی

Ex: The debate was heated , with the jingoist dismissing any criticism of his country 's foreign policy as unpatriotic .

بحث داغ بود، میهن‌پرست افراطی هر انتقادی از سیاست خارجی کشورش را غیرمیهنی رد می‌کرد.

juggernaut [اسم]
اجرا کردن

نیروی ویرانگر

Ex: The new social media platform turned into a juggernaut , changing the way people communicate across the globe .

پلتفرم جدید رسانه‌های اجتماعی به یک غول تبدیل شد، که نحوه ارتباط مردم در سراسر جهان را تغییر داد.

junta [اسم]
اجرا کردن

هونتا

Ex: A peaceful transition to civilian rule finally ended the junta ’s reign , restoring democracy to the nation .

گذار مسالمت‌آمیز به حکومت غیرنظامی در نهایت به سلطنت خونتا پایان داد و دموکراسی را به کشور بازگرداند.

nabob [اسم]
اجرا کردن

کله‌گنده

Ex: The auction attracted several nabobs , all eager to bid on the rare and expensive art pieces .

حراجی چند نواب را جذب کرد، همه مشتاق به پیشنهاد دادن برای قطعات هنری نادر و گران قیمت.

potentate [اسم]
اجرا کردن

حاکم مستبد

Ex: The potentate ’s palace was a symbol of his unchallenged power and opulent lifestyle .

کاخ حاکم مطلق نماد قدرت بی‌چون و چرای او و سبک زندگی پرزرق و برقش بود.

quisling [اسم]
اجرا کردن

خائن

Ex: The resistance fighters were determined to root out any quisling who aided the enemy forces .

مبارزان مقاومت مصمم بودند هر خائنی را که به نیروهای دشمن کمک می‌کرد ریشه‌کن کنند.

coterminous [صفت]
اجرا کردن

هم‌‌مرز

Ex: The coterminous areas of the conservation zones helped create an extensive habitat for migrating wildlife .

مناطق هممرز مناطق حفاظتی به ایجاد زیستگاه گسترده برای حیات وحش مهاجر کمک کردند.

buffer zone [اسم]
اجرا کردن

منطقه حائل

Ex: The buffer zone served as a crucial area for negotiations between the opposing forces .

منطقه حائل به عنوان منطقه ای حیاتی برای مذاکرات بین نیروهای متخاصم عمل می کرد.

اجرا کردن

تهمت متقابل

Ex: The personal fallout included not only the initial accusations but also a wave of recriminations .

عواقب شخصی نه تنها شامل اتهامات اولیه بود بلکه موجی از اتهامات متقابل نیز بود.

sycophant [اسم]
اجرا کردن

آدم چاپلوس

Ex: In meetings , she played the role of a sycophant , showering the executives with compliments .

در جلسات، او نقش یک چاپلوس را بازی کرد، مدیران را با تعریف و تمجید پوشاند.