واژگان ضروری برای GRE - یک روز سرد در جهنم

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد دین، مانند "بیخدایی"، "جاندارانگاری"، "تعمید" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون GRE مورد نیاز است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان ضروری برای GRE
Zen [اسم]
اجرا کردن

زن (فرقه بودایی)

Ex:

او مدیتیشن ذن را برای کاهش استرس مفید یافت.

agnosticism [اسم]
اجرا کردن

ندانم‌گرایی

Ex: Agnosticism invites intellectual humility , acknowledging that definitive answers to questions about the divine may remain elusive in the human experience .

ندانم‌گرایی فروتنی فکری را دعوت می‌کند، با تصدیق این که پاسخ‌های قطعی به پرسش‌ها درباره امر الهی ممکن است در تجربه بشری دست‌نیافتنی باقی بمانند.

atheism [اسم]
اجرا کردن

خداناباوری

Ex: The rise of atheism in the community led to more secular events .

افزایش بی‌خدایی در جامعه منجر به رویدادهای سکولار بیشتری شد.

the Trinity [اسم]
اجرا کردن

تثلیث

Ex:

متکلم به طور گسترده درباره ماهیت تثلیث نوشت.

theology [اسم]
اجرا کردن

الهیات

Ex: Her research in theology focuses on ancient religious texts .

تحقیقات او در الهیات بر متون مذهبی باستانی متمرکز است.

almighty [صفت]
اجرا کردن

قادر مطلق

Ex: The almighty force of nature humbled the people in the face of the storm .

قدرت قادر مطلق طبیعت مردم را در برابر طوفان خوار کرد.

animism [اسم]
اجرا کردن

جانداراِنگاری

Ex: Animism may influence cultural taboos and norms as communities strive to maintain balance and harmony with the spirit world .

جاندارانگاری ممکن است بر تابوها و هنجارهای فرهنگی تأثیر بگذارد، زیرا جوامع تلاش می‌کنند تعادل و هماهنگی با جهان ارواح را حفظ کنند.

theism [اسم]
اجرا کردن

خداشناسی

Ex: She was raised with theism but later explored other belief systems .

او با خداباوری بزرگ شد اما بعداً سیستم‌های اعتقادی دیگر را بررسی کرد.

biblical [صفت]
اجرا کردن

کتاب مقدس

Ex: Many Christians find comfort and guidance in biblical verses during times of difficulty .

بسیاری از مسیحیان در آیات کتاب مقدس در زمان‌های سختی، آرامش و راهنمایی پیدا می‌کنند.

baptism [اسم]
اجرا کردن

غسل تعمید

Ex: During the baptism , the priest poured water over the child 's head .

در طول تعمید، کشیش آب را بر سر کودک ریخت.

bar mitzvah [اسم]
اجرا کردن

بار میتزوا

Ex: The bar mitzvah marked his coming of age in the Jewish community .

بار میتزوا نشانه بلوغ او در جامعه یهودی بود.

secularism [اسم]
اجرا کردن

سکولاریسم

Ex:

سکولاریسم این ایده را ترویج می‌کند که دین و امور دولتی باید جدا از هم باقی بمانند.

اجرا کردن

اعتقاد به احضار ارواح

Ex: The conference was focused on discussing the practices of spiritualism .

کنفرانس بر بحث در مورد روش‌های روح‌گرایی متمرکز بود.

asceticism [اسم]
اجرا کردن

ریاضت

Ex:

او ریاضت را برای تعمیق تمرین مراقبه‌اش پذیرفت.

archbishop [اسم]
اجرا کردن

اسقف اعظم

Ex: He sought counsel from the archbishop on matters of faith and community outreach .

او از اسقف اعظم در مورد مسائل ایمان و مشارکت جامعه مشورت خواست.

christening [اسم]
اجرا کردن

غسل تعمید

Ex: After the christening , there was a reception at their home to celebrate the occasion .

پس از تعمید، در خانه‌شان برای جشن گرفتن این مناسبت پذیرایی برگزار شد.

clergy [اسم]
اجرا کردن

روحانیون

Ex: The clergy discussed the new policy at their monthly meeting .

روحانیون در جلسه ماهانه خود درباره سیاست جدید بحث کردند.

اجرا کردن

یادبود

Ex:

بنیاد یک یادبود را برای یادآوری رهبر حقوق مدنی تأمین مالی کرد.

اجرا کردن

اعضای کلیسا

Ex: The choir sang hymns that uplifted the spirits of the congregation .

کُر ترانه‌هایی خواند که روح جماعت را بالا برد.

اجرا کردن

تقدیس

Ex: During the consecration of a person as a saint in some Christian traditions , the church recognizes and declares their exemplary life and holiness .

در طول تقدیس یک فرد به عنوان قدیس در برخی از سنت‌های مسیحی، کلیسا زندگی نمونه‌وار و قداست او را به رسمیت می‌شناسد و اعلام می‌کند.

crucifix [اسم]
اجرا کردن

مصلوب

Ex: The crucifix was prominently displayed in the center of the room .

صلیب به طور برجسته در مرکز اتاق نمایش داده شده بود.

deity [اسم]
اجرا کردن

الهه

Ex: The statue in the shrine depicted a revered deity .

مجسمه در حرم یک خدای مورد احترام را به تصویر کشیده بود.

اجرا کردن

روحانی

Ex: The church honored the long-serving ecclesiastic at a special ceremony .

کلیسا از روحانی طولانی‌مدت در یک مراسم ویژه تقدیر کرد.

effigy [اسم]
اجرا کردن

تمثال

Ex: The effigy was carved in marble and placed in the park .

تمثال در سنگ مرمر حکاکی شده و در پارک قرار داده شد.

epistle [اسم]
اجرا کردن

رساله (انجیل)

Ex: The epistle to the Ephesians emphasizes unity in the body of Christ .

نامه به افسسیان بر وحدت در بدن مسیح تأکید می‌کند.

exorcism [اسم]
اجرا کردن

جن‌گیری

Ex: The ritual of exorcism was a deeply sacred practice in their culture .

آیین جن‌زدایی در فرهنگ آن‌ها عمیقاً مقدس بود.

Gospel [اسم]
اجرا کردن

انجیل (عهد جدید)

Ex: She quoted a verse from the Gospel of John during the discussion .
kosher [صفت]
اجرا کردن

حلال (در مذهب یهود)

Ex:

رستوران در آشپزی کوشر تخصص دارد و انواع غذاهای تأیید شده برای محدودیت‌های غذایی یهودیان را ارائه می‌دهد.

guru [اسم]
اجرا کردن

گورو

Ex: The guru emphasized the importance of meditation and self-awareness .

گورو بر اهمیت مراقبه و خودآگاهی تأکید کرد.

halal [صفت]
اجرا کردن

حلال

Ex:

غذای حلال طبق قوانین سختگیرانه غذایی تهیه می‌شود.

hermit [اسم]
اجرا کردن

زاهد

Ex: Legend has it that the wise hermit possessed secret knowledge of the natural world , which he shared only with those who sought him out .

افسانه می‌گوید که راهب خردمند دانش مخفی جهان طبیعی را داشت، که فقط با کسانی که به دنبالش بودند به اشتراک می‌گذاشت.

heretic [اسم]
اجرا کردن

ملحد

Ex: Despite being called a heretic , he continued to speak out against dogma .

علیرغم اینکه به او مرتد می‌گفتند، او به سخن گفتن علیه دگم ادامه داد.

hymn [اسم]
اجرا کردن

سرود روحانی

Ex: The pastor selected a hymn that matched the theme of the sermon .

کشیش یک سرود مذهبی را انتخاب کرد که با موضوع موعظه مطابقت داشت.

اجرا کردن

تناسخ

Ex: She finds comfort in the idea of reincarnation after death .

او در ایده تناسخ پس از مرگ آرامش پیدا می‌کند.

judaic [صفت]
اجرا کردن

یهودی

Ex:

او متون یهودی را از دوره‌های تاریخی مختلف جمع‌آوری کرد.

martyr [اسم]
اجرا کردن

شهید

Ex: The martyr 's story was told to inspire future generations .

داستان شهید برای الهام بخشیدن به نسل‌های آینده روایت شد.

lama [اسم]
اجرا کردن

کشیش بودایی

Ex: During the ceremony , the lama led the chanting and prayers .

در طول مراسم، لاما سرودها و دعاها را رهبری کرد.

monastic [صفت]
اجرا کردن

رهبانی

Ex: His monastic vow included a commitment to live in silence and solitude .

نذر راهبانه او شامل تعهد به زندگی در سکوت و تنهایی بود.

pantheism [اسم]
اجرا کردن

همه‌خدایی

Ex: Followers of pantheism often feel a deep sense of interconnectedness with nature and seek to cultivate a reverence for the natural world .

پیروان همهخدایی اغلب احساس عمیقی از پیوند با طبیعت دارند و می‌کوشند تا احترامی برای جهان طبیعی پرورش دهند.

polytheism [اسم]
اجرا کردن

چندخداپرستی

Ex: Ancient civilizations such as the Greeks and Romans practiced polytheism , with each deity representing various aspects of life and nature .

تمدن‌های باستانی مانند یونانیان و رومیان چندخدایی را تمرین می‌کردند، که در آن هر خداوندگار جنبه‌های مختلف زندگی و طبیعت را نمایندگی می‌کرد.