واژگان آیلتس (آکادمیک) - فمینیسم
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره فمینیسم، مانند "پدرسالاری"، "مثبت"، "فعالیت" و غیره را که برای آزمون آیلتس مورد نیاز است، یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
the movement that supports equal rights and opportunities for women and men

فمینیسم, جنبش طرفداری از حقوق زنان
فمینیسم از دستمزد برابر برای زنان و مردان حمایت میکند.
a family or kinship system in which a male serves as the head and lineage is traced through the male line

پدرسالاری, مردسالاری
قبیله از یک پدرسالاری سختگیرانه پیروی میکرد که در آن اقتدار به مردان واگذار شده بود.
the belief or behavior that one sex is less important, capable, or valuable than the other

تبعیض جنسیتی, جنسیتزدگی
جنسیتگرایی میتواند فرصتها را برای زنان محدود کند.
the feeling of hatred or discrimination against women

زنستیزی
برنامه کمدین به دلیل ترویج زنستیزی و کلیشههای مضر درباره زنان مورد انتقاد قرار گرفت.
unfriendly or aggressive toward others

پرخاشگر, خصمانه
همکار خصومتآمیز همکاری مؤثر را برای دیگران چالشبرانگیز کرد.
showing kindness and generosity

سخاوتمند و مهربان, رئوف، نیکوکار
مدیر عامل شرکت به خاطر اقدامات نیکوکارانه خود شناخته شده است، که اغلب مبالغ زیادی به خیریه ها اهدا می کند.
describing or relating to someone whose gender identity does not correspond with their birth sex

ترنسجندر
دوست تراجنسیتی سارا تحت درمان هورمونی به عنوان بخشی از فرآیند تغییر جنسیت قرار گرفت، که ظاهر فیزیکی او را با هویت جنسیتیاش هماهنگ کرد.
the fact or condition of being male, female or non-binary that people identify themselves with based on social and cultural roles

جنسیت
کلیشههای جنسیتی میتوانند آزادی شخصی و انتخابهای شغلی را برای هر دو جنس مرد و زن محدود کنند.
a special right, immunity or advantage that only a particular person or group has

مزیت, امتیاز
او احساس کرد که کار کردن با چنین همکاران بااستعدادی یک امتیاز بود.
displaying approval, support, or agreement

مثبت
او نگرش مثبتی نسبت به پروژه دارد، باور دارد که موفق خواهد شد.
indicating or implying refusal, denial, disagreement, or omission

منفی
وقتی از او خواسته شد که شرکت کند، پاسخ منفی داد.
the act of giving a person or an organization the right, authority or power in order to do something

توانمندسازی, قدرتبخشی
the quality of being fair and just toward people according to natural law

عدالت, انصاف
دانشجویان این حق را دارند که از پرونده خود دفاع کنند و به انصاف دست یابند اگر احساس کنند که طبق آیین نامه انضباطی دانشگاه با آنها رفتار ناعادلانه ای شده است.
supporting traditional values and beliefs and not willing to accept any contradictory change

اصولگرا, مذهبی
او دیدگاههای محافظهکارانهای در مورد مسائل اجتماعی مانند ازدواج و نقشهای جنسیتی داشت.
a group of people working together in order to cause a social change or solve a social issue

جنبش اجتماعی
a person who supports or advocates for the social, political, and economic equality of the sexes

حامی حقوق زنان, فمینیست
بسیاری از فمینیستها در راهپیمایی برای دستمزد برابر شرکت کردند.
the right or privilege of casting a vote in public elections

حق رأی
حق رأی عمومی تضمین میکند که همه شهروندان بالغ حق رأی دارند.
the use of language, behavior, or policies that are intended to avoid offense or discrimination towards certain groups of people

مصلحتاندیشی سیاسی, نزاکت سیاسی
برخی استدلال میکنند که درستی سیاسی با ترساندن مردم از بیان نظراتشان، آزادی بیان را خفه میکند.
the qualities or attributes that are considered to be typical of or suitable for women

زنانگی
in a way that suggests embarrassment or worry about one's own actions or appearance

با خجالتزدگی
the revealing of one's feelings or thoughts, especially through creative activities

خودابرازی
to point out the faults or weaknesses of someone or something

انتقاد کردن
سارا همیشه ارائههای همکارانش را انتقاد میکند، اما به ندرت بازخورد سازنده ارائه میدهد.
the action of striving to bring about social or political reform, especially as a member of an organization with specific objectives

کنشگری, اکتیویسم
فعالیتگرایی نقش کلیدی در جنبش حقوق مدنی ایفا کرد و منجر به تغییرات قانونی قابل توجهی شد.
the act of ignoring the rights or feelings of a person and treating them as mere objects

شیءانگاری
the intentional ending of a pregnancy, often done during the early stages

سقط جنین
او با یک تصمیم دشوار در مورد انجام سقط جنین پس از کشف یک بارداری غیرمنتظره روبرو شد.
| واژگان آیلتس (آکادمیک) | |||
|---|---|---|---|
| انرژی و سوخت | اقتصاد | روانشناسی | معضلات جهانی |
| کلمات مشکلساز | اسم جمع | صحبت درمورد مد | برابری |
| فمینیسم | بازاریابی | ||
