بلند
مردم اغلب به او به خاطر بلند و لاغر بودنش تعریف میکنند.
در اینجا واژگان درس 6B از کتاب درسی English File Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "طاس"، "کف زدن"، "سوت زدن" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
بلند
مردم اغلب به او به خاطر بلند و لاغر بودنش تعریف میکنند.
قدکوتاه
با وجود کوتاه بودن، او به دلیل چابکی و سرعتش در بسکتبال عالی بود.
لاغر
او به طور طبیعی لاغر است و نیازی به نگرانی در مورد افزایش وزن ندارد.
چاق
گربه سارا اضافه وزن دارد چون او به آن بیش از حد تشویقی میدهد.
ظریف
رقاص لاغر با ظرافت و دقت حرکت کرد.
مستقیماً
تیر مستقیم از هدف عبور کرد.
فرفری
دوستم موهای فر زیبایی دارد که وقتی راه میرود میپرد.
کچل
سر او پس از سالها تراشیدن کاملاً طاس شد.
ریش
هیپستر شیک یک ریش کاملاً آراسته داشت.
دست (از مچ به بالا)
وقتی پدرش بازوی خود را دور او انداخت، او احساس محافظت کرد.
چانه
او چانهاش را روی دستش گذاشت و با دقت به گفتگو گوش داد.
گوش
ملودی آرامشبخش به نرمی نواخته میشد، حس خوشایندی در گوشهایش ایجاد میکرد.
چشم
او به او چشمک زد، با شیطنت یک چشم را بست.
صورت
او از یک پاککننده صورت برای از بین بردن کثیفی و چربی از صورت خود استفاده کرد.
پا (از انگشتها تا مچ)
او پای خود را روی عثمانی گذاشت تا استراحت کند.
انگشت
او به طور تصادفی انگشت خود را در حال تهیه شام برید.
دست
او دستش را بلند کرد تا در کلاس سوالی بپرسد.
سر
او سرش را بالا نگه داشت در حالی که با اطمینان به اتاق وارد میشد.
زانو
او تمرینات زانو را برای تقویت عضلات اطراف مفصل انجام داد.
پا
او پس از دویدن طولانی مدت در پایش گرفتگی احساس کرد.
لب
او لبهایش را جمع کرد، نشان دادن عدم تأیید.
دهان
او دندانهایش را مسواک زد تا دهانش تازه و تمیز بماند.
بینی
او به خاطر بوی تند بینی خود را چروک داد.
شانه
ماساژور عضلات منقبض در شانههای او را مالش داد، که باعث تسکین استرس و تنش شد.
معده
او در شکم خود احساس غرغر کرد، که نشان میداد گرسنه است.
دندان
وقتی دندانپزشک دندان پوسیده را کشید، او چهرهاش را در هم کشید و از درد مداوم رهایی یافت.
شست
او به طور ناخودآگاه خودکار را دور شست خود چرخاند.
انگشت پا
ورزشکار در طول بازی فوتبال انگشت پایش را آسیب زد و مجبور شد بقیه بازی را ننشیند.
زبان
خواننده در طول کنسرت به شوخی زبانش را بیرون آورد.
گاز گرفتن
کودک نوپا سعی کرد که سیب آبدار را گاز بزند اما با دندانهای کوچکش struggled.
کف زدن
تماشاگران کف زدند و تشویق کردند وقتی که دوندگان ماراتن از خط پایان گذشتند.
لگد زدن
او به دستگاه فروش ضربه پا زد، به امید اینکه یک میان وعده بیفتد.
سر تکان دادن (به نشانه تأیید و موافقت)
او سر تکان داد به نشانه موافقت با گفته اش.
اشاره کردن
همین حالا، مأمور راهنمایی و رانندگی به طور فعال مسیر انحرافی را نشان میدهد.
بوییدن
چرا همیشه بعد از باران هوا را میبویی؟
لبخند زدن
کلمات تشویقآمیز معلم باعث شد دانشآموز با آرامش لبخند بزند.
خیره شدن
در حالی که در اتاق انتظار بودم، به ساعت خیره شدم.
مزه داشتن
شراب طعم توت رسیده و بلوط داشت، با پایانی نرم.
لمس کردن
او در لمس کردن تابه داغ با دستان برهنهاش تردید کرد.
سوت زدن
مربی به تندی سوت زد تا پایان تمرین را اعلام کند.
بدن
پزشک بدن او را معاینه کرد تا علائم بیماری یا آسیب را بررسی کند.