کتاب 'انگلیش فایل' متوسطه - درس 7A

در اینجا واژگان درس 7A از کتاب درسی English File Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "ریاضیات"، "مدرک"، "شاگرد" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'انگلیش فایل' متوسطه
geography [اسم]
اجرا کردن

جغرافیا

Ex: His interest in geography led him to a career in environmental science .

علاقه او به جغرافیا او را به سمت شغلی در علوم محیطی سوق داد.

history [اسم]
اجرا کردن

تاریخ (درس)

Ex: We have a history exam next week , so I need to study .

ما هفته آینده امتحان تاریخ داریم، بنابراین باید مطالعه کنم.

اجرا کردن

فناوری اطلاعات

Ex: In today 's digital age , information technology skills are highly sought after in the job market .
literature [اسم]
اجرا کردن

ادبیات

Ex: His passion for literature inspired him to become a writer .

اشتیاق او به ادبیات الهام بخش او برای تبدیل شدن به یک نویسنده بود.

mathematics [اسم]
اجرا کردن

ریاضی

Ex:

آن‌ها از ماشین حساب برای کمک به محاسبات پیچیده در ریاضیات استفاده می‌کنند.

physics [اسم]
اجرا کردن

فیزیک

Ex: They conducted a physics experiment to study the effects of gravity on different objects .

آن‌ها یک آزمایش فیزیک انجام دادند تا اثرات گرانش بر روی اجسام مختلف را مطالعه کنند.

اجرا کردن

مدرسه شبانه‌روزی

Ex: The film depicts the life of a young boy who struggles to fit in at his new boarding school , ultimately discovering his passion for art and making lasting friendships .

فیلم زندگی پسری جوان را به تصویر می‌کشد که برای انطباق با مدرسه شبانه‌روزی جدید خود تلاش می‌کند، در نهایت علاقه خود به هنر را کشف می‌کند و دوستی‌های ماندگاری برقرار می‌کند.

degree [اسم]
اجرا کردن

مدرک دانشگاهی

Ex:

او برای کسب مدرک حقوق خود در دانشگاه تلاش می‌کند.

head [اسم]
اجرا کردن

مدیر

Ex: She became the head of school after years of teaching .

او پس از سال‌ها تدریس به مدیر مدرسه تبدیل شد.

اجرا کردن

مهدکودک

Ex: The nursery school held a special event to showcase the children 's artwork , allowing parents to see the creativity and progress their little ones had made throughout the year .

مهدکودک یک رویداد ویژه برای نمایش آثار هنری کودکان برگزار کرد، که به والدین اجازه می‌داد خلاقیت و پیشرفت فرزندانشان را در طول سال ببینند.

education [اسم]
اجرا کردن

تحصیل

Ex: Online education has become increasingly popular due to its flexibility and accessibility .

آموزش آنلاین به دلیل انعطاف‌پذیری و دسترسی آسان آن، محبوبیت روزافزونی پیدا کرده است.

biology [اسم]
اجرا کردن

زیست‌شناسی

Ex: They spent the summer conducting biology experiments in the university lab .

آنها تابستان را به انجام آزمایش‌های زیست‌شناسی در آزمایشگاه دانشگاه گذراندند.

chemistry [اسم]
اجرا کردن

شیمی

Ex: They conducted a chemistry experiment to observe how different elements react together .

آن‌ها یک آزمایش شیمی انجام دادند تا مشاهده کنند که چگونه عناصر مختلف با هم واکنش نشان می‌دهند.

اجرا کردن

مدرسه خصوصی

Ex: Many parents prefer sending their children to a private school for smaller class sizes .
اجرا کردن

مدرسه دولتی

Ex: My parents decided to enroll me in a state school because of its strong academic reputation and community focus .

والدینم تصمیم گرفتند مرا در یک مدرسه دولتی ثبت نام کنند به دلیل شهرت قوی تحصیلی و تمرکز بر جامعه آن.

pupil [اسم]
اجرا کردن

دانش‌آموز (مدرسه)

Ex: School organized a field trip to the museum , and the pupils were excited to explore .

مدرسه یک سفر علمی به موزه ترتیب داد، و دانش‌آموزان برای کاوش هیجان‌زده بودند.

اجرا کردن

مهدکودک

Ex: During the kindergarten graduation ceremony , the young students proudly showcased their artwork and performed songs they had learned throughout the year .

در طول مراسم فارغ‌التحصیلی مهدکودک، دانش‌آموزان جوان با افتخار آثار هنری خود را به نمایش گذاشتند و آهنگ‌هایی را که در طول سال یاد گرفته بودند اجرا کردند.

اجرا کردن

ابتدایی

Ex: The primary school organized a field trip to the science museum .

مدرسه ابتدایی یک سفر علمی به موزه علوم ترتیب داد.

اجرا کردن

ابتدایی

Ex: The elementary school implemented new teaching methods to improve learning outcomes .

دبستان روش‌های جدید آموزشی را برای بهبود نتایج یادگیری اجرا کرد.

اجرا کردن

مدرسه متوسطه (شامل دوره اول و دوم)

Ex: Teachers in secondary school often focus on developing critical thinking and problem-solving skills , preparing students for the challenges they will face in college and the workforce .

معلمان در دبیرستان اغلب بر توسعه تفکر انتقادی و مهارت‌های حل مسئله تمرکز می‌کنند، دانش‌آموزان را برای چالش‌هایی که در دانشگاه و نیروی کار با آن‌ها مواجه خواهند شد آماده می‌کنند.

high school [اسم]
اجرا کردن

دبیرستان

Ex: High school graduation is a significant milestone for students , marking the culmination of years of hard work and the beginning of new opportunities in higher education or the workforce .

فارغ‌التحصیلی از دبیرستان یک نقطه عطف مهم برای دانش‌آموزان است که نشان‌دهنده اوج سال‌ها کار سخت و شروع فرصت‌های جدید در آموزش عالی یا نیروی کار است.

student [اسم]
اجرا کردن

دانش‌آموز

Ex: The student raises their hand to answer the teacher 's question .

دانش‌آموز دستش را بلند می‌کند تا به سوال معلم پاسخ دهد.

term [اسم]
اجرا کردن

ترم تحصیلی

Ex: The term lasts for three months .

ترم سه ماه طول می‌کشد.

college [اسم]
اجرا کردن

دانشگاه

Ex: Many students from rural areas move to urban areas to attend college and pursue higher education .

بسیاری از دانش‌آموزان از مناطق روستایی به مناطق شهری نقل مکان می‌کنند تا در دانشگاه تحصیل کنند و آموزش عالی را دنبال کنند.

grade [اسم]
اجرا کردن

نمره

Ex: Sarah was disappointed with her grade on the science project but vowed to do better next time .

سارا از نمره خود در پروژه علمی ناامید شده بود اما قول داد دفعه بعد بهتر عمل کند.

semester [اسم]
اجرا کردن

نیمسال

Ex: My favorite time of the semester is when we have group discussions and debates in our literature class .

زمان مورد علاقه من در ترم زمانی است که در کلاس ادبیات خود بحث‌ها و مناظره‌های گروهی داریم.

to allow [فعل]
اجرا کردن

اجازه دادن

Ex: The park does n't allow dogs , except for service animals .

پارک به سگ‌ها اجازه نمی‌دهد، به جز حیوانات کمکی.

to expel [فعل]
اجرا کردن

اخراج کردن

Ex: The club expelled a member who consistently violated its rules and policies .

باشگاه عضوی را که به طور مداوم قوانین و سیاست‌هایش را نقض می‌کرد اخراج کرد.

to punish [فعل]
اجرا کردن

تنبیه کردن

Ex: The court decided to punish the thief with a prison sentence for stealing .

دادگاه تصمیم گرفت سارق را به خاطر دزدی با حکم زندان مجازات کند.

to cheat [فعل]
اجرا کردن

تقلب کردن

Ex: She has cheated in multiple competitions and has never been caught .

او در چندین مسابقه تقلب کرده و هرگز دستگیر نشده است.