کتاب 'انگلیش فایل' متوسطه - درس 1الف

در اینجا واژگان درس 1A از کتاب درسی English File Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "غذای دریایی"، "کباب شده"، "جوشانده" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'انگلیش فایل' متوسطه
food [اسم]
اجرا کردن

غذا

Ex: The children were hungry and eagerly devoured their food .

بچه ها گرسنه بودند و با اشتیاق غذای خود را خوردند.

fish [اسم]
اجرا کردن

گوشت ماهی

Ex:

آشپز یک خورش خوشمزه از ماهی با سبزیجات و ادویه‌ها تهیه کرد.

seafood [اسم]
اجرا کردن

غذای دریایی

Ex: The coastal town is known for its abundance of fresh seafood , attracting food enthusiasts from far and wide .

شهر ساحلی به خاطر فراوانی غذای دریایی تازه معروف است و علاقه‌مندان به غذا را از دور و نزدیک جذب می‌کند.

crab [اسم]
اجرا کردن

گوشت خرچنگ

Ex: He cooked a simple pasta dish with fresh crab , tossed in a garlic and herb butter sauce .

او یک غذای ساده پاستا با گوشت خرچنگ تازه پخت، که در سس کره سیر و گیاهان معطر مخلوط شده بود.

lobster [اسم]
اجرا کردن

(گوشت) شاه‌میگو

Ex: The lobster was boiled and served with melted butter for dipping .

خرچنگ دریایی جوشانده شد و با کره ذوب شده برای فرو بردن سرو شد.

mussel [اسم]
اجرا کردن

صدف سیاه

Ex: He examined the mussel shells for signs of growth .
prawn [اسم]
اجرا کردن

میگو

Ex: The fishing trip was successful , and they caught a bucket full of fresh prawns to take home .

سفر ماهیگیری موفقیت‌آمیز بود و آنها یک سطل پر از میگو تازه برای بردن به خانه صید کردند.

salmon [اسم]
اجرا کردن

سالمون

Ex:

ماهی سالمون نقش حیاتی در چرخه مواد مغذی دارد، زیرا بدن‌های در حال تجزیه آن مواد مغذی ضروری را به اکوسیستم‌های رودخانه‌ای و موجودات آبزی ارائه می‌دهد.

squid [اسم]
اجرا کردن

ماهی مرکب

Ex:

ماهی مرکب موجودات جذابی هستند که به دلیل توانایی تغییر رنگ و استتار در محیط اطرافشان شناخته شده‌اند.

tuna [اسم]
اجرا کردن

ماهی تن

Ex: He caught a massive tuna while fishing off the coast , and it became the highlight of his trip .

او یک تون بزرگ را هنگام ماهیگیری در ساحل صید کرد، و این نقطه اوج سفرش شد.

meat [اسم]
اجرا کردن

گوشت

Ex: She seasoned the meat with herbs and spices before cooking .

او قبل از پختن، گوشت را با گیاهان و ادویه‌ها طعم دار کرد.

beef [اسم]
اجرا کردن

گوشت گاو

Ex: The recipe called for braising beef short ribs in red wine until they were fall-off-the-bone tender .

دستور پخت خواستار تفت دادن دنده‌های کوتاه گاو در شراب قرمز تا زمانی که به اندازه‌ای نرم شوند که از استخوان جدا شوند، بود.

chicken [اسم]
اجرا کردن

گوشت مرغ

Ex: She prepared a flavorful chicken curry with aromatic spices and coconut milk .

او یک کاری مرغ خوشمزه با ادویه‌های معطر و شیر نارگیل آماده کرد.

duck [اسم]
اجرا کردن

گوشت اردک

Ex: The roasted duck was served with a side of wild rice pilaf , creating a satisfying and elegant meal .

اردک کبابی با پیلاف برنج وحشی سرو شد و یک وعده غذایی رضایتبخش و شیک ایجاد کرد.

lamb [اسم]
اجرا کردن

گوشت بره

Ex:

او یک ران بره را با سیر و رزماری برای شام یکشنبه کباب کرد و آن را با سبزیجات کبابی سرو کرد.

pork [اسم]
اجرا کردن

گوشت خوک

Ex:

او برای ناهار یک ساندویچ گوشت خوک کشیده سفارش داد، از گوشت نرم و سس باربیکیو تند لذت برد.

fruit [اسم]
اجرا کردن

میوه

Ex:

من دوست دارم روزم را با یک کاسه سالاد میوه تازه شروع کنم، پر از توت‌فرنگی‌های آبدار، آناناس و پرتقال.

vegetable [اسم]
اجرا کردن

سبزیجات

Ex: I tossed the roasted vegetables with olive oil and a sprinkle of salt and pepper .

من سبزیجات کبابی را با روغن زیتون و کمی نمک و فلفل مخلوط کردم.

aubergine [اسم]
اجرا کردن

بادمجان

Ex: I stuffed the aubergine with a savory mixture of rice , vegetables , and herbs , creating a flavorful meal .

من بادمجان را با مخلوطی خوشمزه از برنج، سبزیجات و گیاهان پر کردم و یک وعده غذایی خوشطعم درست کردم.

beetroot [اسم]
اجرا کردن

چغندر

Ex: He discovered a new recipe for beetroot hummus and could n't wait to try it out at his next family gathering .

او یک دستور جدید برای هوموس چغندر کشف کرد و نمی‌توانست صبر کند تا آن را در گردهمایی بعدی خانواده امتحان کند.

cabbage [اسم]
اجرا کردن

کلم

Ex: Fermented cabbage , known as sauerkraut , is popular in many cultures for its unique flavor and health benefits .

کلم تخمیر شده، معروف به کلم ترش، به خاطر طعم منحصر به فرد و فواید سلامتی در بسیاری از فرهنگ‌ها محبوب است.

cherry [اسم]
اجرا کردن

گیلاس

Ex: She enjoyed a bowl of fresh cherries as a healthy and satisfying snack .

او از یک کاسه گیلاس تازه به عنوان یک میان وعده سالم و رضایت بخش لذت برد.

courgette [اسم]
اجرا کردن

کدوسبز

Ex: In the garden , the courgette plants thrived , producing an abundance of fresh vegetables throughout the season .

در باغ، گیاهان کدو سبز رشد کردند و در طول فصل مقدار زیادی سبزیجات تازه تولید کردند.

cucumber [اسم]
اجرا کردن

خیار

Ex: We made a refreshing cucumber salsa with tomatoes , onions , and cilantro .

ما یک سالسای خنک با خیار، گوجه‌فرنگی، پیاز و گشنیز درست کردیم.

grape [اسم]
اجرا کردن

انگور

Ex: I enjoy relaxing with a glass of red wine made from the finest grapes .

من از استراحت با یک لیوان شراب قرمز ساخته شده از بهترین انگورها لذت می‌برم.

green bean [اسم]
اجرا کردن

لوبیاسبز

Ex: The vitamin A present in green beans plays a crucial role in maintaining healthy skin .

ویتامین A موجود در لوبیا سبز نقش حیاتی در حفظ سلامت پوست دارد.

lemon [اسم]
اجرا کردن

لیمو

Ex: Lemon chicken is a flavorful dish that combines the juiciness of chicken with the tanginess of lemons .

مرغ لیمویی یک غذای خوشمزه است که آبدار بودن مرغ را با ترشی لیموها ترکیب می‌کند.

mango [اسم]
اجرا کردن

انبه

Ex:

انبه و شیر نارگیل مواد اصلی در اسموتی گرمسیری مورد علاقه من هستند.

melon [اسم]
اجرا کردن

ملون (خربزه، طالبی و...)

Ex: He enjoyed a bowl of mixed melon chunks as a healthy and delicious snack after exercise .

او از یک کاسه تکه‌های مخلوط خربزه به عنوان یک میان‌وعده سالم و خوشمزه بعد از ورزش لذت برد.

peach [اسم]
اجرا کردن

هلو

Ex: She enjoyed a ripe peach for a refreshing summer snack .

او از یک هلو رسیده به عنوان یک میان وعده تابستانی خنک لذت برد.

pear [اسم]
اجرا کردن

گلابی

Ex: Pears are a good source of dietary fiber and vitamin C.

گلابی منبع خوبی از فیبر غذایی و ویتامین C است.

raspberry [اسم]
اجرا کردن

تمشک

Ex: She used frozen raspberries in the pie filling for a rich and tart taste .

او از تمشک منجمد در پر کردن پای برای یک طعم غنی و ترش استفاده کرد.

red pepper [اسم]
اجرا کردن

فلفل قرمز

Ex: The red pepper was stuffed with a mixture of rice and ground meat before baking .

فلفل قرمز قبل از پختن با مخلوطی از برنج و گوشت چرخ کرده پر شده بود.

cooking [اسم]
اجرا کردن

آشپزی

Ex:

یکی از سرگرمی‌های من پختن غذاهای عجیب و غریب است.

baked [صفت]
اجرا کردن

پخته

Ex: The baked cinnamon rolls were soft and gooey , with a generous swirl of cinnamon sugar and icing on top .

رول‌های دارچینی پخته شده نرم و چسبناک بودند، با یک پیچش سخاوتمندانه از شکر دارچین و یخچال روی آن.

boiled [صفت]
اجرا کردن

آب‌پز

Ex:

او سبزیجات آب‌پز را به جای سرخ‌کرده‌ها برای یک وعده غذایی سبک‌تر و سالم‌تر ترجیح داد.

fried [صفت]
اجرا کردن

سوخاری

Ex: The fried doughnuts were sprinkled with sugar and served warm .

دونات‌های سرخ شده با شکر پاشیده شده و گرم سرو می‌شدند.

grilled [صفت]
اجرا کردن

کبابی

Ex:

او سیخ‌های میگوی کبابی را آماده کرد، که با سیر و لیمو برای یک ضربه‌ی تند چاشنی شده بود.

roast [اسم]
اجرا کردن

تکه گوشت کبابی

Ex:

خانواده دور میز جمع شدند تا از گوشت کباب‌شده نرم خوک که تمام بعدازظهر در حال پختن بود لذت ببرند.

steamed [صفت]
اجرا کردن

بخارپز

Ex: He prepared steamed buns as a snack for the party .

او نان‌های بخارپز را به عنوان میان‌وعده برای مهمانی آماده کرد.