کتاب 'انگلیش فایل' متوسطه - درس 3A

در اینجا واژگان درس 3A از کتاب درسی English File Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "اتوبان"، "قایق"، "مترو" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'انگلیش فایل' متوسطه
lorry [اسم]
اجرا کردن

کامیون

Ex: After the accident , the lorry was stuck in traffic , causing delays for all the vehicles behind it .

پس از تصادف، کامیون در ترافیک گیر کرد و باعث تأخیر برای تمام وسایل نقلیه پشت سر آن شد.

motorbike [اسم]
اجرا کردن

موتورسیکلت

Ex: The shop offers a variety of accessories for motorbike enthusiasts , including helmets and protective gear .

فروشگاه انواع لوازم جانبی را برای علاقه‌مندان به موتورسیکلت، از جمله کلاه‌های ایمنی و تجهیزات محافظتی ارائه می‌دهد.

motorway [اسم]
اجرا کردن

بزرگراه

Ex: The motorway connects several major cities , making it a vital route for transportation .

اتوبان چندین شهر بزرگ را به هم متصل می‌کند و آن را به یک مسیر حیاتی برای حمل و نقل تبدیل می‌کند.

scooter [اسم]
اجرا کردن

موتورسیکلت اسکوتر

Ex: Many children use a push scooter to have fun while getting some exercise at the park .

بسیاری از کودکان از اسکوتر برای تفریح در حین انجام کمی ورزش در پارک استفاده می‌کنند.

tram [اسم]
اجرا کردن

تراموا

Ex: He caught the tram every morning to get to his office , enjoying the quick and quiet ride .

او هر صبح تراموا را می‌گرفت تا به دفترش برسد، از سفر سریع و آرام لذت می‌برد.

underground [اسم]
اجرا کردن

مترو

Ex: She purchased a monthly pass for the underground to save money on her daily commute .

او یک بلیط ماهانه برای مترو خرید تا در هزینه‌های روزانه رفت‌وآمدش صرفه‌جویی کند.

van [اسم]
اجرا کردن

ون

Ex: The band packed their instruments into the van and headed to their next gig .

گروه سازهایشان را در ون گذاشتند و به سمت کنسرت بعدی خود رفتند.

seat belt [اسم]
اجرا کردن

کمربند ایمنی

Ex: It 's important for children to use a booster seat with a seat belt to be properly secured in the vehicle .

مهم است که کودکان از صندلی تقویتی با کمربند ایمنی استفاده کنند تا به درستی در وسیله نقلیه محافظت شوند.

transport [اسم]
اجرا کردن

حمل‌ونقل

Ex: Transport of goods between the two cities is primarily done by freight trains .

حمل و نقل کالا بین دو شهر عمدتاً توسط قطارهای باری انجام می‌شود.

coach [اسم]
اجرا کردن

اتوبوس

Ex: The coach 's spacious interior made the long journey quite bearable .

فضای داخلی وسیع اتوبوس سفر طولانی را کاملاً قابل تحمل کرد.

ferry [اسم]
اجرا کردن

فرابر (نوعی کشتی)

Ex: She enjoyed watching the waves from the deck of the ferry .

او از تماشای امواج از عرشه کشتی مسافربری لذت می‌برد.

اجرا کردن

دوربین کنترل سرعت

Ex: The city installed new speed cameras in school zones to enhance safety for children .

شهر دوربین‌های سرعت جدیدی در مناطق مدرسه نصب کرد تا ایمنی کودکان را افزایش دهد.

car crash [اسم]
اجرا کردن

تصادف

Ex: The police arrived quickly at the scene of the car crash to investigate and direct traffic .

پلیس به سرعت به محل تصادف ماشین رسید تا بررسی کند و ترافیک را هدایت کند.

اجرا کردن

خط‌کشی عابر پیاده

Ex: The driver slowed down as soon as he saw the zebra crossing , anticipating pedestrians .

راننده به محض دیدن گذرگاه عابر پیاده، با پیش‌بینی عابران پیاده، سرعتش را کم کرد.

rush hour [اسم]
اجرا کردن

ساعت شلوغی

Ex: They decided to take public transportation to avoid the stress of driving during rush hour .

آنها تصمیم گرفتند از حمل و نقل عمومی استفاده کنند تا از استرس رانندگی در ساعات شلوغی جلوگیری کنند.

traffic jam [اسم]
اجرا کردن

راه‌بندان

Ex: He honked his horn in frustration as the traffic jam seemed never-ending .

او از سر ناامیدی بوق زد در حالی که ترافیک بی‌پایان به نظر می‌رسید.

اجرا کردن

جریمه پارک غیر قانونی (اتومبیل)

Ex: He appealed the parking fine , claiming that he had parked legally according to the posted signs .

او از جریمه پارکینگ تجدید نظر خواست، ادعا کرد که طبق علائم نصب شده قانونی پارک کرده است.

cycle lane [اسم]
اجرا کردن

مسیر دوچرخه

Ex: During rush hour , the cycle lane can get quite busy with commuters heading home .

در ساعت شلوغی، مسیر دوچرخه‌سواری می‌تواند با مسافران در حال بازگشت به خانه بسیار شلوغ شود.

اجرا کردن

چراغ راهنمایی

Ex: They installed new traffic lights to improve safety near the school .

آنها چراغ‌های راهنمایی جدیدی نصب کردند تا ایمنی نزدیک مدرسه را بهبود بخشند.

speed limit [اسم]
اجرا کردن

سرعت مجاز

Ex: She received a ticket for going 15 miles over the speed limit , which made her more cautious in the future .

او به دلیل 15 مایل بیش از حد مجاز سرعت رانندگی کردن جریمه شد، که این باعث شد در آینده محتاط تر باشد.

اجرا کردن

ایستگاه تاکسی

Ex: The city plans to improve the facilities at the taxi station to make it more convenient for passengers .

شهر برنامه‌ریزی می‌کند تا امکانات در ایستگاه تاکسی را بهبود بخشد تا برای مسافران راحت‌تر باشد.

taxi rank [اسم]
اجرا کردن

ایستگاه تاکسی

Ex: She grabbed a cab from the taxi rank to get to the meeting .

او برای رسیدن به جلسه از ایستگاه تاکسی یک تاکسی گرفت.

road works [اسم]
اجرا کردن

خیابان‌سازی

Ex: Signs warning of road works ahead were posted to alert drivers to slow down and proceed with caution .

تابلوهای هشداردهنده درباره کارهای جاده‌ای پیش رو برای آگاه کردن رانندگان از کاهش سرعت و ادامه دادن با احتیاط نصب شده بودند.

petrol zone [اسم]
اجرا کردن

پمپ بنزین

Ex: The petrol zone was busy during the holiday season , with many cars lining up for fuel .

منطقه پمپ بنزین در فصل تعطیلات شلوغ بود، با ماشین‌های زیادی که برای سوخت صف کشیده بودند.

to run off [فعل]
اجرا کردن

فرار کردن

Ex: The mischievous kids ran off with candy from the store without paying.

بچه‌های شیطان با آب‌نبات از مغازه بدون پرداخت فرار کردند.

to pick up [فعل]
اجرا کردن

بلند کردن

Ex: The kids have to pick up their toys before bedtime .

بچه‌ها باید قبل از خواب اسباب‌بازی‌هایشان را بردارند.