شكايت كردن
تام وقتی که سفارشش در رستوران با موارد اشتباه تحویل داده شد، در شکایت کردن تردید نکرد.
در اینجا واژگان درس 8B از کتاب درسی English File Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "شکایت کردن"، "نشان دادن"، "بازپرداخت"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
شكايت كردن
تام وقتی که سفارشش در رستوران با موارد اشتباه تحویل داده شد، در شکایت کردن تردید نکرد.
در نظر گرفتن
قبل از پذیرش پیشنهاد شغل، او میخواست مزایا و معایب را در نظر بگیرد.
تامل
در برنامهریزی رویداد، برگزارکنندگان ملاحظه ترجیحات و نیازهای تمام شرکتکنندگان را در نظر گرفتند.
تحویل دادن
پستچی یک نامه سفارشی به دفتر من تحویل داد.
تحویل
رستوران تضمین کرد که تحویل در عرض 30 دقیقه انجام شود.
اثبات کردن
آزمایش نشان داد که داروی جدید در کاهش علائم مؤثر است.
نمایش
سخنرانی پرشور او نمایشی از تعهدش به عدالت اجتماعی و نیاز به تغییر در جامعه بود.
توضیح دادن
او برای توضیح واضح ایدههایش به تیم تلاش زیادی کرد.
توضیح
آنها درخواست توضیحی برای تأخیر در پروژه کردند.
ناکام ماندن
استراتژی تیم شکست خورد وقتی که نتوانستند آن را به درستی اجرا کنند.
شکست
شکست او در صحبت کردن در جلسه به این معنی بود که ایدههایش نادیده گرفته شد.
بهبود بخشیدن
بهروزرسانی نرمافزار جدید با هدف بهبود عملکرد و تجربه کاربری انجام شده است.
بهبود
بهروزرسانی نرمافزار منجر به بهبود قابل توجهی در سرعت و عملکرد شد.
از دست دادن
بعد از یک دوره بیماری، او موقتاً اشتها خود را از دست داد اما به زودی بهبود یافت.
گمشده
گربه به مدت یک هفته ناپدید شد و ترس این بود که گم شده باشد، اما خوشبختانه، به خانه سالم برگشت.
کار سختی را انجام دادن
او توانست یک خنده مودبانه مدیریت کند حتی اگر جوک awkward بود.
مدیریت
مدیریت منابع، از جمله زمان و بودجه، برای موفقیت هر پروژه ای ضروری است.
پرداخت کردن
آنها به لولهکش برای تعمیر نشتی در آشپزخانه پرداخت کردند.
مبلغ پرداختی
پرداخت برای خرید مواد غذایی بیشتر از حد انتظار من بود.
پاسخ دادن
سخنگو به سوالات رسانهها در طول کنفرانس مطبوعاتی پاسخ داد.
پاسخ
در کلاس ادبیات، از دانشآموزان خواسته شد که یک پاسخ انتقادی به رمانی که تازه خوانده بودند بنویسند.
فروختن
برند مد میلیونها واحد از عطر جدید خود را فروخت.
سرو کردن (غذا و...)
آنها در جمع بعدازظهر چای را در ظروف چینی نازک سرو کردند.
موفق شدن
موفقیت
علیرغم مشکلات اولیه، تلاشهای مشترک تیم در نهایت به یک موفقیت چشمگیر منجر شد.
وسوسه شدن
فکر گرفتن یک روز مرخصی او را وسوسه کرد، اما میدانست که مسئولیتهای زیادی دارد.
وسوسه
جذابیت پول آسان اغلب میتواند افراد را به وسوسه روشهای غیراخلاقی کسبوکار سوق دهد.
رفتار کردن
او همیشه با دوستانش با مهربانی و احترام رفتار میکند.
درمان
ارزش
سهام شرکت سقوط کرد و باعث نگرانی سهامداران از ارزش سرمایهگذاریهایشان شد.
خرید
جشنواره شامل موسیقی، غذا و خرید بود.
سبد
آنها یک سبد از تنقلات روی میز گذاشتند تا مهمانها در طول مهمانی از آن لذت ببرند.
کارت اعتباری
شرکت کارت اعتباری یک دوره ارفاقی برای پرداختهای دیرکرد ارائه میدهد.
کارت نقدی
او با استفاده از کارت بدهی خود از دستگاه خودپرداز پول برداشت کرد.
رسید
پمپ بنزین پس از پر کردن باک، رسید ارائه میدهد.
بازپرداخت
سیاست فروشگاه تضمین عودت وجه را تا 30 روز پس از خرید میدهد.
تخفیف
خردهفروش آنلاین یک کد تخفیف ارائه داد که به مشتریان امکان ذخیره پول در سفارشاتشان را داد.
جنس مفت (اصطلاحی)
کیف دستی با توجه به برند و کیفیتش یک معامله خوب بود.
فروشگاه زنجیرهای
بسیاری از فروشگاههای زنجیرهای برنامههای وفاداری ارائه میدهند که خریداران مکرر را با تخفیفها و مزایا پاداش میدهند.
مرکز تجاری
آنها در فروش تعطیلات در فروشگاه بزرگ محلی معاملات عالی پیدا کردند.
کتابخانه
دیروز کتابهایی که از کتابخانه قرض گرفته بودم را پس دادم.
کتابفروشی
آنها به کتابفروشی محلی سر زدند تا چند راهنمای سفر برای سفرشان بخرند.
پیراهن
پیراهنی که اخیراً خریدم از پارچه نخی نرم ساخته شده است.
امتحان کردن (لباس و غیره)
فروشگاه یک اتاق پرو فراهم میکند که مشتریان میتوانند قبل از خرید لباسها را امتحان کنند.
اندازه بودن
من باید کلاهی پیدا کنم که به راحتی مناسب سر من باشد.
خسارت
دادگاه به قربانیان فاجعه غرامت اعطا کرد، درد و رنجی را که متحمل شده بودند به رسمیت شناخت.
شکایت
شرکت به شکایات مشتریان اهمیت میدهد و تیمی اختصاصی برای رسیدگی به هرگونه مشکل پیشآمده دارد.
مبلغ پرداختی
پرداخت برای خرید مواد غذایی بیشتر از حد انتظار من بود.
رسیدن (به هدف)
جامعه برای دستیابی به هدف خود در ساخت یک زمین بازی جدید برای کودکان، با همکاری یکدیگر بر موانع مالی و لجستیکی غلبه کرد.
دستیابی
با دست یابی به استقلال مالی، سارا بالاخره توانست رویای سفر به دور دنیا را دنبال کند.
موافق بودن
آنها موافق هستند که فیلم عالی بود.
توافق
مخالفت کردن
آنها معمولاً موافق هستند، اما در این مورد، موافق نیستند.
اختلاف
زوجین درباره چگونگی گذراندن تعطیلات خود اختلاف نظر داشتند، یکی میخواست در ساحل استراحت کند و دیگری ترجیح میداد یک سفر ماجراجویانه داشته باشد.
جروبحث
بحثهای مداوم آنها باعث ایجاد مشکلات در رابطه میشود.
چسباندن
دیشب، او دکمه گمشده را به پیراهنش متصل کرد.
قطعه
او یک قطعه جدید برای دریل برقی خود خرید تا راحتتر پیچها را به دیوار بچسباند.
انتخاب کردن
ما باید یک مقصد برای تعطیلات تابستانی خود انتخاب کنیم.
انتخاب
این کت یک انتخاب عالی برای هوای سرد است.
جبران خسارت کردن
به عنوان نشانهای از حسن نیت، شرکت هواپیمایی پیشنهاد جبران خسارت به مسافران را به دلیل مشکلات ناشی از پرواز تأخیری داد.