کتاب 'انگلیش فایل' سطح متوسط بالا - درس 5B
در اینجا واژگان درس 5B از کتاب درسی English File Upper Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "خشمگین کردن"، "هیجان زده کردن"، "الهام بخشیدن" و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to make someone extremely angry

خشمگین کردن, از کوره به در کردن
بیاعتنایی آشکار به قوانین مربی را خشمگین کرد.
to prevent someone from achieving success, particularly by nullifying their efforts

بیاثر کردن تلاشهای دیگران
او سخت کار کرد تا به مهلت مقرر برسد، اما تغییرات ناگهانی در نیازمندیهای پروژه تنها به ناامیدی تلاشهای او منجر شد.
to make a person feel ashamed, uneasy, or nervous, especially in front of other people

خجالتزده کردن, شرمسار کردن
او خجالت زده شد وقتی تلفنش با صدای بلند در جلسه زنگ خورد.
to cause a person to become extremely tired

خسته کردن
مطالعه برای امتحانات در چند شب متوالی شروع به خسته کردن دانشآموزان کرد، که بر توانایی آنها در حفظ اطلاعات تأثیر گذاشت.
to fail to meet someone's expectations or hopes, causing them to feel let down or unhappy

ناامید کردن
عدم حضور او در مهمانی دوستانش را ناراحت کرد.
to greatly surprise someone

شگفتزده کردن, متعجب کردن
سرعت و کارایی سیستم کامپیوتری جدید کارمندان را شگفت زده کرد.
to cause extreme fear in someone

وحشتزده کردن, مرعوب کردن
صدای بلند سقوط در نیمه شب تمام خانه را ترساند.
to fill someone with the desire or motivation to do something, especially something creative or positive

انگیزه بخشیدن, الهام بخشیدن
شاهکار هنرمند دیگران را برای کشف خلاقیت خود الهام میبخشد.
to misunderstand or mistake a thing as something else or a person for someone else

(کسی را با کس دیگر) اشتباه گرفتن, (چیزی را با چیز دیگر) اشتباه گرفتن
من به طور تصادفی تاریخهای جلسات را اشتباه گرفتم و اولین جلسه را از دست دادم.
to experience great excitement and pleasure

به وجد آمدن
او به سختی میتوانست هیجان خود را کنترل کند در حالی که از صدای آهنگ مورد علاقهاش هیجان زده شده بود.
respecting or admiring a person or thing, particularly because of their excellent achievements or qualities

تحتتأثیر قرار گرفته
causing admiration because of size, skill, importance, etc.

تحسینبرانگیز, فوقالعاده
او در کنسرت اجرایی تحسینبرانگیز داشت.
feeling so anxious that makes one unable to relax

مضطرب, نگران
پس از یک روز طولانی در محل کار، او کاملاً استرس داشت و نیاز به استراحت داشت.
causing mental or emotional strain or worry due to pressure or demands

پراسترس, پرتنش
مصاحبه شغلی برای او تجربهای استرسزا بود.
feeling frightened or anxious

ترسیده, وحشتزده
وقتی متوجه شد که کیف پولش را گم کرده است، ترسیده به نظر میرسید.
making us feel fear

ترسناک
دیشب یک کابوس ترسناک درباره زامبیها دیدم.
filled with great pleasure or joy

راضی, شادمان
آنها از منظره خیرهکننده از قله کوه خوشحال شدند.
very enjoyable or pleasant

لذتبخش, دلپذیر، خوشایند
نمایشگاه هنر یک سورپرایز دلپذیر بود.
feeling angry, upset, hurt, or annoyed due to rude or embarrassing remarks or behaviors

دلخور, رنجیده خاطر، آزرده
بعد از شنیدن لطیفه نامناسب، چند نفر از حضار به نظر ناراحت و ناراحت میرسیدند.
causing someone to feel deeply hurt, upset, or angry due to being insulting, disrespectful, or inappropriate

توهینآمیز, ناراحتکننده
استفاده از زبان توهینآمیز میتواند احساسات دیگران را جریحهدار کند و به روابط آسیب بزند.
