کتاب 'انگلیش فایل' سطح متوسط ‌‌بالا - درس 2B

در اینجا واژگان درس 2B از کتاب English File Upper Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "trainer"، "loose"، "collar" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'انگلیش فایل' سطح متوسط ‌‌بالا
trainer [اسم]
اجرا کردن

کفش کتانی

Ex: After a long day of walking , her trainers provided the cushioning she needed to avoid sore feet .

پس از یک روز طولانی پیاده‌روی، کفش‌های ورزشی او بالشتک مورد نیاز برای جلوگیری از درد پا را فراهم کردند.

to describe [فعل]
اجرا کردن

توصیف کردن

Ex: The guide described the historical significance of the ancient ruins .

راهنما اهمیت تاریخی ویرانه‌های باستانی را توضیح داد.

fit [اسم]
اجرا کردن

تن‌خور

Ex: The dress had a perfect fit , hugging her curves in all the right places .
loose [صفت]
اجرا کردن

گشاد

Ex: The child 's shoes were too loose , so they kept slipping off while running .

کفش های کودک خیلی گشاد بودند، بنابراین هنگام دویدن مدام می‌لغزیدند.

tight [صفت]
اجرا کردن

تنگ

Ex: The new jeans were so tight that she had trouble buttoning them .

شلوار جین جدید آنقدر تنگ بود که او در دکمه بستن آن مشکل داشت.

style [اسم]
اجرا کردن

سبک

Ex: Fashion trends change rapidly , but classic styles tend to remain timeless .

روندهای مد به سرعت تغییر می‌کنند، اما سبک‌های کلاسیک تمایل دارند که بی‌زمان باقی بمانند.

clothes [اسم]
اجرا کردن

لباس

Ex: She received many compliments on her stylish clothes .

او برای لباس‌های شیکش تعریف‌های زیادی دریافت کرد.

fashion [اسم]
اجرا کردن

مد

Ex: The fashion magazine features tips on how to dress for different body types .

مجله مد نکاتی درباره نحوه پوشش برای انواع مختلف اندام ارائه می‌دهد.

dress [اسم]
اجرا کردن

لباس زنانه

Ex: My mom helped me zip up the back of my dress .

مادرم به من کمک کرد تا زیپ پشت لباسم را ببندم.

jacket [اسم]
اجرا کردن

کاپشن

Ex: The jacket has multiple pockets , perfect for storing small items .

ژاکت چندین جیب دارد، که برای ذخیره‌سازی وسایل کوچک عالی است.

jeans [اسم]
اجرا کردن

شلوار جین

Ex: My mother washed my jeans to keep them clean and fresh .

مادرم شلوار جین من را شست تا تمیز و تازه بماند.

sandal [اسم]
اجرا کردن

صندل

Ex: He opted for closed-toe sandals for a hike in the desert .

او برای پیاده‌روی در بیابان صندلهای جلوبسته انتخاب کرد.

sweater [اسم]
اجرا کردن

پلیور

Ex: I need a lightweight sweater for the spring season .

من به یک پلیور سبک برای فصل بهار نیاز دارم.

top [اسم]
اجرا کردن

تاپ (لباس)

Ex: The floral print top is perfect for a day out in the sun .

تاپ طرح گل برای یک روز آفتابی عالی است.

hood [اسم]
اجرا کردن

کلاه

Ex: The children loved their new raincoats with bright , colorful hoods that kept them dry .

بچه‌ها کت‌بارانی‌های جدیدشان را با هودهای روشن و رنگارنگی که آنها را خشک نگه می‌داشت دوست داشتند.

اجرا کردن

آستین‌بلند

Ex: He prefers long-sleeved tops for layering , especially in transitional weather .

او تاپ‌های آستین بلند را برای لایه‌بندی ترجیح می‌دهد، مخصوصاً در هوای انتقالی.

short [صفت]
اجرا کردن

کوتاه

Ex: She wore a shirt with short sleeves to stay cool in the summer heat.

او یک پیراهن با آستین‌های کوتاه پوشید تا در گرمای تابستان خنک بماند.

polo-neck [اسم]
اجرا کردن

لباس یقه‌اسکی

Ex: The polo-neck is often associated with preppy style , often seen paired with chinos or skirts .

یقه اسکی اغلب با استایل پرپی همراه است، که اغلب با شلوارهای چینو یا دامن دیده می‌شود.

V-neck [اسم]
اجرا کردن

یقه‌هفت

Ex: V-neck dresses are versatile , suitable for both formal events and everyday wear .

لباس‌های یقه هفت همه‌کاره هستند، مناسب برای هر دو مناسبت‌های رسمی و پوشیدن روزمره.

sleeveless [صفت]
اجرا کردن

بی‌آستین

Ex: Despite the chill in the air , she layered a sleeveless sweater over her blouse for a stylish and layered look .

علیرغم سرما در هوا، او یک ژاکت بدون آستین روی بلوز خود پوشید تا ظاهری شیک و لایه‌ای داشته باشد.

pattern [اسم]
اجرا کردن

طرح

Ex: The intricate pattern on the rug depicted scenes from ancient mythology .

الگو پیچیده روی فرش صحنه‌هایی از اساطیر باستانی را به تصویر می‌کشید.

checked [صفت]
اجرا کردن

چارخانه (طرح پارچه)

Ex: The checked flag waved vigorously as the winner crossed the finish line , signaling the end of the race .

پرچم شطرنجی با قدرت تکان خورد وقتی که برنده از خط پایان عبور کرد، نشان دهنده پایان مسابقه بود.

patterned [صفت]
اجرا کردن

طرح‌دار

Ex: The artisan showcased a collection of patterned fabrics , each unique in color and design .

صنعتگر مجموعه‌ای از پارچه‌های طرح‌دار را به نمایش گذاشت، هر کدام منحصر به فرد در رنگ و طراحی.

cotton [اسم]
اجرا کردن

پنبه‌ای (پارچه)

Ex: The natural feel of cotton against my skin makes it my top choice for bedding , ensuring a cozy and comfortable night 's sleep .

احساس طبیعی پنبه روی پوستم آن را به انتخاب برتر من برای رختخواب تبدیل می‌کند، که یک خواب شبانه راحت و دنج را تضمین می‌کند.

vest [اسم]
اجرا کردن

جلیقه

Ex: The classic black vest added a touch of sophistication to his ensemble .

جلیقه سیاه کلاسیک به لباس او حالتی از ظرافت و پیچیدگی اضافه کرد.

denim [اسم]
اجرا کردن

دنیم (پارچه)

Ex: After a few washes , the denim started to fade , giving it a stylish , vintage look .

پس از چند بار شستشو، دنیم شروع به رنگ پریدگی کرد و به آن ظاهری شیک و قدیمی داد.

waistcoat [اسم]
اجرا کردن

جلیقه

Ex: A well-fitted waistcoat can enhance a man 's silhouette , providing a polished look for any occasion .

یک ژیلت خوب اندازه می‌تواند سیلوئت یک مرد را بهبود بخشد، ظاهری آراسته برای هر مناسبی فراهم می‌کند.

fur [اسم]
اجرا کردن

لباس خزدار

Ex: The fashion designer showcased a stunning collection that featured elegant fur accessories to complement the evening gowns .

طراح مد یک مجموعه خیره کننده را به نمایش گذاشت که شامل لوازم جانبی شیک از خز برای تکمیل لباس های شب بود.

collar [اسم]
اجرا کردن

یقه

Ex: The tailor suggested adding a contrasting color to the collar to give the shirt a more stylish look .

خیاط پیشنهاد کرد که یک رنگ متضاد به یقه اضافه شود تا به پیراهن ظاهری شیک‌تر بدهد.

lace [اسم]
اجرا کردن

توری (پارچه)

Ex: The seamstress added a lace trim to the hem of the vintage skirt to enhance its charm .

خیاط یک تزئین توری به لبه دامن قدیمی اضافه کرد تا جذابیت آن را افزایش دهد.

linen [اسم]
اجرا کردن

کتان (پارچه)

Ex: The artisan crafted intricate embroidery on the linen napkins , adding a personalized touch to the dining experience .

صنعتگر روی دستمال‌های کتانی گلدوزی‌های پیچیده‌ای انجام داد و تجربه غذا خوردن را شخصی‌سازی کرد.

suit [اسم]
اجرا کردن

کت‌شلوار

Ex: She needs to iron her suit before the important meeting .

او باید کت و شلوار خود را قبل از جلسه مهم اتو کند.

lycra [اسم]
اجرا کردن

پارچه لایکرا

Ex: The cycling team wore matching lycra outfits , which helped minimize wind resistance and improve their speed .

تیم دوچرخه‌سواری لباس‌های هماهنگ از جنس لایکرا پوشیدند، که به کاهش مقاومت باد و افزایش سرعت آنها کمک کرد.

swimsuit [اسم]
اجرا کردن

مایو

Ex: She put on her swimsuit and jumped into the pool .

او مایوی خود را پوشید و به داخل استخر پرید.

silk [اسم]
اجرا کردن

ابریشم

Ex: The bride 's veil was made of delicate silk , adding a touch of elegance to her wedding attire .

حجاب عروس از ابریشم ظریف ساخته شده بود، که به لباس عروسی او جلوه‌ای از ظرافت می‌بخشید.

scarf [اسم]
اجرا کردن

شال

Ex: She tied the scarf in a triangle shape around her head .

او شال را به شکل مثلث دور سرش بست.

velvet [اسم]
اجرا کردن

مخمل

Ex: In the dimly lit room , the velvet curtains added an air of mystery .

در اتاق کم نور، پرده‌های مخمل هوایی از رمز و راز اضافه کردند.

bow tie [اسم]
اجرا کردن

پاپیون

Ex: She surprised everyone by wearing a velvet bow tie with her suit , giving her style a unique and chic twist .

او با پوشیدن یک پاپیون مخملی با کت و شلوارش همه را شگفت زده کرد و به استایل خود یک پیچ و تاب منحصر به فرد و شیک داد.

wool [اسم]
اجرا کردن

کاموا

Ex: The blanket was made from soft wool , providing warmth on chilly nights .

پتو از پشم نرم ساخته شده بود، که در شب‌های سرد گرما می‌داد.

woolen [صفت]
اجرا کردن

پشمی

Ex: The local sheep farm offered a variety of woolen products , from yarn to scarves , all made from their own sheep 's wool .

مزرعه گوسفند محلی انواع محصولات پشمی، از نخ تا شال، همه از پشم گوسفندان خودشان ساخته شده بود را ارائه می‌داد.

cardigan [اسم]
اجرا کردن

ژاکت کش‌بافت

Ex: He buttoned up his cable-knit cardigan before stepping out into the chilly evening .

او قبل از رفتن به هوای سرد شب، کاردیگان بافتنی خود را دکمه کرد.

leather [اسم]
اجرا کردن

چرم

Ex: The furniture store showcased a range of leather sofas , each offering a luxurious and sophisticated look .

فروشگاه مبلمان مجموعه‌ای از مبل‌های چرمی را به نمایش گذاشت که هر کدام ظاهری لوکس و پیچیده ارائه می‌دهند.

suede [اسم]
اجرا کردن

جیر (پارچه)

Ex: She learned the hard way that suede shoes should be kept away from water , as the material stains easily .

او به سختی یاد گرفت که کفش‌های سوئدی باید از آب دور نگه داشته شوند، زیرا این ماده به راحتی لک می‌شود.

boot [اسم]
اجرا کردن

پوتین

Ex: The fashionable boots added a trendy touch to her outfit .

چکمه‌های شیک، جلوه‌ای مد روز به لباسش اضافه کرد.

casual [صفت]
اجرا کردن

راحتی (لباس)

Ex: She wore a casual sundress to the picnic , enjoying the comfort and ease of movement .

او یک لباس تابستانی راحت به پیکنیک پوشید، از راحتی و سهولت حرکت لذت برد.

classic [صفت]
اجرا کردن

قدیمی و محبوب

Ex: They decorated their home with classic furniture that feels both stylish and enduring .

آنها خانه‌شان را با مبلمان کلاسیک تزئین کردند که هم شیک و هم ماندگار به نظر می‌رسد.

اجرا کردن

قدیمی

Ex: His old-fashioned approach to teaching still resonates with some students .

رویکرد قدیمی او در تدریس هنوز با برخی از دانش‌آموزان طنین‌انداز می‌شود.

scruffy [صفت]
اجرا کردن

ژولیده

Ex: She wore a scruffy pair of jeans and a faded T-shirt while painting the house .

او یک شلوار جین کهنه و یک تی‌شرت رنگ‌ورفته پوشیده بود در حالی که خانه را رنگ می‌زد.

smart [صفت]
اجرا کردن

شیک

Ex: For the gala , everyone was expected to dress smart , so many opted for evening gowns and tuxedos .

برای گالا، انتظار می‌رفت همه شیک بپوشند، بنابراین بسیاری لباس شب و کت و شلوارهای رسمی را انتخاب کردند.

to dress up [فعل]
اجرا کردن

لباس رسمی پوشیدن

Ex: The couple chose to dress up for their anniversary dinner at a fancy restaurant .

این زوج تصمیم گرفتند برای شام سالگردشان در یک رستوران شیک لباس رسمی بپوشند.

to hang up [فعل]
اجرا کردن

آویزان کردن

Ex: Hang up your wet towel to dry after your shower .

آویزان کنید حوله خیس خود را بعد از دوش گرفتن تا خشک شود.

to fit [فعل]
اجرا کردن

اندازه بودن

Ex: I need to find a hat that fits comfortably on my head .

من باید کلاهی پیدا کنم که به راحتی مناسب سر من باشد.

to match [فعل]
اجرا کردن

به هم آمدن

Ex: The interior designer chose curtains that match the color scheme of the living room .

طراح داخلی پرده‌هایی را انتخاب کرد که با طرح رنگ اتاق نشیمن همخوانی دارند.

to [get] changed [عبارت]
اجرا کردن

لباس عوض کردن

Ex: It 's common to get changed into comfortable pajamas before going to bed .
اجرا کردن

لباس در آوردن

Ex: Getting undressed and slipping into pajamas is a comforting bedtime routine for many .
to [get] dressed [عبارت]
اجرا کردن

لباس پوشیدن

Ex: He was running late , so he had to hurry and get dressed for the important job interview .
to go with [فعل]
اجرا کردن

به هم آمدن

Ex:

سس تند کاملاً با مرغ کبابی همخوانی دارد.